ابتذالِ تفاوت

ابتذالِ تفاوت

نویسنده : y-naeemi

پیرامون جریان افول گرای بعضی ترانه سرایان:

این‌که ادبیات داستانی ما حداقل صد سال از جریان ادبی روز دنیا عقب‌تر است را نمی‌شود انکار کرد اما عقب ماندگی در عرصه‌ی ترانه آن هم در حالی که شعر فارسی در زمره‌ی پخته‌ترین و تکامل یافته‌ترین اشعار جهانی است، این سوال را پیش می‌آورد که علت فاصله‌ی ترانه و شعر فارسی از یک دیگر چیست؟

شاید عده‌ای ابتذال را علت اصلی افول ترانه سرایان فارسی بدانند که امری بدیهی است اما جریان جدیدی که چند ترانه سرای معاصر دنبال می‌کنند، جریانی به شدت خطرناک‌تر است که در عین تفاوت داشتن با ترانه سرایان مبتذل، به نوعی ادبیات ترانه را می‌تواند تا سال‌ها به عقب برگرداند.

به این ترانه توجه کنید:

من و تو شبیه بندریم و فانوس

من و تو مثل کلیساییم و ناقوس

من و تو شبیه جاشو و لنجیم

من و تو مثل فلز یابیم و گنجیم

و ...

در ادامه ترانه سرا به طرز مبتذلی فقط عناصری را که با هم ارتباط دارند بیان می‌کند و سپس می‌گوید «من و تو بدون هم معنا نداریم...» . حال هرکسی جز ترانه سرا می‌تواند همین چیزها را سر هم کند و ترانه‌ای هزار و چند صفحه‌ای بسراید و احتمالا از ترانه سرای اصلی این کار موفق‌تر خواهد بود، زیرا ترانه سرا با خودش نیاندیشیده است که فلزیاب و گنج بدون هم معنا دارند و اگر فلزیاب نباشد گنج کماکان ارزش خودش را حفظ می‌کند و تا پایان ترانه این مشکل باقیست. در قسمت‌هایی مثل «ویروس و محیط ویندوز»، «مروارید و غواص» و ...

مشکل وقتی حادتر می‌شود که در چندین ترانه‌ی دیگر، ترانه سرا به همین روش سعی می‌کند کار خودش را آسان کند و در عین حال فضایی به وجود می‌آورد که می‌تواند هر کلمه‌ای را بدون فکر کردن به معنای آن در ترانه بیاورد و به همین جهت سعی می‌کند پیرو مکتب پست مدرنیسم که سال‌ها پیش در ادبیات جهان منسوخ شده است ادعای متفاوت بودن بکند و جریان تفاوت را به ابتذال بکشد. به نمونه‌ای دیگر دقت کنید:

تو این افق دیگه فرقی نمی‌کنه

وضعیت هوا / جغرافی زمین/ بحران اقتصاد/ قبضای آب و برق / مفهوم فلسفه / تیغ موکت بری/ تفسیر مادیات / درک ادبیات

...

در ادامه ترانه سرا باز به شیوه‌ی مبتذل این جریان ادامه می‌دهد و اساسا با گفتن «تو این افق دیگه فرقی نمی‌کنه» خودش را رها کرده است و شما به عنوان مخاطب به جای تمام کلمات این ترانه می‌توانید کلمات دیگری بگذارید بدون این‌که مفهوم ترانه عوض شود و این یعنی ترانه سرای عزیز درحالی که سعی کرده است متفاوت باشد اما تا پایین‌ترین سطح درک مخاطبان خود تنزل یافته است.

و اما ترانه‌ای دیگر :

وقتی هستی خوب ِ خوبم بی تو غصه منهدم نیست

با تو دغدغه ندارم دیگه هیچ چیزی مهم نیست

نه مهم نیست سیل و آتیش سونامی زلزله بهمن ...

و باز ترانه سرا همان شیوه قدیمی خود را پیش می‌‌گیرد.

لازم به ذکر است که خواننده‌ی این ترانه‌ها در کارنامه‌ی خود کارهای فوق العاده‌ای نظیر «ببار برایم» نیز دارد اما این که چرا به سمت این ترانه‌ها جهت پیداکرده است فقط یک دلیل می‌تواند داشته باشد و آن «تفاوت» است. تفاوتی که در عین ابتذال می‌تواند جمع کثیری را مجذوب کند و جریان ترانه سرایی را به حدی از حقارت برساند که مخاطبان در پست مدرنیسم (البته مدعیان پست مدرنیسم) غوطه ور شوند، بدون آن که چیزی از مانیفست آن بدانند و منتقدان نیز باید بنشینند به جریان ترنس مدرن ادبیات جهان بنگرند و حسرت بخورند که چند سال دیگر یا چند صد سال دیگر و یا  چند هزار سال دیگر قرار است به آن برسیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
میگم انگار جیمیا همه الان رفتن توی کار نقد شعر
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
نه بابا نقد چیه صرفا یک اظهار نظره
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
چه همه زدن تو فاز شعــــــــــــــــــــــــــر :))
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
نمیدونم والا بقیه مطالبو نخوندم :))) ولی دوستان در جریان هستن که توی این دو سال اکثر مطالبم شعر بوده :)))
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
شعر گفتن از اون کاراهایی که حداقل یک بار ملت تجربش میکنن! حالا این یک بار شرایطش فرق میکنه واسه هر کس. اما این موضوعی که شما گفتید خودش یه سبک شده به نظرم! یعنی جدیدا من زیاد دیدم همینجور کلمات رو پشت هم میچینن و میگن شعر! تازه کلی هم طرفدار داره!!
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
یک مکتبی بود به نام دادائیسم که شاعران این مکتب میومدن شعرای مختلف از شاعرای دیگه رو تو کاغذ می نوشتن بعد کاغذ رو ریز ریز می کردن و بعد تیکه هاش رو به صورت رندوم کنار هم میذاشتن می گفتن این یک شعر جدیده ! به نظر میاد این ترانه ها هم تا حدودی از این روش پیروی می کنن
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
ترانه هم ترانه های خارجی این جفنگیات که ارزش شنیدن و نقد نداره
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
مشکل اینجاست که بسیاری از همین ترانه ها یه جورایی گرته برداری از ترانه های خارجیه اما نه تنها مثل اون ها فوق العاده نمیشه بلکه یک جورایی باعث تخریب اون سبک ترانه سرایی هم میشه !
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٢٨
٠
٠
دقیقا! به نکته خوبی اشاره کردید
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
نرانه سرایی ما واقعا اوضاع خوبی نداره هر چند زیاد تو این زمینه دانش ندارم ولی وقتی می شنوم و چند تا کلمه ی مبتذل که یا به یک عشق بی فرجام یا افزدگی بعدش یا خیانت می رسن از همون وسط ترانه رو قطع می کنم :|
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
به نظر میاد که خواننده ها روی ترانه به اندازه ی آهنگسازی و تنظیم آهنگ دقت ندارن در حالیکه بسیاری از ترانه ها پتانسیل این رو دارن که یک آهنگ معمولی را تا حد یک کار حرفه ای ببرن بالا .
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨