طویله تنهایی / قسمت یازدهم: لیلا در کٌلمبو

طویله تنهایی / قسمت یازدهم: لیلا در کٌلمبو

نویسنده : بهمن بهمنی

(برای خواندن قسمت قبل اینجا کلیک کنید)

پخودکار قرمز را بر می‌دارم «ژ»های متن را خط می‌گیرم  و یک رمز ساده :

«یکی از خط بالا  می‌چسبه به خط پایین و حالا یکی چپ میره بالا»

 نامه را گذاشتم زیر تخته سنگ در خانه لیلا، نزدیک ظهر خود را به کلمبوی هاجر رساندم، کلمبو صخره‌ای بود شکافته شده درون رودخانه که عمق آب در آن‌جا زیاد می‌شد،  قبل‌ترها زن‌ها آن‌جا استحمام می‌کردند، از پشت درخت سپیدار آن طرف رودخانه لیلا را می‌بینم، لیلا نیم ساعتی کنار کلمبو نشست، بعد از آن چادرش را به شاخه درخت چنار  بست! انگاری که می‌خواست حفاظی درست کند تا شنا کردنش را نبینم، از داخل جوی سینه خیز خود را به نزدیک درخت چنار رساندم! آری درست بود، لیلا داشت شنا می‌کرد، نفسم در سینه حبس شده و با خود می‌گفتم لیلا همسر آینده من است، یک نگاه کوچک اشکالی ندارد!

و من همچنان مبهوت آن چشم‌های آبیم  !

ادامه دارد...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١١/٢٤
٠
٠
:) اینکه قرار شد عوضش کنم.
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/٢٤
٠
٠
خیلی بی تربیتین ، کی گفته اشکال نداره ؟ کی گفته لیلا بره تو رودخونه شنا کنه ؟ !خخخ !مچکر مچکر مچکر
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
کی چاپ میشه بهمن جان؟
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
:) هنو معلوم نیست
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
سلام رفقا و کاربرا :) بابت تاخیر عذر خواهیم ! تو یک پک ویژه نوروز این داستان رو تموم می کنم :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
یا ابالفضل! ازین سری داستانا تو جیم نداشتیم!!! ولی من میگم تهش به اون نمی رسی مهندس!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
:) خخخخ استغفرالله
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
:|
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
:)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
بهمن از قسمت اول شروع کردم دادا :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
:) مرسی صالح
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠