بزودی نوبت ما هم می‌رسد!

بزودی نوبت ما هم می‌رسد!

نویسنده : سعید نایب

دیروز خبر شهادت آیت ا... باقر النمر رهبر شیعیان عربستان قلب تمامی آزادگان جهان و به خصوص شیعیان را مالامال از غم و اندوه کرد. جالب است بدانید ایشان به جرم تخریب اماکن اقتصادی و گسترش تکفیری! به اعدام محکوم شده بودند. صرف نظر از هر نوع اتهام واهی به این بزرگوار، سردمداران کثیف و شیطان صفتان آل سعود بدانند که به زودی نوبت ما هم می‌رسد. بزودی انتقام تمامی مسلمانان جهان را از شما کفتار صفتان خواهیم گرفت. بزودی جهان اسلام اتحاد، صمیمیت و همچنین رنگ آرامش را خواهد دید. اما اکنون استخوان در چشم و خار در گلو منتظر دستور ولی امرمان خواهیم ماند. اما بدانید که ما خواهیم آمد .

شمشیر عجم منتظر رخصت جنگ است

مکه بشود مرکز ایران چه قشنگ است

ما منتظر حمله‌ای از سوی حجازیم

تا بین بقیعش حرمی ناب بسازیم

«یا حیدر کرار» زند نقش بزودی

بر پرچم سبز عربستان سعودی 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
به قول حضرت آقا «دست انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت». قطعا فریاد مظلوم بی اثر نخواهد ماند
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
«عجم» واژه ی خوبی نیست.... اگه بشه ازش استفاده نکنیم!
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
مکه بشود مرکز ایران ؟ !
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨