می‌دانی دیروز که کنفرانس زورکی روانشناسی یادگیری داشتم توی یکی از بخش‌هایش یک چیز خوبی خواندم. خواستم برای تو هم بگویمش شاید بخوانی و شاید دلت بسوزد و شاید ... 

توی کتاب مهربان روانشناسی‌ام از اثر افتراقی تنبیه صحبت کرده بود، خب طبعا تو نمی‌دانی این اثر افتراقی تنبیه یعنی چه. بگذار برایت توضیح بدهم (راستی تا امروز اصلا نمی‌دانستم چقدر دلم می‌خواهد باشی، بنشینی، بنشینم، درست روبه‌رویت و برایت حرف بزنم، حتی اگر حوصله‌ی حرف شنیدن هم نداری بنشینی، بنشینم و حرف‌هایم را اشک کنم)

خب بیخیال دلخواه من. کی دل من شرط بوده که این بار باشد. داشتم می‌گفتم؛ اثر افتراقی تنبیه یعنی تو ... یعنی من ...تنبیهش رفتن تو، اثر افتراقی‌اش دهان بر بالشت گذاشتن‌های شبانه‌ی من، بغض قورت دادن‌های بیست و چهار ساعته‌ی من، اشک نریختن‌های من ...

آزرمن و هولز معتقدند که انسان‌های دچار مازوخیسم هم احتمالا به خاطر همین اثر افتراقی تنبیه است که خود آزاری می‌کنند. خودشان را آزار می‌دهند که دیگران بهشان توجه کنند. یعنی آن آزارها را به جان می‌خرند که توجه بعدش را بدست بیاورند! من هم یک نیمچه ماتوخیستی هستم، با این تفاوت که از درون خود زنی می‌کنم. تو هم که روان شناسی نمی‌خوانی که بدانی مازوخیستی‌ها فقط بخاطر آن مهربانی که ندارند در لحظه‌های‌شان این‌قدر خودشان را آزار می‌دهند. که بیایی و من را محکم به آغوش بکشی، دست‌هایم  را محکم توی دست‌هایت بگیری و بگویی: «من که هستم دیوونه چرا این‌قدر خودتو اذیت می‌کنی» و بعد من قبل از خوب شدنم قطعا می‌میرم.

استاد بعد از تمام شدن کنفرانسم می‌گفت: خانم شما چرا تا امروز که آخرین جلسه کلاسه داوطلب کنفرانس دادن نشدی آخه؟! واقعا عالی بود، عالی 

استاد نمی‌دانست من چقدر می‌فهمم این کتاب را. این بخش از کتاب را. تنبیه را. آثار تنبیه را. زیان‌های تنبیه را. استاد نمی‌دانست که من تمام طول کنفرانسم هی بغض کردم، هی در قسمت انتهایی کلاس تو را دیدم جای او. استاد نمی‌دانست هر سخن کز دل بر آید لاجرم بر دل نشیند.

اما به چه قیمتی ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
چقدر ناامید کننده و سیاه و دپرس!!محض رضای خدا هم ک شده
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
چقدر ناامید کننده و سیاه و دپرس!!محض رضای خدا هم ک شده یک روزنه ی نور بزارید تو نوشته!ببخشید اگه خیلی صریح گفتم!
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
چشم :)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
الان این تفاوت ماتوخسیت با مازوخیست توی چی بودددش؟؟؟؟
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
اینو دیگه باید خودتون بهش برسید :)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
این متن چی را میخواست بگه فاطمه خانم؟(طبق برداشتی که خودتان داشتید به زیبان عامیانه تر )
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
این متن میخواست اثر افتراقی تنبیه رو به زبان عامیانه و تو روال عادی زندگی های ما توضیح بده که گمونم بی نتیجه بوده :)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
ببینید اثر افتراقی تنبیه میگه : وقتی یه موشو هم میذاری داخل یه قفس که وقتی داخلش بهش شک داده میشه هم یه قفس که بهش شک داده نمیشه اما میبینی موش قفسی که بهش شک داده میشه رو انتخاب میکنه تو دید اول کاملا بی منطق و عجیب بنظر میرسه اما وقتی نگاه میکنی و میبینیم فقط موش توی همون دوره میتونه دست رسی به غذا پیدا کنه این انتخابش رو عقلانی میکنه یعنی موش چون میدونسته بعد درد شک براش غذا میریزن دردو تحمل کرده و از این موضوع به این نتیجه میرسیم که گاهی یه تنبیه علاوه بر ویژگی های آزار دهندش میتونه به عنوان یه محرک مثبت عمل کنه امیدوارم این توضیح تونسته باشه کمکی کنه تو فهم متن :))
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود. چقدر خوب وجه شبه این دو ماجرا رو درآورده بودید. قدرت متن ما را که گیریفت
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
خیلی لطف دارید جناب فروزان :) ممنون که خوندید 🙏
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
ماتوخیست به خاطر کلمه ی « تو» این شکلی شده یا هرکی مازوخیسمی باشه اینو بهش می گن ؟ خیلی خوب بود . اثر افتراقی..
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
ماتوخیست یه واژه سازی جدید از مازوخیست بود ... شاید ترجمه شدشو بشه گفت خود آزاری که بخاطر [تو] هست
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
خیلی لطف دارید بانو ادمین چه ☺ ممنون از این که وقت گذاشتید و خوندید ❤🌹
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
اثر افتراقی تنبیه یعنی تو..../تو هم که روان شناسی نمی‌خوانی که بدانی مازوخیستی‌ها فقط بخاطر آن مهربانی که ندارند در لحظه‌های‌شان این‌قدر خودشان را آزار می‌دهند. .../20
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
متشکرم 20 بودن از خودتونه مرجان عزیز😅❤🌹
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
آفرین و مرسی. خیلی قشنگ نوشتی :)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
خیلی متشکر محبوبه ی عزیز خیلی زیبا خوندی ممنون از نگاهت ❤🌹
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
کوتاه بود و گویا بود :) مرسی
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
مرسی از نگاه شما و همراهیتون 🙏☺
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
انصافا قشنگ نوشته بودید هرچند که منفی بود کلیتش ولی خب قلمتون بسیار خوبه
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
اگر نوشته های قبلی رو دنبال کرده باشید میبیند که من آدمی نیستم که اهل غمگین نوشتن باشم و نوشته هام نا امیدی تزریق کنه ولی خب گاهی هم حقیقت تلخ و باید اینو پذیرفت ... شما خیلی لطف دارید جناب دلیریان :) قشنگ میبینید ... متشکر از وقتی که گذاشتید 🙏
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
عالیییی بود:)))) منم کتاب روانمو با دنیا عوض نمیکنم:))
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
ممنون ممنون عالی بودن از خودتونه هم نام جان 🌹❤ ممنون که وقت گذاشتی و خوندی :)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات