این درسته آخه؟!

این درسته آخه؟!

نویسنده : A_Emadi

برف چنان سنگین بود که اصلا اطراف را خوب نمی‌توانستم ببینم. حالا فکرش را بکنید توی آن شرایط باید پدربزرگم را روی دوشم می‌بردم بیمارستان! توی آن هوا هم که تاکسی نایاب شده بود طبق معمول.

بدون این‌که هدف مشخصی داشته باشم فقط راه می‌رفتم و روی دوشم پدرربزرگم را نگه داشته بودم. توی همین حال و هوا یکهو سرم را آوردم بالا که دیدم رسیدم جلوی یک درمانگاه.

آمدم بروم داخل، دیدم پدربزرگم دارد روی دوشم کرکر می‌خندد!

گفتم: بابایی با این حالت به چی می‌خندی؟

گفت: تو پول توی جیبات داری؟!

گفتم: نه...

گفت: منم ندارم. هیچی از خونه برنداشتم .

گفتم: خب؟

گفت: خب نداره؛ دور بزن بریم خونه پول برداریم بچه !

=================

پ.ن: این درسته آخه؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ka_veh
ka_veh
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
بدون کارت از خودپرداز پول بگیرید :)) بانک ملی ایران!! یه وقت تبلیغ نشه ها....
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
تو داستان دوره زمانی مشخص نشده ..می شه مربوط به دوران قبل از این فناوری باشه...
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
خدا خیرتون بده که هوای پدر بزرگتون و داشتین-دم پدربزرگ هم گرم که بهشون خوش می گذشته....موفق باشین
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
من بابابزرگامو ندیدم هیچوقت...یه داستان بود !
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٠/٢٣
١
٠
خدا رحمتشون کنه -اگه فوت شدن-همین که تو داستان هم آدم هواشون و داشته باشه بازم خوبه.....موفق باشین
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٢٣
١
٠
الحق ک درست نبود!
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
بله :))))
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
از روزهای 18 سالگی

قانونی شدن عجب صفایی داشته!

٩٦/٠٨/٢٢
برای مردم داغدیده

شهر تو و شانه های من

٩٦/٠٨/٢٢
شعری سروده خودم

مهم نیست، فراموشش کن

٩٦/٠٨/٢١
به طور متوسط، هر کاربر ایرانی در 18 کانال عضو است

چرا سرانه رو می ریزی تو تلگرام؟

٩٦/٠٨/٢٢
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
ماوقع یومیه میرآخور

قطار بازی

٩٦/٠٨/٢١
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
تبلیغات