دزدی شاخ و دم ندارد!

دزدی شاخ و دم ندارد!

نویسنده : meshkat

آدم ها کم کم دزد میشوند! در این جمله تاکید روی "کم کم" است، نه آدم و نه حتی دزد! چرا که آدم بودن جز بدیهیات است. دزد بودن هم با همه بدی اش صرفاً بد است و این کم کم بودن ماجراست که از آن فاجعه میسازد؛ یعنی یک نفر که دزد نیست و اصلا هم نمیخواهد دزد باشد، میتواند کم کم، آهسته و بدون اینکه حتی متوجه باشد، دزدی کند. آنهم از بدترین نوعش که معمولا محرز نمی‌شود و هیچ مجازاتی هم برایش وجود ندارد. دزدی از کار! از وقت، از حق! مثل پزشکی که با بیمار بدرفتاری میکند، چون خسته است. چون سالها درس‌های سنگین خوانده و حالا دیگر حوصله مدارا و مهربانی ندارد، پس غیرپزشکها را در بهترین حالت به چشم جلبک می‌بیند! شیفت شب را دوست ندارد، بنابراین بیخیال معلوماتش، راحت ترین نسخه را می‌پیچد و  آنقدر فله‌ای آنتی بیوتیک تجویز می‌کند که نتیجه‌اش میشود مقاومت دارویی!

پرستاری که برای یک دقیقه استراحت بیشتر، به زمخت ترین و زشت ترین حالت ممکن زخم مریض را بخیه می‌کند؛ چرا که با خودش حساب کرده و دیده حقوقی که می‌گیرد جایی برای ظریف کاری نمی‌گذارد، پس بیخیال آسایش بیمار!  پرسنلی که برای جا نماندن از سرویس و دو دقیقه زودتر رسیدن، آزمایشات را با متد سَمبلاسیون انجام می‌دهند و از آنجایی که این متد همیشه زیر دهن آدمیزاد مزه داده، بنابراین وجدان را خوابانده و روش مذکور به عادت هر روزه بدل میشود! و یا تکنسین‌ای که اتاق ریکاوری بیمار را با استراحت گاه خودش اشتباه گرفته چون بالاخره خسته است و یک دقیقه اینور و آنور که به جایی برنمی‌خورد و الخ!

اینها همان دزدی‌های کم کم و خاموش‌اند و این آدم‌ها همه و همه دزدهایی هستند که ما هر روزه اطرافمان می‌بینیم،  ولی هیچوقت از دیدنشان چشم‌هایمان گرد نمی‌شود، سرمان را به تاسف تکان نمی‌دهیم و آه نمی‌کشیم، چرا که دزدی شاخ و دم ندارد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
بسیار خوب و روان مثل بسیاری از یادداشت های قبلی تون. به نظرم اگر صرفا در این زمینه به قشر پزشکی گیر نمی دادید بهتر بود. شائبه جناحی شدن کم می شد. امیدوارم بتونیم توی جیم چاپش کنیم
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
متشکرم جناب نادری‎:)‎ شاید بهتر بود یه توضیح اضافه میکردم که من خودم جز این قشر هستم، برای همین انتقاد رو از مسأله ای که بهش آگاهی بیشتر داشتم شروع کردم.
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٨
٠
٠
خب منم که گفتم ارتباط جامعه پزشکی مستقیم تره وگرنه که صدالبته مهندسی هم حساسیتای خاص خودشو داره. حرف اصلی من دزدیه نه سختی کار.
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
و همین میشه که اعتماد ما قشر معمولی (غیر پزشکی و امثالهم!!!) نسبت به قشر برتر (پزشک ها و امثالهم!!!!) روز به روز کمتر میشه و هی میگیم هرچی پول می خورن حرومشون!!!
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
و البته باید بگم متأسفانه درس های ما بخصوص در در 10 دانشگاه برتر مهندسی چندین برابر دشوارتر از دوستان هست.... ولی خب؛ همیشه چون حساسیت کار عزیزان پزشک بیشتر بوده، توزیع ثروت هم طوری بوده که اون ها متنفع بشن. خوابیدن صنعت در چند سال گذشته و از طرفی افزایش روز افزودن مریضی ها باعث شده مهندس ها بدبخت تر و پزشک ها خوشبخت تر بشن...
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
هاچ عزیز، در عین اینکه حرف شما رو رد نمیکنم ولی ذکر دو تا نکته ضروریه: سر و کار مردم با جامعه پزشکی بیشتر و مستقیم تر از بعضی مشاغل دیگه از جمله مهندسیه، دوم اینکه چون با سلامت مردم سروکار دارن خطاهاشون بیشتر به چشم میاد وگرنه دزدی و حق خوری به شخصیت فرد بستگی داره و نه مستقیماً به شغلش، پس در همه مشاغل هست. ضمنا آقای نادری! من معتقدم هر رشته ای سختیای خودشو داره منتها همونطور که اشاره کردین به دلیل حساسیت مشاغل پزشکی، این قشر استرس بالایی رو هم متحمل میشن که البته دلیل بر کم کاری نمیشه. و در نهایت فرهنگ و عرف جامعه هم، به اشتباه، به علوم پزشکی بهای بیشتری میده که باعث بروز یه سری مسائل و مشکلات میشه.
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
آره درسای ما واقعا سخته و واقعا مغزِ زیادی میخواد! بله حساسیت مستقیم کار پزشکان بیشتره وگرنه کار مهندسا هم اگه صنعت درست حسابی داشته باشیم، واقعا حساسه. مثلا فکر کنین یه قطعه از خودرو، مثلا ترمزش اگه زاویه ی فلانش یکم کم و زیاد باشه..... یا مهندس عمران واسه خونه هایی که توش هستیم... اینا به صورت غیر مستقیم با جون مردم سر و کار داره. ولی دیگه پزشک ها نباید سوء استفاده کنن که....
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١٠/١٨
١
٠
:) ! ما سرکارم می ریم ، کارمون هم سخته ! اگه یک پزشک اشتباه بکنه یک نفر می میره و اگر خودش فوت کنه ، دیگه حقی بگردنش نیست ! ولی اگه یک مهندس اشتباهی بکنه ، علاوه بر این که یک بیمارستان از بین می ره ، و اگر خودش هم بمیره خونوادش باید دیه همه رو بده :| !
Cold
Cold
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
اتفاقا اینجور دزدی کردن بدترم هست...چون اگه پول بدزدن شاید کم کم سیر بشن و دست بکشن....ولی اینجوری چون به چشم خودشون هم نمیاد میتونن تا ابد ادامه بدن....یادداشت خوبی بود :) مرسی
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
بدتر نه، فاجعه ست، چون همه ما میتونیم مستعد همچین رفتارهایی باشیم! مرسی از حضور ‎:)‎
پیک
پیک
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
این که اینجوری بیان کردید این مطلب رو خودش نشون دهنده اینه که واقعا این درد هست توی جامعه ی ایرانی-اسلامی!خیلی خوب بود.از این نسل که گذشت,امیدوارم مفهوم دزدی توی ذهن نسل های بعد درست معنا بشه!!
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
بله، رنگ باختن وجدان کاری خیلی برای جامعه اسلامی دردناکتر از بقیه ممالک هستش. مرسی از حضور ‎:)‎
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
نقد منصفانه ای بود.به امید این که یک روزی شاهد این نوع دزدی خاموش در جامعه نباشیم!
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
مرسی‎:-)‎ نمیدونم اون روز واقعا میاد؟
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
با چیزایی که شما نوشتید الان فک می کنم کاشکی می رفتم تجربی!!
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
‎:)‎ چرا؟ از یه بزرگتر بشنوین: برین دنبال علاقه‎;)‎
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
دقیقا با شما موافقم. آدمها "کم کم" دزد می شوند. همینطور که خیلی ها اولش فکر نمیکردند دزد باشند و خیلی خودشون رو دست بالا میگرفتند ولی الان به قول معروف هر دم از باغشون بری میرسد!
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
مرسی از حضور ‎:)‎ باورتون میشه بعضی از همکارا که اصلا هم آدمای بدی نیستن، به مرور بی حوصله شدن و میگن دلیلی نداره جواب سوالای مریضا رو بدیم! فک کنم این بی حوصلگی قابل تعمیم به بقیه صنوف هم هست!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/١٨
٠
٠
چه نقد تلخی ؛تلخ از ان جهت که واقعیت جامعه و گویای درد و رنج بیماران از بی فکری های بعضا این قشر محترم است ؛متن خوبی لحاظ نمودید
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٨
٠
٠
بله، تلخه، خیلی‎:(‎ مرسی از حضور.
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٠/١٨
٠
٠
جانا سخن از زبان ما میگویی...:)
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٨
٠
٠
چه دل پری دارن همه‎:)‎
n_rohani
n_rohani
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
مطلب خوبی بود خیلی خوبه که شما از قشر خودتون و از صنف خودتون انتقاد کردین
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
‎:)‎ تواضعه و هزار دردسر!
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
کم کم دزد میشوند :(
meshkat
meshkat
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
متاسفانه محیا جان!
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
واقعا درسته خانم مشکات. نقدتون در این زمینه به جا و دغدغه مند بود. هر روز هم متأسفانه بدتر از دیروز! قلمتون هم که برای من اثبات شده س، مرحبا به شما که عالی می نویسید.
meshkat
meshkat
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
واقعا متشکرم و بسیار خوشحالم که این مطلب رو هم مورد عنایت قرار دادین. متاسفانه اوضاع خیلی تکان دهنده س جناب میرزا.
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
نمی دونم چرا یه مرتبه یاد کاربر خوبی چون شما افتادم. هر کجا هستین سالم و سرحال و شاد باشین!
meshkat
meshkat
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
وای مرسی، خدای من! چه حس خوبی‎:)‎ من فقط کم سعادتم جناب میرزا.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
سرد و بی تفاوت

وقتی به زمین رسیدم

٩٥/٠٩/٠٩