ای کاش دی ماه مهربان بیاید

ای کاش دی ماه مهربان بیاید

نویسنده : الهام حبشی

دی ماه هر سال که می‌آید دلم ناخودآگاه یخ می‌زند، وحشت برم می‌دارد که نکند گرمایی غیر منتظره بر جان سرما افتاده‌ی من ترک بیاندازد، هر صبح پرده‌ها را کنار می‌زنم. سال‌هاست که نه برفی شهر تاریک مرا با پیراهن عروسش کفن پوش می‌کند و نه دختری وسط خیابان خم می‌شود تا بند کفش‌هایش را محکم کند، سرش را بالا بیاورد و ببیند دو چشم از پشت شیشه‌ی پنجره‌ای بخار گرفته وحشت زده پرده را به رویش می‌اندازد.

سال‌هاست دی ماه می‌آید و می‌رود و این تنها من هستم دخترکی که قرن‌هاست یازده ساله مانده است، کودکی که زیر چارقدش نخلستان نخلستان خرما خوابیده است، نخلستانی بخیل که هرگز خرمایش را نچیده‌اند. شاید اگر دوباره برف می‌بارید و دیگر بارمدرسه‌ها را تعطیل می‌کردند، سر برهنه توی کوچه‌ها می‌دویدم. گیسوان پریشانم را به رخ روزهای سرد دی ماه می‌دادم و فریاد می‌زدم گیس‌های من طویل‌تر از شب‌های ناتمام توست. می‌فهمی؟ 

دی ماه، دوست دارم با تو در کافه‌ای قرار بگذارم، هیچ چایی نخوریم و هیچ سفارش دیگری نداشته باشیم. مچ بیندازیم یا شاید دوئلی دوستانه را برنامه‌ریزی کنیم. من به تو ثابت می‌کنم اگر ناتمام‌ترین شب‌ها را به نام خود کرده‌ای ، مغرور نباش که بی‌پایان‌ترین روزها از آن خرداد من است. دی ماه عزیز این همه تکبرتقصیر تو نیست چرا که تو ذاتا گرم زاده نشده‌ای و شاید اگر گرمایت را دیده بودم هر سال جای برف‌هایی که نمی‌بارد درخت‌های کوچه‌مان شکوفه‌های صورتی به تن می‌کردند. و تو انارهای صد دانه‌ی یاقوتی‌ات را بر سر شکوفه‌های نازک  احساس بهار نمی‌کوفتی.

ای کاش این سال دی ماه با آغوشی آتشین بیاید، کوچه‌ها را رخت سپید بپوشاند، انارها را عاشقانه دانه کند. یلدایش را قیچی کند و در فال حافظش رخ شکوفه‌های لطیف خرداد را ببیند.

ای کاش دی ماه مهربان بیاید... خالی از تگرگ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٢٠
٢
٠
عالی بود.پر از آرایه ی ادبی!!موفق باشید!
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٢٠
١
٠
خیلی ممنونم ؛ لطف کردین که خوندین .
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٢٠
١
٠
میگن توی تهران تگرگ اومده.... شما حتما تهرانی هستید که در مورد تگرگ نوشتید
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٢٠
١
٠
تهرانی که نیستیم ولی تهرانی ها رو دوست داریم . مرسی که خوندین.
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٢٠
١
٠
دی ما همین الانش هم مهربانه... مثلا توی مشهد صبح ها تا مرز تی شرت پوشیدن هوا گرمه و عصرها تا مرز پوشیدن سه دست لباس سوز داره... این عین مهربانیه دیگه :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٢٠
١
٠
اینم میتونه یک آیتم از مهربانی هاش باشه ولی همین که خودش نیست ؛ کسالت آوره ! " تشکر که وقت گذاشتید ، خوندید و نظر گذاشتید "
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/١٠/٢٠
١
٠
متن خیلی تشبیهات خوبی داشت:) شاد بنویس الهام خوبم، دی ماه مهربونه ها:))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٢٠
١
٠
خوبی از خودته دلبندم ، راستش در مورد این " عنوان " نمی تونستم شاد بنویسم ... انشالله باشه ، مرسی که خوندی زهرا جون :)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/١٠/٢٠
١
٠
دی دوست داشتنی. مخصوصا شب هاش، شب های زمستون یعنی... همش...
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٢٠
١
٠
حتما هست اما نمی دونم چرا این دوست داشتنی بودنش رو برای من رو نکرده تا به حال ، مرسی که خوندی عزیزم :)
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٠/٢١
١
٠
زیبا بود و پر احساس...موفق باشین
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٢١
١
٠
لطف داری عزیز :) ممنون که خوندی .
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٠/٢١
١
٠
میدونم اون دی این دی نیست اما میتونه باشه: دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد!!!!
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٢١
١
٠
دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد... " ممنون که خوندین "
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨