بعد از هفته‌ها آلودگی و گرمی هوا دیروز از ساعت 3 بامداد بغض آسمان ترکید و اشک آسمان بعد از مدتی دوباره بر سر ما بارید، تا بار دیگر این باران عرق شرمی باشد بر پیشانی مسئولان ِ بی‌مسئولیت.

خدایا یک باره دیگر دمت گرم...

 الان دوست دارم ثانیه ثانیه این هوا را نفس بکشم حتی اگر تو نباشی .چون خود بارون حکایت و داستان ِ نبودنت را برای من بار دیگر تعریف خواهد کرد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١٠/١٣
١
٠
ی روز از پیش تو میرم که هوا بارونیه.......
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٣
١
٠
به نظرم این درست نیست که همه چیز رو بندازیم گردن مسئولین، از بد ماجرا این عادتیه که اکثر ما ایرانی ها داریمش!! درسته ماشین ها آلایندگی بالایی دارند. درسته کیفیت سوخت پایین و درسته که مسئولین کارشون رو خوب انجام نمیدن در بعضی موارد. ولی خب ما خودمون چقدر بفکر خودمون هستیم؟ شما خودتون یک روز که تو سطح شهر میرید (ترجیحا با اتوبوس یا مترو) ببنید چقدر ماشین تک سرنشین داریم! من خودم چندین بار دقیق شدم رو این موضوع. به جرات میتونم بگم از هر 5 تا ماشین 3 تاش تک سرنشین هستش. خب وقتی ما خودمون به فکر سلامت خودمون نیستیم از مسئولین چه انتظاری داریم؟ هر بهانه ای هم که بیاریم واسه خروج ماشین به صورت تک سرنشین به نظر من قابل قبول نیست چون سلامتی خیلی مهم تر از بهانه هایی که ما واسه خودمون میتراشیم
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١٠/١٣
١
٠
سخت نگير اين فقط يك متن بود و مطمئن باش به هيچ كدوم از مسئولين بر هم نخواهد خورد .آن هم در آستانه انتخابات ِ مجلس .خخخخخخ :)))))
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
جالب بود دتو دو خط جا خوردم !خخخ مچکر مچکر مچکر
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
آخ آخ چقدر این بارون چسبید. مخصوصا طرف ساعت 6 که یهو شدید گرفت
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
ممنون آقای آستانه / تو اين هوا وقتی نفس می كشی حس تنگ و گشادی ريه ها رو خوب احساس می كنی .هوا عالی شده بود .
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠