کلکسماور!
سرکی به دنیای کلکسیونرها

کلکسماور!

نویسنده : اکرم انتصاری

با شنیدن کلمه‌ی «کلکسیون» یاد چه چیزی می‌افتید؟ تمبر، اسکناس، سکه یا هزار و یک شی دیگر. شاید هم در کودکی تجربه‌ی جمع آوری یک کلکسیون ماشین، بلیط اتوبوس و یا پوست آدامس را داشتید و با شنیدن «کلکسیون»، به یاد آن دوران لبخندی گوشه لب‌تان می‌نشیند و به سراغ نوستالژی بازی می‌روید. چند روز پیش به طور اتفاقی به انجمن« مجموعه داران» برخوردم، انجمنی که شما را با کلکسیونرهای ایران آشنا می‌کند. در این بین با یکی از کلکسیونرهای مشهدی آشنا شدیم که هتل آپارتمانش را با شعار« موزه‌ای برای اقامت» تبدیل به هتل موزه کرده است و حرف‌هایی شنیدنی دارد.

 

|| در مسیر مجموعه‌دار شدن!

گوشی تلفن را برداشتم و آدرس کلکسیون احمد نخعی که یکی از کامل‌ترین مجموعه‌های سماور ِ ایران را دارد گرفتم. ساعت دوازده ظهر است و زمین از بارش باران خیس است، به خیابان امام رضا(ع) می‌رسم. وارد هتل آپارتمانی می‌شوم که قرار است کلکسیون سماور را در آن‌جا ببینم، تلفیقی از موسیقی بی‌کلام و آواز یک طوطی کاسکو جلوی در ورودی اولین چیزی است که به گوش می‌رسد. احمد نخعی مجموعه‌دار سماور و مدیر هتل آپارتمان بعد از خوشآمدگویی ما را به دیدن کلکسیونش دعوت می‌کند، او از پانزده سال پیش به مجموعه‌داری علاقه مند شده و الان مجموعه‌ی تقریبا منحصر به فردی از سماور را دارد. البته علاقه او به به سماور ختم نمی‌شود، این را از چیدمانِ وسایل هتل می‌توان فهمید. سمت راست ورودی شبیه چای خوری است و درسمت چپ دو مسیر وجود دارد مسیری که ما را با یکی دو پله بالا رفتن به مجموعه‌ی بزرگی از سماور می‌رساند و مسیر بعدی که با پایین رفتن از پله‌ها به صبحانه خوری ختم می‌شود.

احمد نخعی با نشان دادن سماورهایی که هر کدام در قفسه‌ی مستطیلی روی دیوار جا خوش کرده‌اند، از رابطه‌ی شکل و جنس سماورها با قدمت‌شان می‌گوید. به طور معمول در کتاب‌ها و منابع اینترنتی، شجره نامه‌ی سماور به روسیه و«تولا» یک شهر روسی که در صنعت و هنر شبیه اصفهان خودمان است بر می‌گردد. قدمت سماور ِ ایرانی به دوره‌ی نخست وزیری امیر کبیر برمی‌گردد. زمانی که او با جمع کردن صنعتگران اصفهان، آن‌ها را تشویق کرد تا سماور به تولید داخلی برسد و چای ایرانی روی سماور ایرانی دم بکشد. تا زمان صدارت امیر کبیر اصفهان قطب سماور سازی ماند و بعد تا به امروز بروجردی‌ها، سماور سازان به نام ایران هستند. اما  احمد نخعی می‌گوید در کتابی که در دست تالیف دارد از سماوری چهره برمی‌دارد که احمد سید شاکر خراسانی آن را در 1200 سال پیش طراحی کرده، هرچند بر اساس یک مکانیسم متفاوت ولی به هرحال با تکنیک «خودجوشی».

 

|| با مجموعه‌داری سرمایه‌دار مادی و معنوی می‌شوید

در حین دیدن کلکسیون سوال‌هایی به ذهنم می‌رسد و ترجیح می‌دهم علاوه بر دیدن به جواب آن‌ها هم برسم.

+ اولین چیزی که برای من سوال شد این است که اصلا چرا سماور؟!

- یک علاقه‌ی شخصی. کسی که تمبر یا اسکناس جمع آوری می‌کند مجبور است آن را در جایی جمع آوری کند تا آسیب کمتری بخورد و به همین دلیل زیاد در دید عموم نیست. مجموعه‌ی سماور علاوه بر یک لذت درونی برای من یک جذابیت بیرونی برای بیننده دارد، همین طور که در بیشتر خانه‌ها بهترین نقطه‌ی خانه با یک میز پذیرای یک سماور تزئینی است.

+ چه طور شد که تصمیم گرفتید در هتل آپارتمان کلکسیون‌تان را نگه داری کنید؟

- ما هر سال در هفته‌ی میراث فرهنگی و دهم اردیبهشت روز جهانی موزه، کلکسیون سماور را در خانه‌ی ملک به نمایش می‌گذاشتیم البته تا دو سال پیش.

+ دلیل توقفش چه بود؟

- سماور یک شی تاریخی است و در حمل و نقل آسیب می‌بیند. به این فکر کردم چرا این جا یک موزه‌ی دائمی نداشته باشم. ما به عنوان اولین هتل موزه‌ی ایران مطرح شدیم و تقریبا هر روز بازدید کننده داریم. حتی مسافرها می‌گویند ما این‌جا با یک تیر دو نشان زدیم هم هتل آمدیم هم موزه.

+ الان مجموعه‌ی سماورتان چندتایی است ؟

- در این‌جا صد سماور نگه داری می‌کنم و بقیه را در چندجای دیگر ولی در کل دویست سماور دارم. قدیمی‌ترین سماور روسی ِمجموعه، دویست ساله است و ایرانی‌اش چهارصد ساله.

+ پس برای جمع آوری این سماورها حسابی به خرج افتادید.

- هر کدام از این‌ها در زمان خرید قیمت زیادی نداشتند، بالاخره در طول زمان مجموعه را کامل کردم. هر کدام را از یک شهر و با یک قیمت!

+ حالا که قیمت زیادی ندارد گران‌ترین سماورتان چه قدر می‌ارزد؟

-(به یکی از سماورها اشاره می‌کند) از سه الی چهار میلیون تومان تا هفت، هشت میلیون. سماورهای خاصی هم وجود دارد که نقره-میناست که یکی از دوستانم در تهران آن را دارد و خیلی گران‌تر است.

+(لبخندی می‌زنم) پس وضع مالی‌تان خوب است. مجموعه‌تان حسابی می‌ارزد.

- (می‌خندد)  نه زیادتر از کلکسیون ماشین .

+ با این حساب برای مجموعه داری یا باید وضع مالی خوبی داشته باشیم یا بدهکار شویم و پول قرض کنیم.

- کسی که مجموعه‌داری می‌کند می‌تواند مطمئن باشد در طول زمان ارزش افزوده‌ی خوبی خواهد داشت، شاید هم نوعی سرمایه گذاری باشد، هر چند برای ِمجموعه‌دار سرمایه گذاری معنوی ، مهم‌تر از جنبه‌ی مالی ِ آن است. مثلا برای کامل شدن مجموعه حاضرم از این‌جا به دورافتاده‌ترین دهات ایران هم بروم و حتی پولش را قرض کنم.

+ من به یکی از این سماورها علاقه‌مند شدم و می‌خواهم بابت آن پول خوبی بدهم، شما حاضرید آن را بفروشید؟

- اگر از سماوری دوتا داشته باشم ممکن است بفروشم، در غیر این صورت نه، چون دوست دارم در مجموعه حفظ شود ولی اگر سماور منحصر به فردی دارید خریداریم. می‌توانم آدرس یک راسته در خیابان ارگ را بدهم تا از آن جا بخرید ولی واقعیت این است که کم‌کم وسایل قدیمی از چرخه‌ی بازار خارج می‌شود، مثلا ده سال پیش در هر مغازه چند سماور خوب پیدا می‌شد ولی الان در هر چند مغازه یکی دوتا سماور عتیقه و خوب موجود است. 

+ چه اتفاقی برای بقیه‌شان می‌افتد؟

-  برای خانه و مجموعه‌ها خریداری می‌شوند یا آن‌ها را از کشور خارج می‌کنند. از این خوشحالم که با جمع شدن سماورها در این‌جا حداقل جلوی یک سرقت فرهنگی تاریخی گرفته شد، چون روس‌ها علاقه‌ی زیادی به سماورهای قدیمی دارند.

+ و برای سماورهای مجموعه‌ی شما چه اتفاقی می‌افتد؟

- اوایل خانواده علاقه‌ای نشان نمی‌دادند ولی بعد از کامل شدن سماورها به این شکل به مجموعه داری علاقه‌مند شدند.

+ شما در خانه هم از سماور استفاده می‌کنید؟

-یک سماور ذغالی داریم که روی تراس یا بیرون شهر از آن استفاده می‌کنیم و به همه پیشنهاد می‌کنم طعم چای آن را از ست ندهند.

 

|| بار تاریخی ِ اضافه بر سازمان

خداحافظی می‌کنم. خیابان امام رضا(ع) باز هم شلوغ است و انگار وزن زیادی از تاریخ روی شانه ی من جا مانده است، آخر قبل از آمدن به این‌جا قدمت آخرین سماوری که دیده بودم به خانه‌ی خاله‌ی مادرم برمی‌گردد و شاید صد ساله باشد. بعد از آمدن به هتل موزه این قدمت چهار برابر شد و من شاهد یک اتفاق تاریخی سماوری بودم که اصالت از آن می‌جوشید و البته این همه چیزی نبود که آن‌جا دیدم.

(میز کنفرانس اتاق مدیریت یک درِ چوبی قدیمی بود با نقش و نگارهای اصیل ایرانی)

(به یکی از مایکرویوهای اولیه‌ی دنیا سلام کنید، آن وسطی)

(جمع وسایل شب نشین شبانه جمع است حسابی!)

(تقابل سنت و مدرنیته، کولر گازی تنها موجود مدرن صبحانه خوری بود.)

(اصلا شبیه لباس بزم خانم‌های امروزی نیست ولی معرفی می‌کنیم، لباس بزم زنان دوره‌ی قاجار.)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
:))) چه علایقی دارن مردم :)) پدر بزرگ من چند تا آلبوم سکه و تمبر دارن البته کلا به عتیقه جات علاقه دارن :) یاد استادمون افتادم که میگفت من سلفونای قدیمی رو نگه می دارم! بعد من هی فکر کردم سلفون که باید بریزی درو روی شیرینی و سالاد میشکی بعدش دیگه فایده نداره!! فهمیدم منظورش موبایله =)))) اینکه توی مصاحبه هات حالت روحی خودت و طرف رو هم یه مقدار توضیح میدی خیلی جالبه و خوندن مصاحبه رو لذت بخش میکنه :)) در قدیمیه و استفادش به عنوان میز خیلی جالب بود و همینطور عکس اخری که یه خورده به مانتو سنتی های الان میخره =))) خدا قوت :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
منم قبل از تموم کردن کامنتت با خودم گفتم سلفون چرا آخه :))) راستشض منم بعد دیدن این کلکسیون علاقه مند شدم یک کلکسیون جمع آوری کنم هرچند یک کلکسیون بلیط اتوبوس دارم که من کارت باعث شد متوقف شه ! راستش من هیچ وقت از خوندن یه سری سوال و جواب لذت نمی برم و فکر می کنم مخاطبمم نباید دوست داشته باشه حتما :)) مرسی لطف داری :)آره لباس بزم الان با نیم متر پارچه سر و تهش هم میاد =)
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
چه گزار خوبی ... منم یه کلکسیون سکه دارم ... راستی ؛ عکاس این گزازش کی بوده ؟!؟ :/
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
سکه هاتون از چه سالی هستن ؟ من قدیمی ترین سکه ام این پنج تومنی های قدیمی هست و چند تا سکه ی خارجی:)) خود مبارکمان عکاس بودیم :)
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
خخ ... مال من ، قدیمی ترینش مال زمان جناب ناصرالدین شاه هستش به همرا یه سکه مربوط به سال 1908 میلادی ... توصیه ی اکید دارم که از این به بعد ، بیخیال عکاسی شید خخخخ
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
راستش رو بگید که کلکسیون کیو مال خود کردید؟ بابابزرگ ؟! عکاسی در خون من است ، زهی خیال باطل :|
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
خخخ ... چهل درصدش محصول زحمات پدربزگ هستش، سه درصد محصول کار پدر گرامی و باقی هم که کار خودمه ... یه آزمایش خون دیگه باید بدید :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
چه احساس مالکیتی هم دارین :)) از دور معلومه عکاسی تو خونمه :)
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٢٢
٠
٣
ملت بیکارن
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٣
٢
٠
هرکسی علایقی داره :) بیایید وقتی نظری نداریم توهین نکنیم :)
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
کلکسیون داشتن خوبه، خودمم یه مدت کلکسیون بلیط اتوبوس و روزنامه داشتم ، بلیط که کارتی شد، روزنامه هم که پی دی اف شو می گیرم.ولی در مورد امثال سماورآخه جمع کردن چیزی که حجم زیادی رو اشغال می کنه کارِ بیهودی است، چون از آخر باید بریزشون دور همه رو
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
نه دیگه اگه درست نگه داری کنید یک سرمایه محسوب میشه :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٢٣
١
٠
خیلی جالب بود ، تشکر " تصویر آخری خیلی طنز بود "
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٣
١
٠
نوش جان الهام جان :)) آره فکر کن باز مد شه :))
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
چند روز پیش برادران قدسی یک عکسی رو با آقای محمد کاظم کاظمی توی اینستاگرام منتشر کردند. بنده خدا کلکسیونر جعبه کبریت بود!
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
بله ایشون شاعرم هستن ولی من یک کلکسیونر کبریت دیدم که خیلی غنی تر از مجموعه ی ایشون داشت :)
blue girl
blue girl
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
من کلکسیون مارک دارم ^___^ خخخخخخ خیلیم خوشگلن بعضیاشون!
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
عکسش رو واسه جیم می فرستید؟ یا در موردش مطلب بنویسید
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
چه خارجی !چرا ازشون عکس نمی گیری بفرستی جیم پس ؟!
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
مارک چیه باز
asadzadeh.s
asadzadeh.s
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
داشتن یک کلکسیون به صبر و حوصله و مواظبت خیلی زیاد هم نیاز داره ..... ولی خیلی خوبه .... مرسی اکرم جان
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
مخصوصا اگه در ابعاد خیلی بزرگ باشه . کلکسیون های کاغذی هم که خیلی حساسن من دوست دارم کلکسیون ارغوانی داشته باشم !مجمع ارغوانیون !خواهس می کنم سپینود :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٠/٢٣
١
٠
منم کلکسیون دست خط دارم! همشم کار خودمه! از ۱۳ سال پیش تا حالا خخخخخخ مرسی گزارش جالبی بود :))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
چه جالب:))) دفتر خاطراته یا واقعا دست خط ؟!
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
دفتر مشقام رو دارم :)))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
یکی از فانتزی هام داشتن دفتر مشق کلاس اولم بود :) خوش به حالتون :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
لباس بزم :) ممنونم گزارش قافلگیر کننده ای بود
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
غافل گیر کننده دیگه ؟:) مرسی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
خخخخ سر یک نقطه دارین ایراد می گیرید؟
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
هیچ وقت حس و حال اینکه کلکسیون جمع کنم رو نداشتم! ولی کلکسیون دارها رو دوست دارم :)) گزارش جالبی بود! آدم کلکسیون چه چیزهایی رو که نمیبینه!
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
شبیه این واکنش های یک طرفه است این دوست داشتن ها =) تا حدودی کلکسیون دوربین ، پنکه و تلفنم داشتن
صالح
صالح
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
خسته نباشید پاییز بانو واقعا گزارش خوبی بود.یکی از دوستانم که کافی شاپ داره هم يه کلکسیون کبریت نایاب داره و خيليا به خاطر همون میرن یه قهوه هم میخورن! کلا کار جالبيه.ممنون :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
خواهش می کنم :) پس واقعا می تونه سرمایه باشه با این حساب . بگین یه بخش سلفی با کبریت بذارن در آمدزایی میشه :دی
elnazi
elnazi
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
چه جالب! کلکسیون سماور:) خسته نباشی پاییزی.....:)))))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
سلامت باشی :) آره یک مجموعه سماور خیلی جالب بود :))
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
خییلی جالب بود بابای منم دوتا از این سماورای داخل تصویرو داره از پدر پدر بزرگم به ارث رسیده
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
یه دونه شو از همین الان صاحب شو :))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
من کلکسیون سکه های دزدی و گم شده دارم! یعنی سکه هاشو از خالم دزدیدم بعد چندتاشم گم کردم، چندتاشم هدیه دادم آقامون و دوستام، الان یه چهار پنج تایی مونده! عکس بگیرم بفرستم؟! :دی
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
به به !جالبه اگه عکس بگیری بفرستی ما مستفیض شیم ها :))
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
من اگر بخوام جمع کنم کتاب جمع می کنم :) اونم نه جاش رو دارم نه پولش رو پس بی خیال می شم:)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
کتابفروشیا جای ما این کارو می کنن بیا به دردسر نندازیمشون :دی
z-dadras
z-dadras
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
خیلی مطلب جالبی بود،ممنون:))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
نوش جان :)) چند وقته کم پیدایین ها :)
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
زیر عکس اول گفتی سید شاکر سماورو 1200 سال پیش طراحی کرده؟ 0_0 1200 سال یا سالِ 1200؟؟ :دی
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
1200 سال پیش نه مشابه سماورهای امروزی ولی کاری که می کرده خود جوشی بوده یعنی اب رو جوش می آورده به هرحال !
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
پس من چرا کلکسیون ندارم :/
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
تو باید کلکسیون شهد گل یا شاخک بزنی =)
مجتبی
مجتبی
٩٥/٠٩/٠٧
٠
٠
خیلی ممنون از گزارش عالیتون من بچه مشهد هستم ولی تا الان اسم ایشون رو نشنیده بودم اگه بفرمایین ایشون کدوم هتل تشریف دارن ممنون می شم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦