خشم استاد/ شعر طنز
شعری سروده خودم

خشم استاد/ شعر طنز

نویسنده : مرتضی تقی زاده

(شعری با لهجه آبادانی قوچانی خخخ)

دیشب خواب استاد و دیدُم دوباره

دیدُم که لبخندی بر چهره داره

وقتی که نزدیک استاد رسیدُم

تازه فهمیدُم که چی تو سرش داره

نگاش کِردُم، ایجوری کِرد*۱

صداش کِردُم، یجوری کِرد

صدام لرزید، چشام گریون، ایجوری کِرد*۲

استاد فقط بیست پنج صدم، جون حُسینت

ای ترم، ترمِ آخرُمه، جونِ حُسینت

استاد که  ای حرف رِ شنید

یهویی از جایش پِرید

یک چَک که تو گوشُم کِشید

حسابِ کار دستُم رِسید

خونِت مگه رنگین‌تر از الباقیایِ

جونِت مگه عزیزتر از الباقیایِ

از او جایی که مُ تِ رِ  خیلی مُخامِت

ترمِ بعدَم هستی پیشُم، جمع کن پِلاسِت

===========

* ۱و۲: حالت اَخم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/١٠/٢١
١
٠
ابادانی قوچانی رو بلد نبودم مشدی خوندم
translator
translator
٩٤/١٠/٢١
١
٠
ترم اخرم کابوسیه برا خودش :/
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
از این کابوس فقط ده روز مونده، یعنی میشه تموم بشه بره پی کارش
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
اولش فکر کردم منظورتون از دو اینه که دوبار بخونیم :)))
n_rohani
n_rohani
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
عالیه قوچانی ها را عشق است ولی چه استاد عصبی بود
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
ممنون، کاری بوده که از دستش بر میومده خخخخخ
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
آقا مرتضی شما قوچانی هستی؟ من بابا بزرگ پدریم قوچانی ان.... همشهری چطوری :)))))))))))))
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
بله قوچانیم. پس خدا رو شکر یه همشهری دیگه هم پیدا کردیم خخخخخ
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
باریک به مرتضی عزیز؛ شعر هم می گی
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
بله، یه عمره دارم شعر میگم
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
من که نه لهجه قوچانی بلد بودم نه آبادانی آقای تقی زاده میشه با لهجه اصفهونی خوندش ؟؟؟ خخ قشنگ بود :)
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٢٢
٠
٠
طوری نیست، ممنون که خوندین
v-qavam
v-qavam
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
خواب استاد دیدن خواب نیست دیگه کابوسه رسما خخخخخ
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
ول کن هم نیستن نامردا، هر شب نوبت یکی شونه
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
خیییلی قشنگ بود!فقط با لهجه خوندنش یکم سخت بود! من یجوری خوندم مثل مشهدیا شد!همونطوری درسته؟؟
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
با ارفاق قبوله خخخ:-)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات