فقط در خانه عاشقان کتاب اینجور وسایل پیدا می‌شود!

فقط در خانه عاشقان کتاب اینجور وسایل پیدا می‌شود!

نویسنده : mandana

www.ROZANEHONLINE.com

گروه سرگرمی ROZANEH

www.ROZANEHONLINE.com

گروه سرگرمی روزنه

روزنه آنلاین

گروه سرگرمی ROZANEH

گروه سرگرمی روزنه

www.ROZANEHONLINE.com

گروه سرگرمی ROZANEH

www.ROZANEHONLINE.com

http://www.rozanehonline.com

گروه سرگرمی ROZANEH

روزنه آنلاین

گروه سرگرمی روزنه

گروه سرگرمی روزنه

www.ROZANEHONLINE.com

http://www.rozanehonline.com

www.ROZANEHONLINE.com

گروه سرگرمی ROZANEH

www.ROZANEHONLINE.com

www.ROZANEHONLINE.com

گروه سرگرمی روزنه

www.ROZANEHONLINE.com

گروه سرگرمی روزنه

گروه سرگرمی روزنه

گروه سرگرمی روزنه

گروه سرگرمی روزنه

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٤/١٠/١٢
٢
٠
چقدر خلاقانه...
mandana
mandana
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
خیلیییییی... آدم دوست داره از همشون داشته باشه، ولی متاسفانه اینجا از این چیزا پیدا نمیشه
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود. واقعا لذت بردم. ساعت و گلدان و یکی از جاکتابی هاش خیلی خوب بود به نظرم. ایده مبلشم جالب بود. ممنون :))
z_amini
z_amini
٩٤/١٠/١٢
٠
١
سلام.شبیه یه کاغذ سفیده که دلم میخواد همین الان روش یه چیزی بنویسم....قشنگ ترین قسمت هر خونه کتاب خونه اس
mandana
mandana
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
سلام. ایشالا همه کتابخونه دار بشیم
s_shahbazi
s_shahbazi
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
Best
zakhar
zakhar
٩٤/١٠/١٢
٠
١
خوب بود فقط اون لیوانه که روی وان چی توش بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
mandana
mandana
٩٤/١٠/١٢
١
٠
چیزه... فکر کنم شربت آلبالویه
mandana
mandana
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
مرسی :)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
چرا هرچیچیزه خوشگل موشگله اونور آبه فقد خووو!
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
جالب بود. بسی کیفور گشتیم. منتها حیف که اینا واسه خارجیاست!
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
جالب بود
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٢٨
٠
٠
گلدونیاشو . گردنیاش جذاب تر... سپاس کیف کردیم :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨