به دوربین لبخند بزن
در مورد معضل خود زشت پنداری در جوان‌ها

به دوربین لبخند بزن

نویسنده : sepide.b

لنز دوربین را روی دخترخاله‌ام یازده ساله‌ام تنظیم می‌کنم و صدایش می‌زنم. به محض این‌که متوجه دوربین می‌شود دستش را جلوی صورتش می‌گیرد و می‌گوید: «آخه این قیافه عکس گرفتن داره؟» هاج و واج نگاه می‌کنم و در دلم می‌گویم چرا یک دختر یازده ساله این طور فکر می‌کند. بعد یادم می‌آید چند هفته پیش وقتی در یک مهمانی دوستانه عکس‌ها را نگاه می‌کردیم، هر کسی بزرگ‌ترین عیبش را در عکس پیدا می‌کرد، عیب‌هایی که خودمان بزرگش کردیم، در اصل این عیب‌ها وجود نداشتند یا آن چنان به چشم نمی‌آمدند. می‌دانیم زیبایی و خواستار آن بودن یک نیاز است اما تایید زیبایی نوعی کمبود است. این یعنی جای خالی یک چیزی در زندگی ماست که جز با تایید برای یکی از ساده‌ترین نیازهای‌مان پر نمی‌شود و روزنامه‌ها تیتر می‌زنند سن آرایش دختران ایران به 14 سال رسیده و هفده میلیون زن ایرانی هر ساله 10 تریلیون و 200میلیارد تومان برای خرید لوازم آرایشی هزینه می‌کنند؟

 

|| ماجرای خوشبخت‌ترین دختر دنیا

دختری را می‌شناسم که با داشتن ایرادی که جلوی چشم تمام آدم‌ها است، طوری زندگی می‌کند که او را «خوشبخت‌ترین دختر دنیا» خطاب می‌کنند. دختری که تمام سمت چپ بدنش را لک و پیس گرفته ولی به جای گوشه خانه ماندن و حسرت زیبایی از دست رفته را خوردن، یک روز جلوی آینه می‌ایستد و به خودش می‌گوید: «من همینم که هستم. خودم باید خودمو باور کنم و زندگیمو بسازم». یادم آمد همین چند روز پیش خواندم یک آدم هر چه قدر هم خوش ترکیب باشد وقتی اعتماد به نفس ندارد نمی‌شود به او گفت خوشگل. حالا دختر خاله‌ی یازده ساله‌ام رو به روی من نشسته است و بزرگ شدنش را می‌بینم. فکرم به ده سال دیگر پرتاب می‌شود که بعد از چند ساعت بسط نشستن پای آینه و پوشاندن نقاطی از صورتش که به نظر زشت می‌آید، باز هم می‌پرسد زشت که نشدم؟ با همان سر و ریخت عکس می‌گیرد، عکس‌ها را مرور می‌کند، پدر افکت‌های عکاسی را در می‌آورد و در نهایت با لب و لوچه‌ای آویزان تند تند آن‌ها را حذف می‌کند و یکی دوتا را دل چرکین در پوشه‌ای که دست جن هم به آن نرسد قایم می‌کند. شاید برای پیشگیری از همین آینده ترسناک است که دوباره صدایش می‌زنم و می‌گویم: «ببین! گاهی لازم است خودمان را همین طور که هستیم  قبول کنیم و برای ساختن یک لحظه زیبا تلاش کنیم. مثلا بیا وقتی کسی صدای‌مان می‌زند، برگردیم و با دیدن دوربین در دستش یک لبخند بزرگ بزنیم و یک حس خوب را بسازیم»

 

|| خودت را باور کن و برایش وقت بگذار !

هنوز سوال‌های بزرگی در ذهنم راه می‌روند. گوشی را برداشتم تا با دکتر حسین حسینی روانشناس و مدرس دانشگاه حرف بزنم تا برای سوال‌های بزرگی که ذهنم را مشغول کرده است، جوابی داشته باشم.

+ سوال اولم یک سوال کلیشه‌ای ست که معمولا جوابش را اعتماد به نفس کم می‌دانند. آیا هزینه‌های میلیاردی خرید لوازم آرایش در کشور ما فقط ناشی از کمبود اعتماد به نفس است؟

- علاوه بر اعتماد به نفس، یادگیری، عادت و چشم و هم چشمی هم دخیل است. کمبود اعتماد به نفس یعنی یک توانمندی که در انسان وجود دارد ولی در ناخودآگاه به آن ایمان و اعتقادی ندارد. فرد اعتماد به نفس ِظاهر شدن به شکل خودش را ندارد و برای جذاب‌تر شدن و جلب توجه از لوازم آرایش استفاده می‌کند.

+ بعضی از ما خانم‌ها زمان زیادی را صرف آرایش و رسیدگی به ظاهر می‌کنیم ولی بعدش می‌پرسیم «خوب شدم؟ چه طور به نظر میام؟» چرا باز به دنبال تائید هستیم؟

- شخصیت بعضی‌ها طوری ست که باید تایید شوند و معمولا این طور رفتار می‌کنند که نمی‌دانند کاری که انجام می‌دهند درست است یا غلط. مدام درباره تیپ، چهره و خریدشان تایید می‌خواهند تا از اضطراب‌شان کم شود. مثلا اگر بگویی خریدت خوب نیست آن را کنار می‌گذارند.

+ اعتماد به نفس بالا در مقابل اعتماد به نفس پایین، به نظر شما چرا بعضی‌ها از این‌ور و برخی از آن‌ور بام می‌افتند؟

- شاید در مدرسه دانش آموزی را دیدید که وقتی درس می‌خواند می‌گوید این یکی را بلدم، آن را هم بلدم و آخر سر می‌بینید هیچی بلد نیست، این اعتماد به نفس کاذب است. از آن طرف فردی مدام تحت سلطه‌ی دیگران است، همه چیز را با چشم می‌پذیرد و مهارت نه گفتن و ارتباط موثر را بلد نیست، در واقع اعتماد به نفس منفعلانه دارند.

+ چه طور بفهمم اعتماد به نفس ندارم، نشانه‌ای دارد؟

- اگر نمی‌توانید رک و راست حرف بزنید و درخواست‌تان را بگویید، ارتباط موثر ندارید، مدام به خودتان می‌گویید: «ای بی عرضه! هیچ کس دوستت ندارد تا حرف می‌زنی همه می‌زنند زیر خنده».

+ فرض کنید یک خال گوشتی بزرگ، کک و مک یا سوختگی بزرگی روی صورت من وجود دارد. حالا چه طور با این مسئله کنار بیایم؟

- بحثی در جامعه‌ی سلامت مطرح می‌شود به نام سازگاری. یعنی کسی که از سلامت بهداشت روحی و روانی برخوردار است که خودش را با استرس و شرایط مختلف وفق دهد. فرض کنید در یک اتاق حبس‌تان می‌کنند و می‌گویند باید ده روز این‌جا بمانید. دو راه دارد، در و پنجره را چک کنید یا بنشینید و گریه کنید. عقل سلیم می‌گوید اول راه‌های خروج را چک کن، اگر چاره‌ای نبود با همین وسایل زندگی کن. پس شما باید با محیط سازگار شوید و به زندگی‌تان ادامه دهید.

+ این سازگاری با محیط با توجه به شرایط جامعه‌ی امروز سخت نیست؟

- خوب و بد مطلق وجود ندارد. یکی خسیس است و دیگری بد اخلاق. فرض کنید کهیر پوستی دارم، عیب یک نفر موقع سفر معلوم می‌شود و آن یکی وقت عصبانیت اما مشکل من همیشه. داشته‌ات را تقویت کن تا رو به جلو حرکت کنی. شاید من که کهیر دارم نسبت به شما پاهای قوی‌تر و سالم‌تری داشته باشم. وقتی خودمان را بپذیریم، هدف‌مان را مشخص کنیم دیگر کهیر، بینی بزرگ و رینوپلاستی(جراحی بینی) مهم نیست. افرادی که با وجود جراحی‌های متعدد باز هم از خودشان راضی نیستند و مدام این کار را تکرار می‌کنندیا افسرده می‌شوند یا وسواسی.

+ اما بعضی‌ها می‌گویند این کار را برای دل خودم می‌کنم؟

- خودشان را گول می‌زنند تا از این مکانیسم دفاعی برای آرام کردن و توجیه خودشان استفاده کنند.

+ این‌که مردهای جامعه در مورد ظاهر زنان چه فکری می‌کنند چه تاثیری دارد؟

-  بستگی به معیارها دارد. معیارهای جامعه ما به دلیل کمبود آموزش ارتباط موثر، تغییر کرده و همین باعث شده معیار اول فرد زیبایی و ظاهر باشد.

+ در جامعه زنان موفقی داریم که از نظر آراستگی ظاهری موجه هستند. چرا این افراد آن طور که باید به چشم نمی‌آیند؟ باید انتظار داشته باشم همه‌ی زنان به اندازه رسیدن به ظاهرشان برای خودسازی هم وقت بگذارند؟

-این مسئله نیاز به الگوسازی و ایجاد بستر آموزشی دارد. ما با قهرمان شدن فاصله زیادی داریم اما برای برتر بودن، اگر هر خانمی روزی پانزده دقیقه برای خودش وقت بگذارد و اعتماد به نفسش را زیاد کند تبدیل به یک خانم برتر می‌شود، این حداقل های یک زندگی نرمال است.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
یادداشت نوشتن یکی از سخت ترین کارای دنیاست که به قول احمد توکلی وقتی میشه تو دویست کلمه مخاطبت رو متقاعد کنی نباید بشه دویست و یک .. از این که یادداشت و مصاحبه رو هم تجربه کردی خوشحالم :) به هرحال راه درازی هست که هر چه قدر جلوتر بری کلی تجربه اضافه میشه بهت :)
sepide.b
sepide.b
٩٤/١٠/١١
٠
٠
ممنون از لطفت :) بدون کمک و راهنمایی تو که نمیشد اصلا. به امید اتفاقای بهترررر :)
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٠/١١
٠
٠
خیلی موضوع جالبی پیدا کردی سپیده جان خوشحالم که تو سایت جیم هروز دارم موضوعات متنوع تریا میبینم (: خبس خبس خیلی خبس
sepide.b
sepide.b
٩٤/١٠/١١
٠
٠
تشکر، تشکرر، تشکرررر :دی
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١١
٠
٠
به نظر من یه مشکل ما اینه که واسه بقیه زندگی میکنیم نه واسه خودمون!! اگر یکم از این واسه بقیه زندگی کردن کم کنیم. خیلی از مشکلات ما حل میشه خود به خود. - میگم چه اصراریه حالا خانم ها به چشم بیان! به نظرم یکم مصاحبتون از موضوع اصلی خارج شده بود آخه اعتماد به نفس داشتن که صرفا دیده شدن و تو چشم بودن نیست. - مورد آخر هم اینکه از ابتدای خلقت به نظرم واسه آقایون یکی از ملاک های مهم انتخاب همسر ظاهر فرد هم بوده و این اتفاق تازه ای نیست. فقط تو جامعه فعلی خیلی دیگه شورش رو درآوردن یک عده!
sepide.b
sepide.b
٩٤/١٠/١١
٠
٠
محور یادداشت خود زشت پنداری و توجه بیش از حد به ظاهر بود. مسلما یکی از ملاک های انتخاب همسر چه برای خانم ها و چه برای آقایون چهره است. اما بحث ما این بوپ که چقدر و تا کجا؟ ضمنا شاید اتفاق تازه ای نباشه، اما مختومه هم نیست و هنوز میشه درموردش حرف زد و نظر داد. ممنون از نظرتون :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/١١
٠
٠
میبخشی وقتی سردرنمیارم از تیتر نویسی همچین چیزی میگم ولی فک میکنم اگر تیتر مثلا "خودت را ببین بود" بیشتر ادم جذبش میشد تا این، من خودم با این تیتر اصن نمیدونستم موضوع چیه برا همین توش نیومدم ینی اومدم ولی سرسری الان ک باز اتفاقی اومدم و تیتر توضیحی کوچیک بالاش رو خوندم تازه فهمیدم چ خبره و نشستم مثل ادم از اول تا اخرش رو خوندم D: سعی کرده بودی همه جانبه ب این موضوع بپردازی و ازین لحاظ خیلی خوب بود و من بیشتر از همه هم قسمت سوال و جواب با دکتر رو دوس داشتم :) شاید عالی هم بوده حتی ولی خب من با این مدل نوشتن ارتباط خاص نمیگیرم هیچوقت برای همین هیچوقت بیشتر از خوب نمیشن اینجور متنا تو چشم من :)) ک مقصر خودمم هستم ک حتما دوس دارم متنی ک میخونم خاص نوشته شده باشه غیرمستقیم حرف بزنه و اینا مثل این متنت ک خیلی شیفته اش شدم http://www.jeem.ir/pagetwo.php?print=3&type=1&id=23207 البته حق هم میدم بت چون باید علمی و اینا ب موضوع پرداخته شه وقتی تو مجله های اینجوری مینویسی سخته ک بخوای خلاقیت هم ب کار ببندی توش ولی فکرم نکنم نشدنی باشه :/
sepide.b
sepide.b
٩٤/١٠/١١
٠
٠
فوفانوی عزیز، ممنون که نظرت رو راجع به تیتر گفتی و حالا که خودم نگاه میکنم تقریبا باهات موافقم چون یخورده گنگ بوده و اگر مطلب بنر نبود شاید خیلی ها متوجه موضوع نمیشدن! نه حق با توئه و منم فکر نمی کنم خلاقیت داشتن توی همچین مطالبی نشدنی باشه. انگار قصه ای که من نوشته بودم درست از آب درنیومده. و درگوشی بهت بگم که خودمم زیاد دوستش ندارم :دی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/١١
٠
٠
عه؟ خخخخ من حواسم ب بنر نبود، از ص اصلی اومدم توش هر دو بار رو برای همین اون رو ندیده بودم =))) قصه ات ک خوب بود ولی خلاقیت نداشت ک ی جورایی میدونستم خودتم میدونی چون همیشه دنبال بهتر شدن و خلاقیتی، خیلی خوبه این، وقتی خودت میدونی و قبول داری و با این پشتکاری هم ک داری مطمئنا در اینده کارهای خیلی عالی رو میتونیم ازت بخونیم، هنوز تازه اولشه پس طبیعیه ^_^ راستش من خودمم هنوز سختمه تو همچین متنایی خلاقیت ایجاد کنم ولی انشاالله در اینده هر دومون میتونیم =)))
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
مرسی از مطلب خوبتون :)
sepide.b
sepide.b
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
مرسی از شما :)
سعید نایب
سعید نایب
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
اینقدر از این حرکت خانم ها دلم خونه که فقط خدا میدونه. یک نمونه اش خانم خودم. واسه هر مجلس عروسی که میشه 50 الی 60 هزار تومان هزینه آرایش.! مضحک ترین و مسخره ترین حرکتی که تا به حال دیدم همین آرایشه خانم هاست. اینقدر این حرکت واسه این قشر مهم و حیاتیه که حاضرن قید همه چیز رو بزنن تا به خواسته دلشون برسند. ( آهای آقایون عزیز افتخار کنید و به خود ببالین که مرد هستین و گرفتار این مسخره بازی ها نیستین. درود به هر چی مرده.)
sepide.b
sepide.b
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
نمیشه تعمیمش داد. خداروشکر الان خیلی از ماها یاد گرفتیم انجور که راحتیم بگردیم و خیلی بابت چنین مسائلی هزینه نپردازیم. همدردی صمیمانه ما را بپذیرید آقای نایب :دی
elnazi
elnazi
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
هر ساله 10 تریلیووووووون؟؟؟؟؟؟ یاخدا....اصن جامعه مون اینطوری شده دیگه! خیلیم بده! هرکی آرایش کنه و بره بیرون اون میشه آدم محترم و با شخصیت :| حرف زیاد دارم دراین موردها..ولی نمیشه بگم!! خسته نباشی سپیده جون... ممنون بابت مطلب خوبت...
sepide.b
sepide.b
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
خب بگو، چه ایرادی داره :) خواهش میکنم.
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
یه چی بگم ؟ منم همش عکسامو دلیت میکم بس که بدعکسم همیشه زشت میفتم خو :(
sepide.b
sepide.b
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
اعتماد به نفس نداری :دی جدا محیا، فکر میکنم این فقط یه احساسه، یه مدت پاکشون نکن ببین حست تغییر میکنه یا نه!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
:) ! ممنونم ، باز هم پیشنهاد می کنم خانما از وسایل آرایشی استفاده نکنن .
sepide.b
sepide.b
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
ممنون از پیشنهادتون :))
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
خیلی سوژه ی جالبی بود سپیده جان. خوشمان آمد. اصلا میدونی این یه معضل شده واسه همه ی ما. کاش میپرسیدی چطور با این عدم اعتماد بنفس مقابله کرد؟ راهکارش چیه و اینا؟! یجوری که ریز به مواردش اشاره میکرد. بازم ممنون. سوژه ی بروزی بود. :)
sepide.b
sepide.b
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
ممنون از نظرت. پرسیدم ازشون، ایشون بیشتر تاکید داشتن که نباید عیب هامون رو انقدر بزرگ کنیم که حسن هامون رو نبینیم.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥