آمدن فتحعلی شاه به الان / قسمت چهارم

آمدن فتحعلی شاه به الان / قسمت چهارم

نویسنده : naser_j

(برای خواندن قسمت قبل اینجا کلیک کنید)

- ...نام او آنجلینا جولی است

+  جان ؟! آنجلینا جولی !؟ 

- آری آنجلینا جولی نکند او را می‌شناسی؟

+  آره می‌شناسمش ولی یه چند سالی دیر اومدی 

فتحعلی شاه نشست و در حالی که آرنجش را بر زانویش گذاشته بود و با دست پیشانی‌اش را گرفته بود  گفت:

- یعنی مرده؟

+  نه نمرده ولی ازدواج کرده، اونم سه بار

- سه بار؟ چه معنی دارد یک ضعیفه سه بار ازدواج کند، زن که با لباس سفید به خانه شوهر رفت با کفن باید خارج شود 

+ این حرفا خیلی وقته قدیمی شده، مخصوصا اون ور آب.حالا هم زیاد به خودت سخت نگیر، فدای سرت، البته دوبار و نصفی ازدواج کرده چون بار سومی هنوز نامزدن هر چند چون بچه‌هاشون مشتاقن هرچه زود تر عروسی ننه بابا شون رو ببینن همین زودیا ازدواج میکنن!

- بچه‌های‌شان؟! مگر بچه دار شده‌اند؟

+ آره اون ور آب رسمه اول بچه دار میشن تا بچه‌هاشونم تو مراسم عروسی باشن و تو پذیرایی از مهمونا کمک کنن!

- چه رسم‌های عجیبی، خوب شد در عهد ما همچین رسم و رسوماتی نبود وگرنه مخارج تهیه لباس جشن ازدواج ما برای دویست و شصت فرزندمان خزانه را خالی می‌کرد.  

+ چقدر هم که تو به فکر خزانه بودی...

- باز هم که به ما متلک انداختی، جای این یاوه گویی‌ها برو و این بانو را به همراه آخرین همسرش به این‌جا بیاور تا نکاح‌شان را فسخ کنیم و او را به عقد خود در بیاوریم.

می‌خواستم در مقابل این زیاده خواهی و رفتارهای لوسش واکنش نشان بدهم اما ته دلم بهش حق دادم. بالاخره هر چه نباشد این بابا پادشاه ایران بوده و یک عمر اینجوری پر توقع بارش آوردند، پس نمی‌شود یک باره عوضش کرد. اما آخر آوردن آنجلینا جولی از مهار تورم داخلی هم سخت‌تر بود. یکهو یک فکری به سرم زد، رفتم سراغ لپتاپ و شروع به دانلود فیلم آقا و خانوم اسمیت کردم.  

+ فتحعلی شاه بیا این‌جا بشین تا دختر آرزو هات و بهت نشون بدم 

- فتحعلی شاه با شتاب خودش و به من و لپتاپ رساند و پرسید 

- کجاست به ما نشانش بده 

+ عجله نکن باید صبر کنی تا این نوار سبز پر شه 

و این چنین شد که من و فتحعلی شاه منتظر ماندیم و منتظر ماندیم و همچنان منتظر ماندیم تا بالاخره بعد قریب به دو ساعت به لطف آن نهنگه که توی خلیج همیشه فارس خودش را به کابل اینترنت نزد، فیلم آقا و خانوم اسمیت دانلود شد. فیلم را پلی کردم و گفتم:

+ خوب دقت کن تا آنجلینا رو بهت نشون بدم 

فتحعلی با شوق و شعف منتظر بود که بالاخره انتظار به سر رسید و آنجلینا جولی توی کادر حاضر شد که یکهو اتفاقی که نباید می‌افتاد، افتاد. همان اوایل فیلم بود که برد پیت و آنجلینا جولی با هم دست دادند و فتحعلی شاه غیرتی شد و خودش را پرت کرد روی لپتاپ منِ بخت برگشته و به خیال خودش برد پیت را زیر مشت و لگد گرفت. مثل برق از جام پریدم و به هر زحمتی بود لپتاپ و از چنگش در آوردم. گفت: 

+ چکار می‌کنی روانی؟

- چرا مانع‌مان شدی مردک، بگذار مادرش را به عذایش بنشانم 

+ بابا اون شوهرشه به تو چه اصلا؟

- پس این مردک شوهرش است؟ راستش را بخواهی این دختر چشم سفید را نپسندیدیم 

+ واقعا ؟

- آری دختره بی‌حیا... آن چه رخت و لباسی بود که بر تن کرده بود، ما چیزی را در تمام همسران مان داریم که در این اجنبی چش دریده ندیدیمش. 

+ منظورت سیبیل که نیست؟

چهره‌ی بر افروخته‌ای به خودش گرفت و گفت :

- نخیر، حیا 

+ آره خب اون ور آب همون اول کار تو بیمارستان حیا و با آپاندیس بر میدارن و میندازنش دور.

- بیمارستان و آپاندیس چه هستند؟

با این سوالی که پرسید و بلایی که سر لپتاپم آورد به فکر این افتادم که یک کلاس کامل آشنایی با تکنولوژی و چیزهای ناشناخته دور و برش برایش بگذارم  تا مشکلات حاد تری پیش نیاورد. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
چقدر فاصله افتاد بین این قسمت و قسمت قبل!!اینطوری خیلی بد میشه واسه داستان!!چند قسمتش مونده؟!!طولانیه؟!
naser_j
naser_j
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
مشکلاتی پیش اومد که حس و حال نوشتن نبود ): نمیدونم سعی میکنم تو هشت نه قسمت جمش کنم,سعی میکنم فاصله نیفته اگه مشکلات بذاره
z_amini
z_amini
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
سلام.ممنونم...خیلی جالب بود. حق با دوستمونه...این فاصله خیلی بده...همین طور خوندن چند تا داستان تو طول هفته از چند نفر.. به نظرتون داستان دنباله دار نفرستیم بهتر نیست؟ این فقط یه پیشنهاد ساده اس.
z_amini
z_amini
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
آنجلینا جولی؟؟؟؟؟؟؟؟ ولی اون بچه هاشونو خوب اومدین...خخخ...ممنون ازشما
naser_j
naser_j
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
نظر تون محترمه کلا الان مردم تمایل چندانی به مطالب طولانی ندارن و هرچی متن کوتاه و مختصر تر حرفش رو بزنه موفق تره تو جذب مخاطب اما من خودم تو قالب این داستان سعی داشتم یه سری حرفا رو بزنم که به ناچار مجبور به اطاله نگارش بودم نمیدونم چقدر موفق بودم قضاوتش با شماست
n_rohani
n_rohani
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
عالی بود فقط این قسمت چهارم هست جیم جان اصلاح کن لطفا مطلب عالی بود کاش این فاصله نیفته
naser_j
naser_j
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
جانا سخن از زبان ما میگویی ادمین دقت کن!! تیتر مطلب قبلی رو ک عوض کردین علت و هم پرسیدم جوابی نگرفتم جیمیا):
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
ادامه بده ناصر خان که حظ بردیم
naser_j
naser_j
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
خوشحالم خوش تون اومده ،
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
خخخخخ LOL
naser_j
naser_j
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
:)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
خیلی قشنگههههه افرین بهتون تبریک میگم ناصرخان فقط یکی اینکه خیلی فاصله نیوفته یکی هم اینکه طولانی نشه زیاد بی زحمت خخخ در کل من خیلی ازین داستانتون خوشم میاد
naser_j
naser_j
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
فاصله افتادنش دست من نبود بد روزگار بود ،چشم سعی میکنم زود تر جمش کنم مرسی از پیگیری تون
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
یا چیزی نداشت، یا من ندیدم، به هر حال بازم تبریک.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨