سرانجام تلخ نوشتن!
مروری بر فرجام تراژدیک چند نویسنده

سرانجام تلخ نوشتن!

نویسنده : رضا ریاحی

نویسندگی هنری است که تمام درایت، ذات، حواس، روح و جسم شما را درگیر خود می‌کند. از این رو نویسنده‌ای که شور و عشق و درک و احساس نداشته باشد، واژه را نمی‌فهمد. درد را نمی‌شناسد. زبان احساس را نمی‌داند و نمی‌تواند آنچه را که زاییده روان آدمی است با قلمش همراه سازد. اما خوب است که بدانیم نویسندگی هنری است که زیاده روی در آن، بیماری به همراه دارد. طبق گزارشی از انجمن بهداشت جهانی، نویسندگی و هر هنر دیگر شامل حرفه‌هایی بسیار حساس به شمار می‌آیند. براساس این گزارش بازخوردهایی که از مشاغل هنری به شخص برمی‌گردد، او را در معرض بیماری‌های روحی و روانی از جمله افسردگی قرار می‌دهد که این امر در بین مردان هنرمند تا هفت درصد شایع تر است. اغلب نویسندگان، افرادی آرام، درونگرا و بسیار تودار هستند. با وجود این‌که درساعات تنهایی، نوشتن راه درمانی موثر بوده و هست اما با نوشتن درخودتان فرو خواهید رفت. با هر شخصیت پردازی به ارزیابی خودتان مشغول می‌شوید و ... .

درادامه این گزارش شاید این نکته حائز اهمیت باشد که مشاغل هنری خلاقانه، در دراز مدت باعث اختلالات حسی در افراد می‌شود و شیوه زندگی را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. «سید برت»، هنرمند بریتانیایی می‌گوید که نویسندگی دو مرحله اوج احساسات درونی و آسیب پذیری درونی را شامل می‌شود. به طوری که پس از پایان نوشتن یک رمان، برای ساعاتی احساس شادی و رضایت خواهید داشت و بعد از مدتی با هجومی از افکار منفی مواجه می‌شوید.  در ادامه به سرگذشت تلخ چند نویسنده نامدار می‌رسیم که پایان آن‌ها، جداً باعث ناراحتی است.

 

|| ارنست میلر همینگوی

از نویسندگان برجسته آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات بود که «وداع با اسلحه» و «پیر مرد و دریا» از آثار مهم او به شمار می‌آیند. همینگوی درسن 62 سالگی و درحالی که زندگی آرامی را سپری می‌کرد، با قراردادن لوله اسلحه محبوب خود در دهانش و شلیک با آن، کتاب زندگی خود را برای همیشه بست.

 

|| آدلاین ویرجینیا وولف

بانوی بسیار برجسته و اهل قلم انگلیسی است که «به سوی فانوس دریایی» و «خانم دالووی» ازکتاب‌های شناخته شده‌اش هستند. خاطرات تلخی که در دوجنگ جهانی اول و دوم رخ داد، از او فردی افسرده و رنجور ساخته بود. سرانجام بعد از پایان رمان «بین دو پرده نمایش» با نوشتن یادداشتی قابل تامل که درآن اشاره‌ای به جنون هم درخود کرده است، با جیب‌هایی پراز سنگ، خود را در رودخانه «اوز» غرق کرد.

 

|| ریونوسوکه آکوتاگاوا

آکوتاگاوا را پدر داستان کوتاه ژاپن می‌دانند و همه ساله جایزه‌ای ادبی به نام او به آثار برگزیده ژاپن تعلق می‌گیرد. «پرده جهنم»، «دماغ» و «راشومون» از آثار مهم او به شمار می‌آید. آکوتاگاوا به دلیل ابتلا به افسردگی، پارانوبا و توهم بصری با مصرف بیش ازحد قرص درسن 35 سالگی به زندگی خود خاتمه داد.

 

|| کارین بوی

او از سرشناس‌ترین شاعران ادبیات نوگرایی سوئد است. آخرین اثر او کتاب شعر «هفت گناه مرگبار» است که پس از مرگش به چاپ رسید. کارین در سن 40 سالگی به دلیل افسردگی با خوردن قرص خواب، خودکشی کرد.

 

|| ریچارد گری براتیگان

نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی است که رمان «صید قزل آلا در آمریکا» اولین و محبوب‌ترین اثر اوست. براتیگان در هر فصل شکار با دوستانش به مونتانا می‌رفت و تنها ادای شکارچی را در می‌آورد و هیچگاه شکاری را نزد. سرانجام درسن 49 سالگی که سرقرار همیشگی‌شان برای شکار حاضر نشد، جسد او را در منزلش یافتند که طبق گزارش پزشکی قانونی، او پشت به پنجره و ایستاده رو به دریا با شلیک گلوله به سرخود، خودکشی کرده است.

 

** این‌ها تنها بخشی از فرجام تاسف بار و غم انگیز هنرمندانی است که نوشتن، لذتی از زندگی‌شان بوده. آن‌قدر خوشایند که با گذشت سال‌ها خود را درآن غرق کردند. توجه داشته باشیم که در اصول هنر چیزی پنهان است که نباید باعث افسردگی شود. چیزی که هر نویسنده با اندیشه خود آن را پیدا و معنا می‌کند! یک قلم افسرده، نمی‌تواند به کلمه فکر کند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
دوستان عزیزی که تلخ مینویسند حواسشون باشه دیگه!!برادر من!خواهر من!!تلخ‌ ننویس!به خودت رحم کن!
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
البته تلخ نوشتن، مخاطب روهم تحت تاثیر خودش میذاره و موارد مشابه دیده شده :|
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
مثل تکست های عاشقانه که در اصل تبلیغ جستجو یار و ناکام شدن ،خیانت و قص علی هذا است
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
تلخ نوشتن اگر در مورد شکست عشقی نباشه تاثیر چندان مخربی روی نویسنده و مخاطب نداره
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
درسته که تاثیر موارد عاشقانه مخرب تره اما بسته به روحیه و ذات خواننده داره که چقدر همذات پندار باشه // نوشتن از درد نبود انسانیت هم میتونه آدمو له کنه
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
نویسنده ی مورد علاقه ی منم خودکشی کرده. رومن گاری. :( واقعا جای تعجبه که اکثر نویسنده های بزرگ جهان خودکشی میکنن. شاید همونطور که آقای موسی زاده گفتند داستان هاشون رو با زندگی واقعیشون اشتباه میگیرن. یعنی شخصیت های داستانی شون وارد زندگی حقیقی شون میشه و اینطور به جنون میرسن. البته شاید...
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
بله متاسفانه و میشه اینطور گفت... :((
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/١٤
١
٠
همین که شخصیت داستانیشون وارد زندگیشون شده، اثرشون شده یک اثر عالی. وگرنه که بریم مصطفی مستور رو مثلا نویسنده حساب کنیم؟! :))
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
:)))))
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
الان مگه جیم نباید ما رو تشویق کنه به نوشتن ؟ اینجوری که دیگه همه می ترسن از نویسنده شدن :)) البته تیتر رو دو جور میشه خوند : سرانجامِ تلخِ نوشتن و سرانجام ِ تلخ نوشتن که دومی البته با چیزی که من گفتم متفاوته و هرکی تلخ می نویسه و روحیه و اوقات مخاطب رو تلخ میکنه باید به فکر عواقبش هم باشه ....جدا از اینا من پیرمرد دریا و صید قزل آلا در آمریکا رو خوندم و اصلا دوسشون نداشتم مخصوصا قزل الا !! والا که نویسنده میتونه شیرین بنویسه میتونه امیدوار کننده بنویسه میتونه مطالب اجتماعی رو خوب بیان کنه و راه حل بده نه اینکه فقط غر بزنه....ضمن اینکه من واقعا نمی فهمم هدف صید قزل آلا چی بوده!! به جز سیرک کک هاش اصلا هیچ نکته جالبی توش نبود..... انقدر به تلخیای زندگی فکر کردن که عاقبتش میشه غرق شدن تو دریای منفیجات .....شاید توی دنیای کتاباشون غرق میشن و وقتی میدونن که واقعی نیست (چون خودشون اون دنیا رو خلق کردن) حس خیلی بدی بهشون دست میداده....وگرنه که نوشتن ادم رو آروم میکنه، لااقل برا من که اینطور بوده همیشه :))) ( خودم رو با چه کسایی مقایسه کردم؟!!! :)) )
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
مطمئنا از هرچیزی باید به درستی و اندازه استفاده کرد که درغیراینصورت خارج از کنترل میشه :(( درمورد تیترهم اشاره دوم شما درسته :)) جیم هم همچنان به نوشتن تشویق مون میکنه و تمام حرف من ازاین مطلب توی پاراگراف آخر خلاصه شده :)) // ممنونم ازتون
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/١٠/١٣
١
١
"رومن گاری" هم جز این دسته بوده. شخصا با این نظریه که تلخ نوشتن، دلیل افسردگی و نهایتا خودکشی کردن این اشخاص بوده، موافق نیستم! به نظرم این موضوع، بیشتر به اعتقادات شخصی خود نویسنده و عقاید رایج در جامعه‌ای که اون شخص، درش زندگی می‌کرده، برمی‌گرده. همونطور که توی نویسنده‌های ایرانی، فقط "صادق هدایت" خودکشی کرده (من شخص دیگه‌ای رو سراغ ندارم که این کار رو کرده باشه.) آل‌احمد، چوبک، بهرنگی، غلامحسین ساعدی و غیره، نویسنده‌هایی هستند که اکثر آثارشون، تلخ و سیاه هستش ولی هیچ‌کدوم خودکشی نکردند! *** و در رابطه با دو خط آخر، این "فکره" شخصه که "قلم" رو به حرکت درمیاره. و جالبه بدونید که روان‌شناس‌ها معتقدند اشخاصی که دچار افسردگی می‌شند، کسانی‌اند که به معنا و مفهوم زندگی، خیلی عمیق‌تر و دقیق‌تر از سایر اشخاص نگاه و فکر می‌کنند. در کل هر چی بیشتر به چرایی و چگونگی اتفاقات زندگی فکر کنی، بیشتر به این سمت کشیده میشی! ** در آخر، به عنوان شخصی که بیشتر داستان‌هایی که می‌نویسه تلخه باید بگم که من تلخ می‌نویسم، چون معتقدم که یه پایان تلخ، پیام و محتوای داستان رو ( اون "نبایدهایی" که مد نظر نویسنده است) خیلی بهتر و تاثیرگذارتر از یه داستان با پایان خوش، به خواننده منتقل می‌کنه. ممنون از مطلب‌تون.موضوع خیلی خوبی رو انتخاب کرده بودید.
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٣
١
٠
با نظرشماهم موافقم، تلخ نوشتن مطمئنا ریشه درگذشته و شرایط کنونی نویسنده داره و اغلب تحت تاثیر این شرایط، تلخ نوشتن یا شیرین کلام بودن پیش میاد. گاها نوشته ی ما به مرتبه ای ازارزش میرسه که ازهربعدی مورد بررسی و موازی با دنیای حقیقی خودمون قرار میگیره (چیزی که از روانشناسان هم نقل کردین) و درسته که فکر، قلم رو به حرکت درمیاره اما یک فکرسالم، وسعت تنوع یک کلمه رو بهتر پیدا میکنه // ممنونم ازوقتی که گذاشتین دوست عزیز
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/١٤
١
٠
در اروپا نهضت هایی دایر بوده که افراد طبق اعتقادی ؛ برای ظهور منجی مسیح(ع) خودکشی میکردند ؛ در واقع تفکراتی پایه ریزی شده که خلقت را بی هدف و انسان را دست مایه لذت و خاص شدن معرفی میکند تا جهت کامیابی بیشتر از دنیا خلق رفتارهای دور از عادت؛ریسک پذیری بالا و تکیه به تخیلاتی که سازنده و ویرانگر است را توجیه نماید که این امر خالی از خیر و شر نیست
z_amini
z_amini
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
نه.خدای من. همین الان یکی از دوستامو دعوت میکنم به خوندن این مطلب! انقدر با شخصیت های داستانش تو این دوسال انس گرفته که وقتی بهش میگم اینجای داستانت مشکل داره ،این شخصیت رو حذف کن.با اینکه مطمئنه حق با منه و وجود این شخصیت حتی به رمانش لطمه میزنه،اما بازم میگه نمیتونم حذفش کنم .دوست دارم این شخصیت رو... راستی!منم همیشه بهم میگن تلخ مینویسی...مارو ندیدین حلال کنید...خخخخ
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
فقط لطف کنید شاهرگ نزنید٬قدیمی شده!خلاقییت به خرج بدید!
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
پیاده شید به اتفاق بریم، چون من هم اکثر نوشته های شخصیم تلخه // شاید این فرصت رو داشته باشیم تا سه نفری روی یک خودکشی خلاقانه تمرکز کنیم خخخخ :))) // ممنونم ازشما
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٣
١
١
هی میگن غم بار نوشتن رو خود نویسنده هم تاثیر میذاره! بیاید اینم نمونش! همه چی همینطور این فیلم و سریال هایی که همش خیانت و ... که تلوزیون نشون میده هم همین تاثیرات رو میذاره رو ملت! اینا رو احتمالا وقتی فاتحه خانواده ها خونده شد مسئولین محترم متوجه میشن!
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
درمورد برنامه های تلویزیون که به نشانه اعتراض باید یک مراسم خودکشی دورهمی داشته باشیم // عمق فاجعه است؛ همش درد و غصه و بدبختی نشون میده // اصلا هیچی نگیم سنگین تره (عصبانیت)
v-qavam
v-qavam
٩٤/١٠/١٤
٢
٠
میل به خودکشی حس خیلی جالبه جدیدا خیلی قلقلکم میده واقعا:) به قول علیرضا آذر : خودکشی مرگ قشنگی که به آن دل بستم/ دست کم هردوسه شب سیربه فکرش هستم...گاه وبیگاه پرازپنجره های خطرم،به سرم میزنداین مرتبه حتمأبپرم...میپرم دلهره کافیست خدایاتوببخش// خودکشی دست خودم نیست...خدایاتوببخش!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
بسم الله o-O ...
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
میتونه جالب باشه اما مطمئنا خودکشی کار آدم های بزدل و ترسویی ست که جرات مقابله و تغییر رو ندارم (نظر شخصیم) // شعر فوق العاده ای بود :))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/١٤
١
٠
واقعا بعضی وقت ها انقدر افکار آدمیزاد داخل غمی که داره ازش حرف میزنه گم و گور میشه که دلش میخواد یک جوری خودش رو راحت کنه
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٤
١
٠
همه ما به نوعی این احساس رو تجربه کردیم. خودکشی فقط ازبین بردن جسممون نیست؛ گاهی احساس کشی میکنیم و با بی تفاوتی، یک خودکشی درونی انجام میدیم // ممنونم ازتون
Vania
Vania
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
حیف همچین نویسنده هایی که خودکشی کردن! کلا این افسردگی و خودکشی انگار تو جمع هنرمندا و نویسنده ها رایجه..موسیقیدان هایی که روانی شدن یا نقاشایی که خودکشی کردن.اینم که نویسنده ها..یه سوال: تیتر مطلب دقیقا چیه؟ "سرانجامِ تلخِ نوشتن" یا "سرانجامِ تلخ نوشتن"؟ (با سکون خ)
amiralidoost
amiralidoost
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
سوالی که پرسیدین سوال منم هست خخخخ
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
بله متاسفانه جای تاسف داره برای چنین جامعه هنرمندی // تیتر مطلب من چیز دیگه ای بود که ادمین صلاح دونستن این تیترو بزنن! که فکرمیکنم "سرانجامِ تلخ نوشتن" درست تر باشه :|
amiralidoost
amiralidoost
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
از کشورهای مختلف نویسنده ها در مقاطع مختلف زمانی و در سبکهای مختلف نگارشی خودکشی کردن مثل هدایت خودمون.من کتابهای هدایت رو خوندم اصلا فازش فاز دیگه ای هست اما فک کنم یه نویسنده وقتی مینویسه که دیگران بفهمن ومیبینه که نمیفهمن یا بجای اینکه بفهمن به نویسنده حمله میکنن در دنیای خودش غرق میشه و از دوست داره خودش رو از همه چی ازاد کنه پس خودکشی میکنه .......البته کاری بس نابجاست
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
خب البته نویسنده ها اغلب با گذشت زمان تودارتر میشن و این عمق درونی و نگرشی که نسبت به محیط اطرافشون پیدا میکنن باعث چنین اتفاقاتی میشه
Cold
Cold
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
البته نمیشه دلیل این خودکشی هارو نوشتن دونست...شمار نویسنده ها انقدر زیاده که خودکشی چند نفر این بین شاید طبیعی بنظر بیاد....وقتی کسی جون خودشو میگیره یعنی دیگه واقعا هیچی از دنیا نمیخواد و فک نکنم نوشتن این حس رو به وجود بیاره!....نمونه های خواننده و هنرپیشه و اینا هم که خودکشی کردن کم نیستن...مرسی رضا جان :)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
درسته مطمئنا نمیشه گفت دلیل این خودکشی ها نوشتن بوده. تمام حرف این مطلب اشاره به عوارض ناشی ازنوشتن داره که خودکشی حاصل عوارش به وجود اومده است نه مستقیما نوشتن! // ممنونم عزیز :))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
:| تو سرم کتاباشونو بخونم عمرا دیگه بخونم ... خود کشی ... چه کار مسخره ای ... واقعا که :|
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
:)) حالا اینبار شما ببخشیدشون :|
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
باشه :)))))
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
واقعا نميدونم چي بگم ولي به نظرم حق داشتن ...اما به شخصه از خودكشي بدم مياد و به نظرم كسايي كه جرعت عوض كردن موقعيتو ندارن دست به همچين كاري ميزنن ...من خودمم شايد تلخ بنويس دلنوشته هاي شخصيمو اما ناراحتيم واسه همون چتد ساعت نوشته است بعدش كه نوشته تموم ميشه روحيه م به كل عوض ميشه بهرحال خدابيامرزتشون :(
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
ممنونم ازشما :))
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
خیلی مطلب خوبی بود مهندس ! اتفاقا ایین قضیه ذهنمو درگیر کرده بود . شاید خودکشی کار عاقلانه ای نباشه ولی بستگی به شرایط آدما داره ! قطعا این نویسنده ها آدمای نخبه ای بودن ولی چون توی شرایط اونها قرار نداریم نمیتونیم قضاوتشون کنیم.
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
خوشحالمون کردی دکتر! آره کاملا موافقم؛ تا با کفشی جز کفش خومون راه نریم نمیتونیم درموردشون یک شانه قضاوت کنیم // مرسی عزیز
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
آخرش گفتین که: یک قلم افسرده، نمی‌تواند به کلمه فکر کند. .. پس اینا چه جوری با این قلمشون فکر کردن و نوشتن؟! که عالی هم نوشتن. پس اینا رو دارین رد می کنین؟؟
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
نه اینطور نیست! توی یکی ازکامنتا درباب همین حرف گفتم یک فکرسالم وسعت تنوع یک کلمه رو بهتر پیدا میکنه. یک قلم با گذشت زمان افسرده میشه و این دوستان هم ازابتدا چنین شرایطی رو نداشتن و نوشته ها و مطمئنا شرایط حاکم بر زندگیشون، روحیات شون رو تحت شعاع قرار داده و آدمی هم که نهایتا ظرفیتی داره :))
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
خب پس اگه شروع کردیم به نویسنده ی خوب بودن، فقط از اولش میتونیم دعا کنیم که افسرده نشیم آخرش! :))
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
جلوی ضرر ازهرجا بگیریم منفعته :|
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
مگه خودکشی ایرادی داره؟ طرف به خواست خودش که به دنیا نیومده، حداقل نمیتونه با خواست خودش بمیره؟
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
درمورد خودکشی جای صحبت زیاده ولی نظرشخصیه من برخلاف شماست! کسی که خودکشی میکنه جرات مقابله و تغییر رو نداره و درواقع خودش رو ازهمچی رها میکنه // مثل عوض کردن صورت مساله؛ حتما شنیدید که میگن "اگر انسانی فقیر به دنیا بیایم، مقصر ما نیستیم؛ ولی اگه فقیر از دنیا بریم، مقصر خود ما هستیم" و فقر رو میشه درهربابی معنا کرد.
سارا!
سارا!
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
کسی که جرات ادامه دادن زندگی رو نداره؟ خب جرات اینجا معنی نمیده به نظرم، وقتی که زندگیت رو نخوای، دوستش نداشته باشی، جرات اصلا معنی پیدا نمیکنه. بذارین یه مثال بزنم، کسی که خودکشی میکنه برای اون زندگیش مثل یه چاهی میمونه که گیر افتاده باشه توش، حالا شما میتونین بهش بگین اینکه میخوای بیای بیرون از بزدلی تو بوده؟
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
بیاد ببیرون!!! با کشتن خودش میخواد بیاد بیرون // این تسلیم شدنه و انسان اینقدر توانایی داره که بتونه زندگیشو تغییر بده // نباید فراموش کنیم که قراره ما زندگی کنیم نه اینکه زندگی با ما بازی کنه
سارا!
سارا!
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
مگه شما انتخاب کردین زندگی کنین که ترکش بی جربزگی تون رو برسونه؟
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
آقای ریاحی با احترام به شما، من فکر می کنم دارین شعاری صحبت می کنین. ببینین من خودم اصلا موافق خودکشی نیستم. و اینکه میگم مرگ یه آدم دست خودش باشه ابدا به معنی این نیست که من خودکشی رو تصدیق کنم. اما واقعا یعنی انسان اختیار زندگی خودشم نداشته باشه پس اختیار چیو داره؟؟
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ببینید حرف شمارو قبول دارم، شما میتونید خودکشی کنید و هرجور دیگه ای که بخواین زندگی کنین. این حق رو، هم من دارم و هم شما // همه حرف من اینه که صورت مساله رو نباید اینطوری عوض کرد؛ زندگی، فقط زندگی من و شما نیست؛ زندگیمون به خیلی ازآدما ارتباط داره و درقبالش مسئولیم. انتخاب اینکه با زندگیمون چیکار کنیم و نسبت به این ارتباطات بی تفاوت باشیم، حداقل انتخابش برای من سخته :))
k_kaveh
k_kaveh
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
دست به هرکاری میزنیم روزه بعد افسردگیش کشف میشه:)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
بله، باید نگرش خودمون رو اصلاح کنیم // ممنونم :))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
رضا خیلی خوب يه ایراد ميخواستم بگم که دیدم هاچ خانوم قبل من گفتن. به نظر من خودکشی معیار درستی برای قضاوت نیست. موفق باشی داداش
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
خودکشی، معیار، قضاوت، شیب، بام! متوجه نمیشم که جایی چنین برداشتی کرده باشم! و حرفت عزیز با حرف خانوم هاچ متفاوته!
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ولش کن اصلا خخخ مطلبم شد کلینیک روانشناسی خخخ
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
باچه!!! :)))))خخخخخخ
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
چه خودکشیای عجیب و غریبی هم کردن ، واعجبا !
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
بله واعجبا // ممنونم :)
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/١٥
١
٠
جالبه که بازیگرای کمدی هم اکثرا خودکشی کردن:|
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
بله سابقه خودکشی تو خانواده هنرمندان زیاده متاسفانه!
ghodsi
ghodsi
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
چقدر فضاي سايت ادبي و فرهيحته شده. از اون طرف مطلب آقاي يعقوبي و اين طرف هم مطلب شما... اتفاقا اين بحثي بود كه در جلسه اول پاتوق كتاب در دوره جديد مطرح شد. اينكه چند نويسنده رو ميشناسيم كه خودكشي كردن. البته من از سرنوشت سه نويسنده آخر اصلا مطلع نبودم. اما به نظرم نويسندگي باعث افسردگي و خودكشي نمي‌شه. به نظر من -كه در جلسه پاتوق هم گفتم- احتمالا نويسندگي باعث به تاخير افتادن يا منصرف شدن از خودكشي هم بشه. توضيحشو مفصل شايد در يك يادداشت آماده خواهم كرد. زحمتي كه كشيدي و قلمت هر دو قابل ستايش‌اند. اميدوارم موفق باشي.
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
البته میگم که جای بحث دراین مورد زیاده، و من هم به شدت پایبند نظرم که برخلاف شماست هستم و میگم باعث افسردگی میتونه باشه اما خودکشی، حماقتی بیش نیست // خیلی لطف کردین جناب قدسی عزیز :))
سارا!
سارا!
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
من همیشه ناراحتِ داستان هایی ام که میشد بعدا بخونم و با خودکشی نتونستم بخونم!:| یا مثلا هدایت، که یک هفته قبل از خودکشی یکسری از داستان هاش رو سوزوند و من هنوز فکر میکنم که چه چیزهایی رو از دست دادم! اما برای شخص نویسنده، به نظرم خودکشی نشونه ضعف نیست، نویسنده ها احساسات عمیق تری دارن، داستان ها و درد رو با شدت بیشتری حس میکنن، آدم هایی که درد رو با شدت بیشتری حس میکنن یا درد هایی رو میبینن که دیگران راحت از کنارش رد میشن سریعتر به بن بست میخورن. احتمالا یکی دیگه از بیماری های روانی منه ولی کارای عجیب نویسنده ها رو دوست دارم، همیشه برام هیجان انگیز بوده که کسی مثل امیلی برونته با شخصیت های داستانش حرف میزده:)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
مرسی ازدیدگاهتون دوست عزیز :))
سارا!
سارا!
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
قابل شما رو نداره، پونصد تومن میشه:)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
:)))
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
الان نابود شدم رفت با خوندن این نوشته :|||
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
چه بد؛ خیلی حیف شد پس :)))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠