من کاربرِ چند هزار و سیزدهم هستم

من کاربرِ چند هزار و سیزدهم هستم

نویسنده : مرتضی تقی زاده

 همه چیز بر می‌گردد به دو سال و سه ماه پیش. همان روزی که اسم لعنتی‌ات را روی جلدش دیدم، از آن موقع شروع شد. اوایل با اینترنت زغال سنگی دایل آپ، که خداییش خیلی سخت بود، می‌آمدم. با آن وضعیت اینترنت نه توی گالری می‌شد رفت، نه توی چند رسانه‌ای‌ها، از انجمن و تخته هم چیز زیادی نمی‌دانستم، فقط مطلب گذاشتن را می‌شناختم، که آن هم خلاصه می‌شد توی شعر گذاشتن، البته برادران لطف داشتند و حذف می‌کردند که الان به ضرب و زور رسیده به حدود بیست مطلب خخخ .

از آن موقع تا الان در حالی که زغال سنگ جایش را به چراغ والور داده است ولی خودم هیچ فرقی نکردم، هنوز مثل یک کاربر تازه وارد می‌مانم. نه حوصله‌ی خواندن مطلبی را دارم و نه حوصله نوشتن  آن را . هنوز وقتی سلام می‌کنم فقط دیوار است که جواب می‌دهد!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ka_veh
ka_veh
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
من که اصن از اینجا سر درنمیارم :)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
راه میوفتین یکم کافیه تو سایت فوضولی کنین و فعال باشین:)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
مگه شما از زغال سنگ استفاده میکنین ؟!
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
خدا رحمتش کنه تا یه سال پیش بله خخخخ
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
ما که جواب سلامتون رو می دیم دیگه اغراق کردین ها :دی
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
الاغراقُ من الایمان
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
من کاربر 27 هزار خورده ای یُم هستم!
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
خب خدا رو شکر خخخخ
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
سلامُ علیکم!
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
علیکمُ السلام برادر
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
مام جواب می دیم :)
w_ebeight
w_ebeight
٩٤/١٠/٢٠
٠
٠
yon.ir/KBKd
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
منکه اصن فکر نمیکردم انقدر مطلب گذاشتن سخت باشه ها .کلی ب مخم فشار میام ی تیکه متنی از توش بپاش بیرون تایپ کنم بلللللللللللکه خدا بخاد چاپ بشه خخخخخ
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
به قول یه بنده خدا فقط کافیه هر لحظه که چیزی یادمون میاد همون موقع بنویسیم:-)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
تبلیغات
تبلیغات