یاد تو از بارش شهاب سنگ هم زیباتر است

یاد تو از بارش شهاب سنگ هم زیباتر است

نویسنده : Sara_Rh

در آستانه فصل سرد زمستان، رفتن سال قبلت تا امسال، در من چه گذشته است که دارد یک ساله می‌شود. باور کن در من غنچه‌های شکفته امید آمدنت پژمرد و من هنوز دلم نمی‌آید ریشه این گل خشکیده را از گلدان خانه‌ام بیرون بکشم و در خاک گلدان چال کنم.

من همین ریشه‌های خشک را هم دوست دارم. راستی دلم چقدر پرواز می‌خواهد و آسمانی که تو باورش نداری خودت ماه آسمان من بوده‌ای. حالا برای این باور خشکیده تو، چقدر پیاده روی کنم، چقدر شعار سر بدهم، چقدر شعرها را نصف و نیمه رها کنم، چقدر یک طرفه بجنگم تا در باور تو بگنجد در من چه گذشته است.

نگذار فکر کنم که داری من را یک طرفه دور می‌زنی، می‌خواهم به جای تو فکر نکنم، به جای سکوت تو حرف نزنم، به جای تو تصمیم نگیرم ولی مگر می‌شود به بارش فکرها گفت نبارند. امشب آسمان ذهنم پر از بارش یاد توست که از چشم‌های من می‌گذرند.

کمی به دنبال یاد من باش که می‌ترسم سیاه چاله هر آنچه عشق از تو درونم کاشته‌ام بسوزاند.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١٠/١٦
١
٠
دیشب اسمان ذهنم پر از بارش یاد تو بود..........(94/10/15)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
مگر می‌شود به بارش فکرها گفت نبارند........ این جمله عآلی بود
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
خیلی خوب بود!فقط نمیدونم چرا ستاره دار نشده!!
Cold
Cold
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
منم این ریشه های خشک رو دوست دارم....
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
چه تیتر زیبایی(:
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
شهاب سنگ که بباره میخوره تو فرق سرمون خو !
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات