ای خطوط چهره‌ات قرآن من

ای خطوط چهره‌ات قرآن من

نویسنده : شادزی خانوم

پیری صورتت را این بار می‌گذارم پای تمام مهربانی‌هایی که در حق ِ من کردی و امّا تو اسم تمام این همه را گذاشت ِبودی عشق .

هر وقت حواصم نبود تو دردهایت سرازیر می‌شد همچون دانه‌های کمیاب مروارید کف اقیانوس آرام و تا می‌آمد از تو بپرسم عزیزم کجایت در می‌کند؟ تو فقط پاسخ‌ام را با یک نگاه و لبخند می‌دادی و سر آخر این جمله را همیشه تکرار می‌کردی «چه زود بزرگ شدی امّا به قیمت پیر شدن من»  و در ادامه می‌گفتی «پس قدر بزرگی‌ات را بدان مادر.»

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سعید نایب
سعید نایب
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود. ممنون از این همه زیبایی.!
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
ممنون از حضور و نظرتون :)
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
کوتاه و مفید!فقط حواس درسته یا حوص؟!
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
حواص
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
هرجورر كه شما راحت تريد خخخخ :)) / خيلی ممنون از حضورت
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
تیتر عالی بود. هر چقدر از مقام مادر گفته بشه باز هم کمه. هر چقدر از ارزش محبت به پدر و مادر گفته بشه بازم توصیف دقیقی نمیشه کردش
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
بعله حق باشماست ولی بايد گفت حتی همون كمش رو :)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
موافقم تیتر خیلی خوبی انتخاب شده
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
پدر و مادر زحمتی برای فرزندانشون میکشند که با هیچ کاری قابل جبران نیست. کاشکی که قدر بدونیم
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٢٠
٠
٠
:'(
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٢٠
٠
٠
کاشکی منم می تونستم اینطوری مامانم رو دوس داشته باشم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤