چرا شاعران به «لب» گیر سه پیچ داده اند؟!
چیستی شناسی عمیق در شعر و ادب پارسی

چرا شاعران به «لب» گیر سه پیچ داده اند؟!

نویسنده : صالح یعقوبی زابل

شوخی با شاعران شعر پارسی کاریست بسیار مشکل و خطرناک. اصلا از قدیم گفته‌اند با چند قشر که یکی از آنها ادیبان هستند اصلا شوخی نکن! البته ما در این مطلب آنچنان هم قصد شوخی نداریم و با نگاهی بسیار موشکافانه و تا حدودی گشت ارشادی می‌خواهیم بعضی از اشعار بزرگان را آنالیز کنیم.

ابتدا یک بیت از خاتم العرفا بنویسم تا زیاد هم متهم به موضع گیری نشوم. حضرت جامی به پسرش اینچنین میگوید: «در شعر مپیچ و در فنِ او/ چون اکذب اوست احسن او» یعنی پسر جان دنبال شعر نرو چون دروغ را راست و راست را دروغ جلوه میدهد! برای مثال شاعری به محبویش گفته بود: «اونقدر دوست دارم که اگه به وصالت برسم اوردوز میکنم..!» از قضای روزگار این دو به وصال هم رسیدند و شاعر سکته نکرد، محبوب پرسید: پس چی شد؟ تو که هنوز زنده‌ای؟ خالی بسته بودی؟ شاعر بدون مکث پاسخ داد: «جان فشاندن به شب وصل خوشایند نبود/ ورنه جان بر لب من بهر نثار آمده بود»

باری، از بحث اصلی دور نشویم. شاعران که شیرین سخنی مشهور هستند و با زبان شعر خود مار را از سوراخ بیرون میکشند و چنان به او تلقین می‌کنند که فکر کند دلبری ترساست! بعضی مطالب را با ترس و خجالت بیان میکنند. مثلا اگر جستجو کنید در مورد «بوسه» به نتایج جالبی میرسید. برخی از شاعران که مانند همکاران خود از علمای علم بلوف زدن هستند بوسه را غیر مستقیم طلب می‌کنند، به این بیت صائب توجه کنید: «آرزوی بوسه از ساقی نه حد چون منی‌ست/ مستم و با ترس می‌بوسم لب پیمانه را» یا این بیت فروغی بسطامی «لب پیمانه اگر بر لب جانانه نبود/ بوسه گاه لب رندان، لب پیمانه نبود» چنین شاعرانی خواسته‌ی خود را با نوعی رودربایستی به زبان می آوردند تا اگر بعدا کار به نظمیه کشید پای دیوار حاشا را وسط بکشند و بگویند: منظور ما همان لب پیمانه بود،آن هم از نوع عارفانه‌اش!

گروه دیگر که اشعارشان پوشش عرفانی دارد مواجهه‌ی بهتری با بوسه دارند، زیرا همه چیز را مستقیم می‌گویند و از هیچ نظمیه‌ایی هم نمی‌ترسند و بی درنگ دیوار حاشایِ بلند بالایِ سمبل‌هایِ عرفانی را وسط می‌کشند و می‌گویند: برای ما که عارفیم «لب» کنایه از محل فیوضات معشوق است و همه می‌دانند که ما از شب تا صبح «هوهو مددی/ مولا نظری» می‌کنیم و هیچ معشوقی جز حضرت دوست نداریم، به همین دلیل است که صائب تبریزی با جسارت می‌گوید: « میکنی رحم به دلسوختگان، ای لب یار/ گر بدانی که چه مقدار مکیدن داری» در حاشیه: استغفرلله، بابا رو تو برم! اگر سانسورچی‌های آن روزگار می‌رفتند و گریبان صائب را می‌گرفتند که از این ریش سفیدت خجالت نمی‌کشی که حرف‌های منشوری می زنی؟! جناب صائب می‌فرمود: ما از بچه‌های خانقاه کوچه بالایی هستیم. تو لغت نامه‌مون هم نوشته: مکیدن لب یار یعنی استمرار در جذب اشراق حضرت ربوبی، خال هم یعنی دام‌های دنیوی، گیسوی کمند و سیاهش هم یعنی راه درازی که سالک باید بپیماید و هی گم بشود تا سرانجام به مقصد برسد. خلاصه ما اینیم!

 گروه دیگر شاعران سبک خراسانی هستند که خیلی راحت در این زمینه صحبت می‌کردند. مثلا ببینید عنصری که شاعران پولدار روزگار غزنویان بوده چه گفته «اندر غزل خویش نهان خواهم گشتن/تا بر دو لبت بوسه زنم چونش بخوانی» در حاشیه: بابا ایول،کارت خیلی درسته..!

البته به نظر من زرنگ‌ترین شاعران، کسانی بودند که در سبک عراقی شعر می‌گفتند. برای مثال حافظ که رندی عالم سوز است، حرف دلش را چنین می‌گوید: «گفتم به نقطه ‌ی دهنت خود که برد راه؟/گفت این حکایتی ست که با نکته دان کنند» ببینید چه کلاسی در این طلب هست! اول اینکه مستقیما با خود طرف حرف نمی‌زند، دارد برای ما درد و دل میکند که: بهش گفتم تا حالا کسی به نقطه‌ی دهنت راه پیدا کرده؟ و او می‌گوید: حالا راه برو تا پاهات باز بشه!(خخخ) هنوز مونده تا بفهمی کسی راه برده یا نه، اول برو کسی از کسان بشو بعد بیا تا بهت جواب بدم. اینجا حافظ اصلا مستقیما طلب نمی‌کند، فقط میگوید: فتبارک الله احسن الخالقین! عجب نقشی زدی بر هستی، اونقدر رویاییه که آدم فکر می‌کنه محاله کسی به وصالش برسه... در حاشیه: آره والا! «بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ» و همین که نظمیه بیاید حضرت حافظ مثل برق از دیوار حاشا بالا می‌رود و می‌گوید: سعدی کجایی که بگی: «ما در آثار صنع حیرانیم»

یک بار هم که نظمیه رفته بود سراغ مولانا عبدالرحمن جامی که: آقا این بد آموزیا چیه تو شعرات که هی میگی: دیشب تا صبح حلوا ارده نوشیدیم؟ جناب جامی هم مثل اسپایدر من از دیوار حاشا بالا رفت و فرمود: «مپندار ای خضر فرخنده پی/که از می مرا هست مقصود، می/ و گرنه به یزدان پاک تا بوده‌ام/ به می دامن لب نیالوده‌ام» آقا اصلا بیا «ها» کنم..! تو دماغت ببین این حلوا ارده‌اس یا ماءالشعیر خودمونه؟ عجب گیری کردیم‌ها... نگارنده هم وقتی عصبانیت جناب جامی را دید بر آن شد تا پای دیگر بزرگان را به نظمیه باز نکند و بگذارد که خوش باشند! والا...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_etemadi
f_etemadi
٩٤/١٠/١٤
٢
٠
خخخخ خييييلي خوب بود :)‌ قشنگ نوشتيد. وااالا ^___^
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ممنون که خوندین :)
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
واقعا اگه الان کسی ازین شعرا بگه به قول شما سانسوچیا میذارن شعر بی تغییر بمونه و چاپ بشه؟
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
مطمئنا فقط میتونن واسه نوه هاشون تو یه دفتر به یادگار بزارن! سانسور چی خیلی دقت داره.ممنون که وقت گذاشتین و خوندین :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
مطمئنا فقط میتونن واسه نوه هاشون تو یه دفتر به یادگار بزارن! سانسور چی خیلی دقت داره.ممنون که وقت گذاشتین و خوندین :)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
واقعا خیلی خوب بود احسنت :))) کلی خندیدم :)) ضمن اینکه چه خوب شعرا رو تفسیر کرده بودید :))) والا ما هرچی توی مدرسه و دانشگاه شعرای خاک برسری خوندیم گفتن این مفهوشم الهی عرفانی بوده مخصوصا حافظ که دیگه استاد این قضایاس :))) دست مریزاد واقعا یادداشت خوبی بود :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ممنون از لطفتون.واقعا خوشحالم که باعث خنده شده :)چند سال تو دبیرستان تاریخ ادبیات و ارایه های ادبی و... خونديم و حسابی این شعرای بزرگ ما رو اذیت کردن. بلاخره باید یه جا من اذيتشون میکردم و دستشون رو ميشد!خخخخ. البته درست گفتن همون معانی عرفانی هم داره! موفق باشید :)
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
وای که چقدر خندیدم ؛ عالی بود اقاا ... :))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
قربانت برادر:) خوشحالم که خوشت اومده:)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
خخخخخخخ عالی:)))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ممنون که خوندین :)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
این طنز نوشته همراه با شعر عالی بود. خداقوت میگم به نویسنده محترم، امیدوارم بازم چنین طنز نوشته های عالی رو از شما بخونم :)))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
خیلی ممنون از اينهمه محبت:) انشاءالله طنز مینویسم ولی ديگه نه با این مضامین! :)تشکر
Samira
Samira
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
نچ نچ نچ، بچه بودیم یه غذایی رو دوست نداشتیم و قهر میکردیم میگفتن هر کی قهر کنه شوهر میخواد :D حالا بماند ما قهر میموندیم یا آشتی میکردیم خخ ولی شما با این مطلب ثابت کردین که 'زن' میخواین خخخ مبارک باشه دیگه لازم نبود انقدر در لفاف سخن کنید رک حرفتونو میزدید دیگه 😂
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
١
٠
یعنی دست من رو در نتيجه گیری بستين شما! خخخخ. فکر میکردم فقط خودم میتونم از این نتایج بگیرم! تازه من این کارو با شاعرانی کردم که بنده خداها دستشون از دنیا کوتاهه
Samira
Samira
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
در ضمن این مطلب از پروفایل من نبوده گفتم بگم 😅
Vania
Vania
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
عه! سمیرا! این تویی؟؟؟ :)) عجب سعادتی یافتی من دیدمت ها!:دی
سمیرام
سمیرام
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
خدارو شکر میکنم که این افتخار نصیبم شد خخ :*
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
خخخخخخ ممنون که اعلام کردین حداقل این سرقتی نبوده! شما هم تو جیم مطلب منتشر کنید ثواب داره! ممنون که وقت گذاشتین و خوندین سميرا بانو:)
Samira
Samira
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
روح درگذشتگانم زیاد مستفیض شده خخ باشد با ثوابای جدید خوشحالشون کنم 😄
Samira
Samira
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
'اول برو کسی از کسان بشو بعد بیا بهت جواب بدم' خخخخخخ 😂 این جمله خیلی خوب بود😅
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
بله دیگه.حضرت حافظ هستن و نکته بینی ايشون.راستی به قول خارجی ها هپی نيو آواتار :)سفر تشریف میبردین؟ وکلا که پولدار هستن چرا با هواپیما سفر نمیکنید!
Samira
Samira
٩٤/١٠/١٥
١
٠
آخه داریم پولامونو جمع میکنیم واسه دومادی شما:D
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
پس لطفا اتوبوس ایران پیما سوار بشين! و حسابی پس انداز کنید:)خخخخ
علیرضا
علیرضا
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
چقدر خوب بود آقا صالح :))))) خیلی کیف کردم با خوندنش. خراسانی ها ازم اولش روک و رو راست بودن :خخخخ
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
خخخخخخخخخخخ ! :) ! مشدیا تعارف ندارن
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
مخلص مستر علیرضای عزیز :).خوشحالم خوشت اومده:) بله بله خراساني ها بسیار صریح هستن :)!
z_kheimeara
z_kheimeara
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
من خراسانیم البته مشدی نیستم خودم صریح حرف میزنم ولی , مو که پدرُم در میَ تا بفهمُم منظور دورو بریام از حرفاشا چیَ!!!!شاید فقط مشدیا انقد صریح باشن
Vania
Vania
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
چیه اینا آقا مینویسین..حالا اونا یه چیزی گفتن شما چرا باز در مجامع عمومی پخشش می کنین.نمی گین چشم و گوش جوونای مردم باز میشه؟خخخ بار طنز خوبی داشت مطلبتون.فقط یه مقدار همچین کش اومده بود یه کمی کوتاه تر اگر میبود بنظرم خیلی بهتر بود. و اینکه اون قسمتهایی که تو متن نوشتین در حاشیه یه جورایی تو ذوق میزد موقع خوندن. ...خداقوت و موفق باشین:)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
باور کنید شیطان گولم زد برای نگارش این متن! این نکات رو واسه شاعران جوان باز کردم که اگه از این شعرا بگن بلاخره یه نفر پیدا میشه بگه نیتشون چی بوده!حتی چند صد سال بعد :) در واقع نیت ارشاد بود!خخخخ. ممنون که نظرتون رو گفتین و امیدوارم در آینده نقص ها رو درست کنم. متشکرم که خوندین :) موفق باشید
Vania
Vania
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
یه چیزی راستی! جواب اون چرای تیترو ندادین ها!دادین؟! ندادین
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
منم تو همی فکر بودم :)) سر همین اصن اومدم داخل :)) تیتر صرفا خواننده جمع کن بوده و ارزش دیگری ندارد بحتمل :))) حالا نگا کنید چ بازدید و نظرایی بگیره این مطلب، بازدید از هزار بیشتر یحتمل و نظرا از 50 بیشتر خخخخ
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
انگار دل به مطلب ندادین/در خود مطلب از قول جناب صائب تبریزی به این سوال پاسخ داده شده!/البته با کمی جسارت!
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
جواب دادم اما فکر نکنم ارسال شده باشه واسه همین دوباره مینویسم
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
جواب تیتر هم تو متن هست ولی شدیداً تو لفافه! زحمت تیتر رو و البته خیلی زحمتای دیگه واسه این متن رو آقای فروزان عزیز کشید که شدیدا هم ممنونم ازش:) فوفانو بانو تیتر اشکال نداره جذب مخاطب کنه البته به شرطی که دروغ نباشه و الحمدلله این تیتر دروغ نداشته چون جدای از متن نبوده. یک نکته ی مثبت همین که شما امدین و خوندین مطلب رو. اینروزا مطالب پر بازدید واسه جیم خیلی خوبه. شخصا واسم مهم نیست که نویسنده ش هم من باشم یا نه...ممنون از نظرتون :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
تف به ریا ولی اینبار کل متن رو من خوندم و باید برای تیتر نداشتن مطلب دیوار رو می رفتم گاز می زدم؛ چون دیدم هزینه های دندونپزشکی بعدش زیاده، ساعت 9 و نیم شب نشستم تیتر زدم واسش. باشد که مقبول افتد :)))))))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
پس زحمت شما بود :) میبینم چقدر خوب شده:) دیگه من کلا تیتر نمیزنم :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
مطلب بسیار روانی داشتی ، صالح جان ، چیزی بوده که از اول هم بوده و خب همه هم در بارش صحبت می کردن خصوصاً شاعر ها :) ! دیگه بچه به دو سالگی هم می رسه درباره این موضوع موضع می گیره و متاسفانه هنو بعضی از ماها نمی خوایم این واقعیت رو قبول کنیم :)! مطلب واقعاً فوق العاده بود ! نقد نمی کنم چون نمی تونم مثل این مطلب بنویسم ! اصولاً اگر بخوام در باره ی موضوعی انتقادی بکنم اول به خودم می گم که بهمن تو می تونی یه نمونه مثل این مطلب بنویسی؟ ! واقعاً سلیقه به خرج دادی و ایولا خدا قوت :) تیتر مطلبت هم خیلی باحال بود و من به خاطر تیتر مشتاق بخوندن شدم :)!
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ممنون بهمن جان از اين همه محبت داداش. موافقم اونم خصوصا بچه های الان که بعضی وقتها یه چیزایی میگن که آدم باید بره معنیش رو از باباش بپرسه!خخخخ. خیلی لطف داری ایشالا جبران کنم تو دامادیت:) موفق باشی مهندس جان :)
Cold
Cold
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
صالح دمت گرم :)) یعنی دمت گرم :)))...میدونم جمع آوری این همه شعر با مضمونی که میخواستی کار سختی بوده....یعنی اون صحنه "گر بدانی که چه مقدار مکیدن داری" مارو کشت :))))...عالی بود داداش خندوندیمون :))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
اون جمله ک گفتید جواب صائب در تفسیرش عالی بود، یادم رف تو کامنت خودم بگم :)))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
قربونت کلدی عزیز:) خیلی محبت داری داداش :) سالهاست چندتا دفترچه یادداشت دارم که هر چیز جالبی دیدم رو مینویسم. از کتابا. مجلات. برنامه های تلویزیونی و خلاصه هر جا هرکسی چیز جالبی بگه مینویسم و خیلی وقتا واسه نوشتن از محتویات اون دفترچه ها کمک میگیرم. خیلی بهم کمک میکنه.واقعا خوشحال شدم که باعث خندیدنت شد :)موفق باشی :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ممنون فوفانو بانو:)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
دیگه از صايب بعید بود با اون سن و سال!! :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
:))))) من ک هیچی از شعرای اینجوری نمیفهمم، فقط تفسیرا بامزه بود، خسته نباشید :))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ممنون که وقت گذاشتین و خوندین :)
پیک
پیک
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
این یعنی سرآغاز بدعتی نو در جیم!خیلی خوب بود.ادامه بدین ها,البته اگه نظمیه چی ولتون کنه مطمئن باشین به جرم"نیاز به همسر" در ذهن خوانندگان محکومین :) دمتون گرم
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
اگه اشتباه نکنم شما آقا شهاب بودی.درسته؟ اگه واقعا همچین تاثیری تو سایت به جا بزاره که باعث افتخاره واسم و انگیزه ایی واسه ادامه دادن طنز. چون من اصلاً تجربه طنز نویسی ندارم و غیر از ورزشی خیلی کم سينمايي نوشتم فقط. ممنون که خوندین :) موفق باشي :)
Samira
Samira
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
سایت با انتشار این مطلب کلی ناپرهیزی کرده:| انقد مطالب کلیشه ای و آموزنده شده به نظرم بچه ها کمتر رغبت به خوندن میکنن شایدم نبود ظنر نویسای خوب تو سایت خودش یه جای خالی بزرگ باشه مشکلاتی که در غالب طنز گفته بشه خیلی بیشتر تو ذهن میمونه بازم به نظر من بهتره یه دستی به سرو روی نویسنده ها بکشن هر چیز و هرجایی نیاز به تغییر داره... آقای پیک آقا صالح از اول ورود به سایت گفتن قصد همسر گزینی دارن چیز جدیدی نیست خخخ
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
سميرا بانو هم از ابتدای ورود اصلا شایعه درست نکردن واسه مجردا! خخخخ فقط قسم خوردن هیچ غیر مزدوجی در سایت باقی نمونه! خخخخ
پیک
پیک
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
در جواب آقا صالح : بله درست میفرمایین :) با اینکه طنز ننوشتین ولی نشون میده استعدا خیلی خوبی دارین البته اینطور که سمیرابانو میگن انگیزه هم میتونه خیلی به استعداد کمک کنه :)) در زمینه مناظره هم اصلا دخالت نمیکنم. در جواب سمیرا بانو : باور کنین اونقدر با نظرتون,البته بجز قسمت مربوط به ازدواج آقای صالح که دخالت نکنم بهتره :)) , موافقم که میدادم قابسازی قاب بگیرن(شرمنده قاب طلا مال قدیما بود که طلا ارزون بود ...الان قاب چوبی هم حکم همون طلا رو داره) البته باید خود نویسنده ها همت کنند .... سایت باید ترغیب کنه ولی نویسنده ها هم باید بیشتر مطالعه کنند تا بهتر بشن
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/١٠/١٥
١
٠
خیلی خوب بود. کلی خندیدم. فقط دارم فکر میکنم این مطلب چطور از سانسور چی جیم رد شده! یحتمل از دیوار حاشا رفتین بالا. :)))
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٥
١
٠
ظاهرا سانسورچی عوض شده بوده!
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
منم دارم دقیقاً به همین موضوع فکر میکنم! :) ممنون که خوندین :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
صالح دهنت سرویس! هم ما رو خندوندی، هم گریوندی... آخه آدم 900 کلمه مطلب یک تیکه بدون یک پاراگراف باس بنویسه؟ من برم جامه بدرم، سه به بیابان بذارم؟؟؟
Samira
Samira
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
داشتم با خودم میگفتم آقای نادری چند وقته نیومدن بگن مطالب ایشون بلند و بالاست که اومدین خخ
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
تازه شما دارید این مطلب ویرایش شده رو می خونید. من دیشب از ساعت 8 شب تا 9:30 داشتم این رو می خوندم و درستش می کردم. البته از حق نگذرم چون بین اش می خندیدم خیلی سخت نگذشت :))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
خخخخخخ آقای قدسی شاهده که ميخواستم دوباره بنويسمش! البته نکته اینجا بود که مشکل اینترنت داشتم و رفتم کافی نت و نفهميدم چطور تایپ کردم! واقعا گرونی بیداد میکنه!!!.قول میدم تو مطالب بعدی جبران کنم و دیگه اینقدر زحمت ندم:)))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
تازه ميخواستم بگم خیام هم بیاد هاااا کنه منتها دیدم دادگاه خیلی طولانی میشه! خخخخ
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
خسته نباشي صالح جان. خيليي خوب بود بشي نشاط رفت ايشالا هميشه موفق باشي :))))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
قربونت ناصر جان :) مرسی که خوندی:)
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
هاهاهاهاها
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
:)
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
سیوش کردم..الان میخام برم بیرون..بعد میخونم^_______________^پوستر شده بازم:))))))))))))))))))))ایام به کام:)
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
عالی بود:)))))))))))))))))))البته من رابطه ی خوبی با شعر ندارم:|ولی خیلی خوب بود:))))))))))))خداقوت:)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ممنون :) شعر که خيلي خوبه...
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
من خوب نیستم .....!خخ
elnazi
elnazi
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
خیلی جالب بود:) کلی خندیدیم:))) موفق باشید....
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ممنون از لطفتون :)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
خخخ کلن این شاعرای ایرانی همشون عاشق بودن از دم اونم عاشق خال و لب یار خخخخ
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
اصلا همین عاشقی ماندگارشون کرده..!
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
اسن انگار برق سه فاز بهم وصل کردن... همش معلممون می گفت اینا شعرای عرفانی هستش ولی انگار شاعر خرده شیشه داشته ها
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
نه ديگه در این حد هم نبودن! معلم درست میگفته:)ممنون :)
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
نوع نگاه و نوشتار خیلی خوب فقط پشت سرهم بودنشون چشم رو خسته می کنه می شه با میان تیتر یه گریزی زد وسط هرچند این پیوستگی و بار طنز نمی ذاره خسته شی از خوندنش :) ممنون مطلب متفاوتی بود
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ممنون از لطفتون. حتماً تو مطالب بعدی لحاظ ميشه. متشکر که وقت گذاشتین و خوندین :)
ghodsi
ghodsi
٩٤/١٠/١٥
١
٠
اين‌كه آقا صالح بسيار نيكو نوشته‌اند و به خوبي ابيات را گردم هم آورده و تحليل كرده‌اند، بحثي نيست. اما واقعا استقبال مخاطبان سايت هم از اين موضوع جاي درنگ و توجه دارد. به قول خودتون: "خخخخخخخخ"!
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
واقعا جای درنگ داره...! آقا این 'خخخخخخ' به قول کی بود!؟!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
پستی که استاد قدسی افتخار کامنت دادن بهش بدن؛ مشخصه که چه مطلب پرمحتواییه
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
ممنون از محبتت مجتبی جان. استاد قدسی که حسابی لطف دارن بهم... انشاءالله همیشه سلامت باشن:)
ghodsi
ghodsi
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ضمنا من اصلا باورم نشد كه سايت اين‌قدر سعه صدر سادشته باشه در مميزي نكردن! مي‌شه يواش ياوش تو موضوعات ديگه روي سايت حساب باز كرد!
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
سایت سعه صدر داشته منتها کشف نشده بود. الان من در تاريخ مثل کریستف کلمب ماندگار شدم!:) به قول یکی از دوستان جيمي کلیک رنجه فرمودين :) هرچند من واسه همهء مطالبم حسابی مزاحم شما هستم :) موفق باشید آقای قدسی عزیز :)
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
جناب چه طناز بودین شما و ما نمیدونستیم‎;)‎ شوخی بامزه و کارشده ای بود، خدا قوت. ما منتظر زلف یار و خال لب و غمزه غمازه هستیم.
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ممنون از لطفتون :) موفق باشید :)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
دست مریزاد آقا صالح طناز بودینا ما هم غافل :)) ولی جای خیام جان خیلی محسوس خالیِ البته که خیام استاد شراب و مستی و مِی خانه است ولی از حق نگذریم صائب جان تبریزی اصلا در این مقوله کم نذاشتن ،مرسی بابت متن به این خوبی :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
یه دنیا سپاس از لطفتون :) بله اگه خیام جان 'ها' میکردن واسه متن مشکل ساز بود! ممنون که خوندین :)
رفیعه
رفیعه
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
خخخخخ من ی بار دیه ام اومدم و خوندمو نظرم دادم ولی گمونم شاعرا با من میونه خوبی نداشدن:| نرسید:| عجبا!!چ شاعرایی=)) دمتون گررررم!روحمون شاد شد در فصل اگزم ها!!پررررفکت بود=))))))))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
بله شعرا خیلی ریز نذاشتن چندتا کامنت به مقصد برسه! همچین هم دستشون از دنیا کوتاه نیست! خوشحالم که خوشتون اومده :) موفق باشید :)
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
من به عنوان یک شاعر .......... پوکیدم خخخخخخخخخخخخخخخخخخ عالی بوووود ... حالا دفعه بعد بخوام شعر بگم خنده م میگیره خخخخخخ
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
خخخخخخ حمید ميخواستم بیارمت نظمیه ولی این مسئولیت رو به نوادگانم واگذار کردم! حواست باشه که رفتی زیر ذره بین :) ممنون که خوندی:) موفق باشی :)
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
یک شعر بنویسید در مورد ساعت 20:20 و لب و 88 :دییییی
fatemeh _t
fatemeh _t
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
عاااااالی بود واقعا عااالی بود، هم زیبا نوشته بودین هم طنز ((= موفق باشید
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
خیلی ممنون :) شما هم موفق باشید :)
e_yousefi
e_yousefi
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
واقعا مستفیض کردید شاعران رو جناب یعقوبی. خیلی خوب بود. فقط اگر متن رو برش می زدید و میان تیتر می گذاشتید هم راحت‌تر خونده می‌شد و هم در میان‌تیترها هم فرصت طنازی داشتید. موفق باشید.
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
دیگه کاری بود که از دستم بر میومد :) واقعا ممنون از راهنمایی تون:) انشاءالله حتماً تو مطالب بعدی انجام میشه :) ممنون که وقت گذاشتین و خوندین خانوم یوسفی :) موفق باشید
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
خیلی عااالی بود صالح جان واقعا خندیدم ! آقا از این به بعد کلا طنز بنویس خیلی خوبه !
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
قربون تو یاسین جان عزیز :) خوشحالم که دوست داشتی :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
:))))) از ایرج میرزا هم می نوشتین یکم، گناه داشت!!! :دی خیلی خوب بود، موفق باشید :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
با ایرج میرزا که اصلا نمیشه شوخی کرد! مطمئنم از اون دنيا يه کامنت میذاشت و از خجالتم در میومد! :) البته به میرزاده عشقی هم خیلی ارادت دارم و هجو و هزل های ايشون رو ميخواستم بیارم و تفسیر کنم که ديدم باید یه مطلب جدا واسش بنویسم از بس که طفلک بی منظور شعر میگفته! خیلی زیاد متشکرم خانوم باباپور که وقت گذاشتین و خوندین. موفق باشيد :)
ka_veh
ka_veh
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
من فک میکردم مکیدن لب یارو اولین بار اجنبیای فرانسوی کشف کردن نگو صائب خودش صاحب سبک بوده:)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
این بنده خدا خودش هم از اجنبی ها گول خورده...!
n_rohani
n_rohani
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
خخخ فوق العاده بود من جواب سوال اصلی مطلب رو نگرفتم هنوز چرا انقدر تاکید بر لب؟ خیلی ممنون
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
ممنون از لطفتون :) علاقه مند بودن دیگه!؛) مرسی که خوندین :)
فائزه
فائزه
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
خیلی خوب بووود :دیییییییی
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
ممنون که وقت گذاشتین و خوندین :))))
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
طول متن رو که نگاه کردم فکر نمیکردم تا تهش بخونم، اما نم نمک خوندم تا آخرش رو! مرسی :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤