چند تفاوت مهم در فیلمنامه نویسی و داستان نویسی / قسمت اول

چند تفاوت مهم در فیلمنامه نویسی و داستان نویسی / قسمت اول

نویسنده : n_nazari

آيا توانايي در نگارش نثر ادبي الزاماً به معناي توانايي در فيلمنامه نويسي هم است؟ جواب منفي است. فيلمنامه نويسي احتياج به مهارت و دانشي خاص دارد. من در بيست سال فعاليتم در زمينه نوشتن، خواندن، ويرايش و بازنويسي فيلمنامه، شاهد انواع مختلف خطاها در فيلمنامه نويسي بوده‌ام: عدم رعايت ساختار صحيح (که دست افراد آماتور را به سادگي رو مي‌کند)، آغازهاي کسالت آور (که خواننده يا بيننده را از دنبال کردن اثر منصرف مي‌کند)، داستان‌هاي ضعيف و خسته کننده (که براي خواننده يا بيننده حکم قرص خواب را دارند) و ... . اما در اين ميان خطاهايي وجود دارند که ريشه در عدم درک صحيح از فيلمنامه و فلسفه نگارش آن دارند. افرادي که اين نوع اشتباهات را مرتکب مي‌شوند، فرق بين نوشتن فيلمنامه و نوشتن انواع ديگر نثر (مثلاً نثرهاي ادبي) را نمي‌دانند و چنين تصور مي‌کنند که فيلمنامه نويسي مساوي است با داستان نويسي به اضافه اندکي تفاوت در فرم ظاهري. بايد گفت که اين نوع اشتباهات برای اثر بسيار مهلک و کشنده هستند! تفاوت‌هاي بين اين دو بسيار بنيادي‌تر و عميق‌تر از تفاوت‌هاي ظاهري است.

 

تفاوت فيلمنامه با فیلم

اگر رمان را يک خانه فرض کنيم، چرک نويس، يعني متن ابتدايي نوشته شده توسط نويسنده، به مثابه اسکلت و فونداسيون اين خانه و متن نهايي و ويرايش شده، به مثابه شکل نهايي، رنگ آميزي شده و نماسازي شده آن است. همان طور که ساکنان اين خانه تنها شکل نهايي آن را مي‌بينند و تصوري از فونداسيون آن ندارند، خواننده رمان نيز هرگز نسخه چرک نويس آن را نمي‌خواند، بلکه نسخه تميز و ويرايش شده‌اي را مي‌خواند که نويسنده به عنوان متن نهايي به چاپخانه سپرده است.

اگر يک فيلم را يک خانه فرض کنيم، فيلمنامه حکم نقشه خام اوليه اين خانه را دارد. اين نقشه ممکن است در حين ساخت دچار تغييراتي شود. بيننده‌اي که فيلم را مي‌بيند، هرگز از نقشه اوليه، يعني فيلمنامه خبر ندارد و تنها اثري را مي‌بيند که بر مبناي تفسير عده‌اي (کارگردان و تهيه کننده) از اين فيلمنامه ساخته شده است.

اين همانندسازي، تفاوت اساسي بين فيلمنامه نويسي و داستان نويسي را به خوبي نشان مي‌دهد. وقتي شما فيلمنامه‌اي را که نوشته‌ايد بازنويسي مي‌کنيد، هرگز نسخه نهايي‌اي را خلق نمي‌کنيد. نسخه نهايي فيلمنامه شما، فيلمي است که بر مبناي آن ساخته خواهد شد. تماشاچيان هرگز مستقيماً کلمات شما را نمي‌بينند. اين حقيقت دردناک در تئوري براي همه، واضح و بديهي است، اما بسياري از فيلمنامه نويسان تازه کار کاملاً آن را ناديده مي‌گيرند.

 

صدا و تصوير

چنين اشتباهي چگونه بر کيفيت فيلمنامه‌هاي اين افراد اثر مي‌گذارد؟ آن‌ها با نوشتن توضيحات و پي نوشت‌هايي خارج از متن اصلي، سعي مي‌کنند تا فيلمنامه‌شان را براي خواننده قابل فهم‌تر کنند، حال آن‌که اين توضيحات و پي نوشت‌ها اکثراً قابليت تبديل شدن به تصوير يا صدا را در فيلم ندارند. من فيلمنامه‌هاي زيادي را ديده‌ام که در آن‌ها نويسنده، با نوشتن مقدمه توضيحي، توضيحات خارج از متن و توصيفات مفصل از کاراکترها، سعي در ساده و ملموس‌تر کردن داستان داشته است، اما آن‌ها از اين حقيقت غافل‌اند که توضيحات‌شان فقط روي کاغذ مفهوم دارند. عده‌اي آن قدر اين توضيحات تکميلي را بسط مي‌دهند که فيلمنامه‌شان از لحاظ ظاهري هم چيزي بين فيلمنامه و رمان مي‌شود! شما هميشه بايد به اين قانون مهم توجه داشته باشيد که: اگر نوشته شما نتواند به صدا يا تصوير بدل شود، به هيچ وجه براي بيننده قابل درک نخواهد بود. براي بهتر فهميدن تفاوت داستان نويسي و فيلمنامه نويسي به مثال زير توجه کنيد:

مثال «الف»:

داخلي – اتاق سارا – شب

جف، مشغول جست و جوي چيزي در کمد لباس‌هاست. به نظر مي‌آيد چيزي او را گيج کرده. او مطمئن است که سارا قرص‌ها را در اين کمد مخفي کرده است. اما چرا او نمي‌تواند آن‌ها را پيدا کند؟

چرا مثال «الف» نمي‌تواند صحنه‌اي از يک فيلمنامه باشد؟

اين سطر (مثال الف)، کاملاً واضح و روشن است و شما را کاملاً در جريان ماجرايي که در حال وقوع است قرار مي‌دهد، اما به ياد داشته باشيد که هر جمله در فيلمنامه بايد مابه ازاي صوتي يا تصويري داشته باشد. دو جمله آخر در عين اين که حاوي اطلاعات مهمي درباره ماجرا هستند، اما مابه ازاي صوتي يا تصويري ندارند. مثال «ب» دقيقاً همان ماجرا را بيان مي‌کند، اما اين بار اطلاعات به شکل صدا و تصوير انتقال داده مي شوند.

مثال «ب»

داخلي – اتاق سارا – شب

جف با حالتي مصمم، مشغول جست و جوي چيزي در کمد لباس هاست. او ناگهان دست از جست و جو مي‌کشد و موجي از حيرت در صورتش هويدا مي‌شود.

ديزالوبه:

داخلي – اتاق سارا – روز

سارا سراسيمه وارد اتاق مي‌شود و در را پشت سر خود قفل مي‌کند. او يک بسته قرص را از کيفش خارج مي‌کند، در کمد لباس‌ها را باز مي‌کند و بسته را با دقت زير لباس‌هايش مخفي مي‌کند. سپس نفس عميقي حاکي از آسودگي مي‌کشد. او متوجه حضور جف در پشت پنجره نشده است. در تمام اين مدت جف، مخفيانه سارا را زير نظر داشته است.

ديزالوبه:

داخلي – اتاق سارا – شب

جف آهي مي‌کشد و به جست و جويش ادامه مي‌دهد، اين بار مصمم‌تر و با انرژي بيش‌تر.

جف (زمزمه کنان): من مطمئنم که قرص‌ها اين‌جا هستند!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٠
١
٠
مطلب جالبی بود. من به شخصه فرق این دو بخش رو با هم نمیدونستم. ممنونم برای آگاه سازی ما :)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/١٢
٠
٠
عجب، شما خودتون فیلم نامه نویسی میکنید؟
n_nazari
n_nazari
٩٤/١١/١٢
٠
٠
مرسی از مطالعه تون ... من تازه شروع به نوشتن اولین فیلمنامه ام کردم با کمک کتاب های سید فیلد البته
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات