سال روز اشک‌هایت غم انگیزتر از سال روز رفتنت بود. کاش می‌دانستی چه در دل دارم. هر بار که چند قدمی از خاطراتت دور می‌شوم با تلنگری همه چیز سر جایش بر می‌گردد.

 همان روز بارانی ...

امروز هم دوباره شروع کردی آن هم با اشک. عذاب‌آورتر از این می‌شود که ندانی چه کشیدم و آخر هم اشک‌هایت را؟ به خدا که تاب ندارم ببینم اشکت را، شاد باش تو را به جان عشقت...

مطمئن باش از کسانی که تو را دوست دارند خیانت سر نمی‌زند، مگر من که تو را دوست داشتم خیانت کردم؟ مگر بعد از تو کسی به زندگی‌ام آمد؟ او هم تو را دوست دارد؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٢٨
١
٠
یعنی اون شما رو دوست نداشت که بهتون خیانت کرد؟ آیا کسی که بهتون خیانت کرده ارزش اشک ریختن دارد؟؟
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
بعضی وقتا اشتباه رو قبول داری ولی نمیتونی ترکش کنی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
ورود شما رو هم به جمع غمگینان جیمی تبریک میگم خخخخ
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
خخخخ ما از غمگین قدمیا هستیم
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
من اینجا نظر گذاشته بودم که!! حالا دوباره میگم: آقا بهتر نیست بیخیال رفته ها بشیم؟ اونی که رفته دیگه رفته حالا ما 1000 سال هم که در نبودش زانوی غم بقل بزنیم برنمیگرده
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
چشم/ خدایی میخوام ها نمیشه ولی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٤
٠
٠
عکس خوبیه
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣