Notice: Memcache::pconnect(): Server localhost (tcp 11211) failed with: Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42

Warning: Memcache::pconnect(): Can't connect to localhost:11211, Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 72

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 75

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 95

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 98

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 33

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 36

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 49

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 52

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 65

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 68

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 36

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 39

Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 45

Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 48
جیم - دژاوو را بهتر بشناسید! www.jeem.ir
دژاوو را بهتر بشناسید!
در مورد دژاوو پدیده‌ای که حتما تجربه‌اش کرده‌اید

دژاوو را بهتر بشناسید!

نویسنده : H_Daliryan

رویای صادق یا همان دژاوو (Deja-vu) اتفاقی نادر است اما زمانی که رخ می‌دهد به خوبی می‌توان آن را حس کرد. زمانی که برای نخستین بار قدم به یک شهر جدید می‌گذارید، امری آشنا به ذهنتان خطور می‌کند و شما را برای لحظه‌ای به فکر فرو می‌برد. با خود می‌گویید: «حتما قبلا اینجا بوده‌ام».اما اینطور نیست. پس چه اتفاقی باعث به وجود آمدن این حس می‌شود؟

 

پژوهشگران بیکار ننشسته‌اند!

حقیقت این است که هیچکس علت واقعی بروز این مساله را نمی‌داند. دژاوو در اصل یک کلمه فرانسوی به معنای «پیشتر دیده شده» است؛ حس آشنایی با امری کاملا تازه که در اعماق مغز ما پنهان شده است. مطالعه در مورد این پدیده امری کاملا دشوار است زیرا اغلب مردم زمانی که این حالت را تجریه می‌کند نه در آزمایشگاه حضور دارند و نه اینکه انبوهی از دستگاه‌های پایش مغز به آنها متصل شده است. با این همه مدت‌های طولانیست که پژوهشگران در پی پاسخگویی به این سوال هستند و از سال 1888 میلادی تا کنون به دنبال یافتن راهی برای توصیف تجربه رویای صادق هستند.

 

فرضیه اول

فرضیه اول به نوعی از اختلالات مغزی اشاره دارد و به گفته «آنی کلیری» استاد روانشناسی یادگیری در دانشگاه کلورودا مشکل به حافظه باز می‌گردد. به گفته وی چیزی در شرایط یا محیط تازه وجود دارد که حافظه مربوط به گذشته مشابه را فعال می‌کند اما مغزهای ما توان یادآوری آن را ندارند. کلیری برای توضیح بیشتر تصمیم می‌گیرد که مثالی در این رابطه بیاورد: تصور کنید که برای نخستین بار از پاریس دیدن می‌کنید و تصمیم می‌گیرید که به موزه لوور بروید. چشمانتان به هرم شیشه ای غول پیکری می افتد که در حیاط موزه قرار دارد و به ناگاه آن حس عجیب به سراغتان می‌آید. در آن لحظه مغز شما از یادآوری خاطره‌ای که می‌تواند توضیح مناسبی برای این موضوع باشد باز می‌ماند: چند ماه قبل احتمالا به تماشای «رمز داوینجی» نشسته‌اید، فیلمی که نگاهی نزدیک دارد به هرم لوور.

کلیری می‌گوید ناتوانی در یادآوری آن تجربه خاص باعث می‌شود که صرفا همین حس آشنایی را با موقعیت فعلی خود تجربه کنید. این حس آشنایی از توانایی ما برای یادآوری پیکره بندی مکانی محیط پیرامون‌مان نشات می‌گیرد و برای تست این فرضیه تصمیم می‌گیرد که آن را در محیط آزمایشگاهی به وجود آورد.

یک مثال

او و تیمش با استفاده از بازی شبیه سازی شده سیمسون‌ها دو صحنه یکسان را در لوکیشن‌های مختلف ایجاد می‌کنند. نخستین صحنه به یک منطقه روستایی مربوط می شود که درختی در مرکز آن قرار دارد و گیاهان مختلفی آن را احاطه کرده‌اند و گلدان‌هایی هم روی دیوار آویزان شده‌اند. صحنه دوم موزه ای را نشان می دهد که در آن مجسمه ای از همان درخت در مقیاس بزرگ‌تر قرار دارد و گیاهان مختلف نیز آن را در احاطه خود دارند و سبدهایی از گل نیز با دیوارکوب به دیوارها متصل شده‌اند.

زمانی که شرکت کننده‌ها در این آزمایش اتاق دوم را دیدند اعلام کردند که حسی شبیه به رویای صادقانه را تجربه کرده‌اند اما نتوانسته بودند که آن را به زمان دیدن اتاق نخست ارتباط دهند. کلیری می‌گوید: زمانی که مردم صحنه‌ای با نمای مشابه را می‌بینند این حس آشنا بودن را تجربه می کنند اما نمی‌توانند بفهمند که علت بروز چنین احساسی چیست.

 

فرضیه دوم

یک فرضیه دیگر هم برای این مسئله وجود دارد که به سال 1928 باز می‌گردد. در آن دوران «ادوارد تیچنر» روانشناس با ذکر مثالی در مورد عبور کردن از یک خیابان این پدیده را توصیف نمود.

طبق گفته او، زمانی که ما شروع به رد شدن از خیابان می کنیم به صورت غریزی به سمت چپ نگاه می‌کنیم اما اگر چیزی در سمت راست توجه‌مان را به خود جلب نماید سرمان را به آن سمت باز می‌گردانیم.

پس از آنکه مجددا نگاهمان را به سمت چپ معطوف کردیم، مغزمان احتمالا نگاه نخست را فراموش کرده و نگاه دوم نوعی حس آشنایی را در ما به وجود می‌آورد چراکه در این مورد واقعا چنین صحنه‌ای را دیده‌ایم.

 

در مواقعی که کلمه‌ای اصطلاحا سر زبانمان است اما نمی‌توانیم بیانش کنیم هم همین اتفاق رخ می‌دهد. مطمئن هستیم که آن واژه را می‌دانیم اما نمی‌توانیم آن را به بخش جلویی مغز خود بیاوریم. زمانی که یادآوری آن عبارت با شکست روبرو می‌شود حافظه انسان روش دیگری را برای اطلاع دادن از این حقیقت که چیزی مرتبط با آن وجود دارد انتخاب می‌کند. در واقع چیزی در تصور ما نشان داده می‌شود که دوست داریم به دنبالش بگردیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Cold
Cold
٩٤/١٠/١٥
١
٠
منم تجربشو داشتم...خیلی حس عجیبه...
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
امیدوارم مفید بوده باشه این مطلب برای شما
پیک
پیک
٩٤/١٠/١٦
١
٠
خیلی جالبه.به نظرم نمیتونه این دو فرضیه درست باشه.چون برای من اتفاقاتی افتاده که احتمالا این دو رو رد میکنه.مغز خیلی پیچیده تر از این تصوراته
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
من فرضیه اول رو قبول دارم تا حدود زیادی. شما یعنی میگید واقعا یه اتفاق فرا زمانیه؟ یعنی واقعا مثلا اون صحنه داره برای ما 2باره تکرار میشه؟
پیک
پیک
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
درباره ظرف زمانه.شنیدید؟به نظرم ذهن ما این انعطاف رو داره که همونطور که میتونه به گذشته بره به آینده هم بره!یکم تخیلی به نظر میاد شاید ولی احتمالا درسته
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١٠/٢٠
٠
٠
جالب بود .نمی دونستم آغازگرش فرانسویا بودن چون دژاوو یه وازه فرانسوی به معنای دیدن چیزی یا تجربه کردن اون در گذشتس .
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/١٦
٠
٠
جالب بود ممنون از مطلب مفیدتون:))
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
ممنون از شما بابت نوشته و اطلاعات خوبش:)
پربازدیدتریـــن ها
عاشقش بودم اما...

بازگشت

٩٦/٠٧/٢٥
در برابرت سکوت کنم!

خیالت دیوانه ام می کند

٩٦/٠٧/٢٤
تو را پای رفتن نیست

كاش معشوقه ات برگردد

٩٦/٠٧/٢٦
پشت حصار غم هایم

غول اندوه

٩٦/٠٧/٢٤
آیا مشکی نماد افسردگی است؟

روانشناسی رنگ چادر

٩٦/٠٧/٢٧
سرانه مطالعه خیلی هم بالاست

تهران خیلی هم خوب است / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٣
پریشان حال

آفرین عشق

٩٦/٠٧/٢٥
سکه های بی ارزش

يا رفيق من لا رفيق له

٩٦/٠٧/٢٣
به سردی خاک و باران

مثل همه

٩٦/٠٧/٢٥
برای رفتن آماده می شوم

تهران-رشت

٩٦/٠٧/٢٢
داستان کوتاه

زمانی برای مرگ

٩٦/٠٧/٢٣
شعری سروده خودم

برای ترامپ

٩٦/٠٧/٢٤
می خواستم مهم ترین تصمیم زندگی ام را بگیرم

حامی نبودی

٩٦/٠٧/٢٢
شعری سروده خودم

راه گمشده

٩٦/٠٧/٢٢
یک مسیر تکراری

قدم زدن / قسمت دوم

٩٦/٠٧/٢٦
نه می زنند، نه می روند!

کارِ بیخ‌دار

٩٦/٠٧/٢٧
شعری سروده خودم

آرام میان دشت شب

٩٦/٠٧/٢٦
به یادت لبخند می زنم

غروب پاییز

٩٦/٠٧/٢٧
تبلیغات