وای از دندان درد عاطفی

وای از دندان درد عاطفی

نویسنده : مهربانو

دوست داشتن عضوی از بدن است. درست است که همه فورا به فکر قلب می‌افتند ولی من می‌گویم که دوست داشتن دندان آدم است. دندان جلویی که هنگام لبخند برق می‌زند. حالا تصور کنید روزی را که دوست داشتن آدم درد می‌کند. آرام و قرار را از آدم می‌گیرد. غذا از گلویت پایین نمی‌رود. شب‌ها را تا صبح به گریه می‌نشینی. آن‌قدر مقاومت می‌کنی تا یک روز می‌بینی راهی نداری جز این‌که دندان دوست داشتن‌ات را بکشی و بیاندازی دور. حالا دندان دوست داشتن را که کشیده باشی، حالت خوب است، راحت می‌خوابی، راحت غذا می‌خوری و شب‌ها دیگر گریه‌ات نمی‌گیرد. ولی... همیشه جای خالی‌اش هست، حتی وقتی از ته دل می‌خندی. (از کتاب طلایی کوچک - نوشته ی دیل کارنگی )

این روزها می‌توانی به خودت دلداری بدهی که این را می‌کشم و جایش دندان مصنوعی می‌گذارم. از دندان اصلی هم سفیدتر و زیباتر. هیچ کس هم یادش نمی‌ماند که این یک دندان عاریه‌ای ست. کلی خرج می‌کنی و وقت می‌گذاری تا این جای خالی را به بهترین صورت ممکن پر کنی. جلوی آینه که می‌روی با اولین حرف یا لبخند خودش را به تو نشان می‌دهد. خوشحالی که جای خالی‌اش دیگر توی ذوقت نمی‌زند و تو را تا دورترین و کم رنگ‌ترین خاطرات هم نمی‌برد. یک لبخند زورکی می‌زنی و به خودت آفرین می‌گویی که از عهده‌اش بر آمدی. این کار هر کس نیست.

ولی... در آن دور از دسترس‌ترین نقطه‌ی قلبت، همانجا که خاطراتی را که دوست نداری تلمبار می‌کنی و به خودت قول می‌دهی دیگر هیچ وقت سراغشان نروی و زیر و رویشان نکنی، همانجا که یک جور انباری خاطرات است، باز هم خرده خاطراتی از او می‌ماند. در آنجا هم ناخواسته جای آن‌ها را از دیگر خاطرات نفرت انگیز جدا کرده‌ای و یک جای ویژه برای‌شان در نظر گرفته‌ای، این ویژه بودن همیشه مال او بوده است.

یک مدت لبخند نمی‌زنی و لب از سخن هم فرو می‌بندی تا همه چیز یادت برود. ولی دیگر کافیست. اول از همه انباری خاطراتت را خالی می‌کنی، همه را توی یک پلاستیک بزرگ مشکی می‌ریزی، درش را محکم گره می‌زنی و به دورترین سطل زباله می‌اندازی که اگر هم بخواهی نتوانی سراغ‌شان بروی. بعد هم آن دندان مصنوعی را بیشتر تحویل می‌گیری، حتی در مسواک زدن. آن‌قدر که دندان‌های اصلی هم حسودی‌شان شود. درست است عاریه است ولی هیچ وقت درد نمی‌گیرد و همیشه با تو می‌ماند. آن قدر لبخند می‌زنی که دیدنش برای چشمت عادی می‌شود.

این عمر و جوانی توست که می‌گذرد و می‌رود، پس بیشتر از این وقتت را به پای دندان لقی که باید هر چه زودتر از شرش راحت می‌شدی هدر نمی‌دهی و با امید به روزهای قشنگ‌تر زندگی‌ات را از سر می‌گیری.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/١٠
٠
٠
جالب بود تشبیهتون!موفق باشید!
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/١٠
٠
٠
ممنون از نظرتون-شما هم موفق باشین
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٠
٠
٠
با حرفهاتون موافقم. هیچ عقل سالمی نمیگه دندون لق رو یک عمر نگهش داریم و باهاش مدارا کنیم!
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/١٠
٠
٠
بله-اگه ما آدما یاد بگیریم قدر داشته هامون و بدونیم خوشبخت تر و شادتر زندگی می کنیم!!ممنون که خوندین
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/١١/١٠
٠
٠
تشبیه قشنگی بود اما به نظرمن دوست داشتن دندون نیست! یه چیزیه دراعماق وجودت اممم فک میکنم همون قلب خوب باشه چون خیلی وقتا مجبوری قایمش کنی:)خیلی وقتا مجبور انکارش کنی و خیلی وقتا...:)اگه دندون باشه زجر اورتر از چیزیه که قابل تحمل باشه وحتی همون دندون عاریه هم دردناک خواهد بود:)
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/١٠
٠
٠
ممنونم از نظر خوبتون=)) خیلی وقتها دوست داشتن چیزی یا کسی در قلبمون وجود داره-چون خیلی اذیت نمی کنه و دیگران هم متوجهش نمی شن برای مدت طولانی با اون کنار میایم و این باعث می شه عمر و وقتمون و صرف چیزی یا کسی کنیم که می دونیم بهش نمی رسیم.پس اگه دندون باشه مجبوریم برای حفظ آبرو و آرامشمون هر چی زودتر تکلیف دلمون و روشن کنیم و با چیزایی که داریم بسازیم و شاد باشیم=))ممنون از نظرتون=)
n_yusefi
n_yusefi
٩٤/١١/١٠
٠
٠
نوشته زیبا بود ولی دوست داشتن ، حتی بعد از لق شدن لازمه جای خالیش بمونه... شاید به حرمت قداست روزهای اولش
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/١١
٠
٠
اگه جای خالیش بمونه با هر بار دیدنش کلی انرژی منفی نصیبمون می شه=)اگه یک عشق واقعی و مقدس باشه هیچ وقت لق و خراب نمی شه-ممنون که نظرتون و گفتین=))
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١١/١١
٠
٠
خیییلی به دلم نشست این متن
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/١١
٠
٠
خیییلی خوشحالم =))ممنون که خوندین
admincheh
admincheh
٩٤/١١/١١
٠
٠
این تشبیه دوست داشتن اول متن رو چند روز پیش خوندم و به این فکر کردم تشبیه جالب و نامتعارفی شده ، ممنون که خوندنش قلم به دست گرفتی و نوشتی:)
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/١١
٠
٠
برای من هم خیلی جالب و دلنشین بود=))از شما ممنونم که خوندین و نظرتونو گفتین=))سپاس
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
سلام.اما من سالهاست یه دندون سوراخ رو نگه داشتم به خاطر تعلق خاطری که زبونم بهش داره:))اخه وقتی استرس میگیرم کم میارم یا میترسم زبونم ناخوداگاه سرشو میبره تو سوراخش .یه جوری پناهگاهش هست.میخوام بگم گاهی وقت ها دندونت لق میشه عفونت میکنه صورتت ورم میکنه ولی حاضر نیستی از دستش خلاص بشی.بعضی دوست داشتن ها دردناکن.وقتی هم بکشیشون هی زبونت میره تو حفره خالی از نبودنش و چشات ابر میشن..و فقط دوست داشتنت خیس میشه اما تموم نه!
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
منم کل حرفم همین بود که چرا باید یه حس دوست داشتن و که باعث آزار و اذیتمونه سالها نگه داریم -اگه بدونیم که هیچ وقت به اون خواسته مون نمی رسیم-و این طور با یک درد همیشگیه بی ثمر عمر و جوونیمون و هدر بدیم:)باید اون دندون و کشید جاشو پر کرد و فقط به چیزایی که داریم فکر کنیم و دلمون و خوش کنیم.امیدوارم به همه ی آرزوهاتون برسین و هیچ وقت دوست داشتناتون خیس نشن:))موفق باشید و شاد
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣