شهر من / ترانه

شهر من / ترانه

نویسنده : A_Emadi

نسبت به جایی که تویی

دلگیر و سرده شهر من

انگشت نمای مردمم

منو به هم نشون میدم

به اسم تو می‌شناسنم

انگشت نمای مردمم

شهرت این روزامو به

نبودن تو مدیونم

خونه خراب شهر ما

یه جوون آس و پاسه

یه آدمی که زندگیش

میشه تو چشمات خلاصه

***

تیکه‌های این مردم/ مثل خرمن هیزم

میریزن تو آتیش / دل بی تو سردرگم

بی تو سرده شهر من / شهر درده شهر من

مرد بی تو سر در گم / دوره گرد شهر من

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
:) زیبا بود
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
ممنون
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
تیکه‌های این مردم/ مثل خرمن هیزم .... اینو من واقعا می فهممم.... وقتی توی مدرسه و اینور اونور همه به خاطر اخلاقم بهم تیکه میندازن... خیلی حال کردم با شعرتون... مر30
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
نظر لطفته...
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
زیبا بود ممنون / خط چهارم فکر کنم فعل میدن درست باشه :)
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
بله من درست نوشتم ولی خوب ...
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
قشنگ بود. ((یه جوون آس و پاسه)) خخخخ
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
ممنون
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
نمیدونم چرا خیلی نمیتونم با این مدل اشعار ارتباط برقرار کنم. یه چیزی تو ذهنم دنبال وزن و قافیه میگرده همش. ولی قشنگ بود در کل :)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
نمیدونم چرا خیلی نمیتونم با این مدل اشعار ارتباط برقرار کنم. یه چیزی تو ذهنم دنبال وزن و قافیه میگرده همش. ولی قشنگ بود در کل :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠