سالاد آرایی در حد بندسلیگا!

سالاد آرایی در حد بندسلیگا!

نویسنده : REZA_ZDR
-
-
-
-
-
-
-
-
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
وااااااااااااااای !چه قدر هنرمندانه !کارای خودتونه ؟چندتاشو سیو کردم به وقتش مامانمو سورپرایز کنم اگه خرابکاری نکنم !مچکر مچکر مچکر
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
آدم حیفش میاد این سالادا رو بخوره خدایی!
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
فراتر از سالادآرایی، اینا نقاشیه‎:)‎
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
واقعا قشنگ و هنرمندانه....علاوه بر صبر و حوصله- عشق و علاقه هم در اون موج می زنه ...
z_amini
z_amini
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
وااااااااااااااااای.چقدرررررررررررزیبا! واقعا حیفه این ترکیبات قشنگ بهم بریزه..خخخخ ممنون
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
خب آدم دلش نمیاد بخوره این سالادا رو :))) وقتی قراره خورده شه دیگه این همه وقت برای چیه؟ :))))
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
والا! آخرش که خورده میشه، فقط وقت گرانبهامون گرفته میشه خخخخخخ
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
والا منم دلم نمیاد این سالاد ها رو بخورم! کلی وقت صرف طراحیش شده :)))
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
بعد اینا خوردنی :دی یعنی باید خوردشون :دی حیفند
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٢٨
٠
٠
این سالادا برا خوردن نیست اونوقت که برا چش درآوردنه...واللا :)))))))))))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤