خود «عاذاری» یا همان عذرخواهی خود خواسته

خود «عاذاری» یا همان عذرخواهی خود خواسته

نویسنده : عظیم

تصور کنید در پیاده‌رو با سرعت مطمئنه در حال راه رفتن هستیم. ناغافل تن‌مان می‌خورد به تن عابری که از رو به رو می‌آید. این اتفاق در حالی می‌افتد که هر دو به یک اندازه مقصر (و یا حتی بی‌تقصیر) هستیم؛ ولی این فقط ما هستیم که معذب می‌شویم و عذر خواهی را بر خود واجب می‌دانیم.

یا مثلاً فرض کنید صندلی عقب تاکسی بین دو مسافر نشسته‌ایم. هنگام پیاده شدن؛ از مسافر بغل دستی چون که به خاطر ما از ماشین پیاده شده، معذرت خواهی می‌کنیم. چرا؟ ما که کار بدی نکرده‌ایم. پیاده شدنِ ما که حق کسی را ضایع نکرده است. پس این عذر خواهی برای چیست؟

این‌ها به کنار؛ آن وقت‌هایی که می‌خواهیم پولی را به شاطر نانوا بدهیم و سکه ناگاه به زمین می‌افتد. اصلاً معلوم نیست این ما بوده‌ایم که سکه را زودتر از موعد رها کرده‌ایم یا شاطر دیرتر از موعد اقدام به گرفتن سکه مذکور کرده است. ولی باز این ما هستیم که معذرت خواهی می‌کنیم و کلی معذب می‌شویم.

در ازدحام مترو (یا اتوبوس) هم دائماً در دلمان شرمنده نفر مقابل‌مان هستیم که نکند ما موجب فشرده شدن اوقاتش شویم! در حالی که بی‌اختیار توسط سیل جمعیت به جلو هل داده می‌شویم و هیچ نقشی هم در این فرآیند نداریم. ولی همچنان این ما هستیم که باید از نفر مقابل‌مان دلجویی کنیم و کسی هم شرمنده فشرده شدن ما نیست.

علی ایحال بدانید که ما معذب‌ها، ما دائم الشرمنده‌ها، ما خود مقصر پندارها، دست خودمان نیست. یک وقت اگر ما به پست‌تان خوردیم و شروع کردیم به عذر خواهی کردن؛ خیال نکنید واقعاً ظلمی در حق‌تان روا داشته‌ایم و حالا سعی داریم با این کارها بخشش شمای «غیرمعذب» را بدست آوریم. خیر، ما و شما در شرایط برابری هستیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ka_veh
ka_veh
٩٤/١٠/٢٨
١
٠
اون موقعیت تاکسیو بسیار تجربه کردم!!ینی واقعن نباید عذرخواهی کنیم؟؟:(
عظیم
عظیم
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
نه، من نمیگم غذرخواهی نکنیم. انتقادم به اوناییه که به این دست رفتارها واکنش شایسته ایی نشون نمی پن.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٢٨
٠
٠
ما دائم العذرخواهی ها آدم های با فرهنگی هستیم و نه به خاطر حق بلکه به خاطر موجب زحمت شدن دیگران عذرخواهی می کنیم. شما از کجا نون می خری که براش سکه میدی؟؟؟
عظیم
عظیم
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
اره کار خوبیه. من فقط دوست دارم بقیه هم این کار خوب فرهنگی رو درک کنن. شما فرض کن دو تا سکه پونصدی دادم و می خوام یه نون بربری کنجددار بخرم.
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٤/١٠/٢٨
١
٠
جالبه ديدي يكي ميخوره زمين ما ميگيم آخ ببخشيد يه جايي خوندم اين اصلا به مازوخيزم ربط نداره به علت كمبود ويتامين b 12 است
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٤/١٠/٢٨
٠
٠
شوخي كردم علتش كمبود عزت نفسه! تورو خدا نپرسيد عزت نفس چيه تو محله ما كسي نداشتم داشته باشه ببينيم چيه!
عظیم
عظیم
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
عجب! :))
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٠/٢٨
٠
٠
در مقابل این افراد -آدمایی هستن که فکر می کنن همیشه حق با اونایه و از دماغ فیل افتادن.حتی اگه کار اشتباهی هم بکنن لازم نمی دونن عذر خواهی کنن.فکر می کنم جزو دسته ی اول باشی خیلی بهتره تا این مغرورها....موفق باشین
عظیم
عظیم
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
بله موافقم. وای بر دسته دوم ها :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/١٠/٢٨
١
٠
من که برا خودم یه پا دايم المعذبم:| مقصر باشم نباشم معذرت خواهی میکنم معمولا هم طرف یه قیافه حق به جانب میگره انگار واقعنی من مقصرم:/
عظیم
عظیم
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
من هم از همین رفتار معمول حق به جانب ها متعجبم.
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/١٠/٢٨
١
٠
دقیقا من این جوریم :) ممنون که گفتین :))
عظیم
عظیم
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
پس شمام خوعاذارید! تبریک می گم :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
ترجیحم اینه که خودعاذار باشم تا دیگری آزار :))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
تا حال از این زاویه به این موارد نگاه نکرده بودم " جالب بود " دیگه من باشم از کسی عذرخواهی کنم :)))
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
چه اشکالی داره این موضوع؟ اتفاقا به نظر من نشانه ادب فرد. اینکه دو نفر به هم بخورن و هیچ کدوم برنگردند حداقل به هم نگاه کنند خوبه؟ یا اینکه برگردن بزنن هم دیگه رو!
عظیم
عظیم
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
نه بابا چرا اینقدر خشن! :))) من هم با شما موافقم. ولی مواقعی که همین کار مودبانه موجب توقع بیجا در فرد مقابل می شه از کار خودم پشیمون می شم :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨