به یادش باشید

به یادش باشید

نویسنده : A_paridokht

فردا حوالی ظهر وقتی خیلی‌ها پشت پنجره‌های نذری گذری و امامزاده‌ای و حرمی دخیل می‌بندند، وقتی دعا می‌کنند برای کم شدن غصه‌ها، برای عاقبت بخیری و هورت کشیدن شیر انبه‌های شیرین زندگی، سه سال پیش من اشک می‌ریختم پشت سر آدمی که اسطورم شده بود، آدمی که فکر نمی‌کردم نبودنش را ببینم، باور کنم از پله‌ها که بالا می‌روم صدای سلام بلندش را نمی‌شنوم.

این‌ها عذابم می‌داد ولی هر بار وسط این عذاب و درد و دل‌های خودم، سیل می‌شوم و دعا دعا می‌کنم که کارخانه‌ی شیر انبه فردوس را به نامش کنند و هر بار با این دلخوشی فردا و هر روزهای به یادش را سحر می‌کنم.

می‌دانم با تموم مشغله‌هایش همیشه به یادم بود .

می‌خواهم بگویم:

به یادمی،

به یادتم،

بچه‌ها به یادش باشین.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ka_veh
ka_veh
٩٤/١١/١١
٠
٠
به یادشیم :))
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١١/١٣
٠
٠
ممنون از شما
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/١١
٠
٠
اگه صاحاب اون کارخونه نیست پس آیا اصا نسبتی با اون کارخونه داره؟؟ من اول فکر کردم رئیس اون کارخونه اون کار و می کنه
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١١/١٣
٠
٠
نمیدونم ولی فکر کنم فقط شیر انبه دوست داشت
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/١٢
٠
٠
طعام بهشتی و شیرعسل بهشتی بخورن اصن :))) مچکر مچکر مچکر
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١١/١٣
٠
٠
متشکر از شما آمین
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/١١/١٢
٠
٠
متن داراي احساسي نهفته بود...
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١١/١٣
٠
٠
کلیک رنجه فرمودین ممنون از شما
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٣
٠
٠
شیر انبه فردوس :))) در نوع خودش جالب بود
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١١/١٣
٠
٠
ممنون از نگاه سبزتون
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/١٣
٠
٠
یکم مبهم بود:( ولی انشالله جاشون خوب باشه
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١١/١٣
٠
٠
ممنون از شما
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

زیر باران خنده با چشمان گریان ساده بود

٩٥/١١/٢٥
تا آن روز چقدر فاصله داریم؟

در حکومت امام زمان

٩٥/١١/٢٥
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
آدم ها گاهی عوض نمی شوند

هر کسی را سازشی ست، با ساز خود تنها نزن

٩٥/١١/٢٤
راننده تاکسی بی اعصاب

خاطرات یک روان پریش

٩٥/١١/٢٤
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
زیر ترنم باران وحی

موسیقی خدا

٩٥/١١/٢٤
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
مراقبش باش

ماه بالا بلند من

٩٥/١١/٢٤
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
من اکنون هستم

جانان من

٩٥/١١/٢٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
از تو ممنونم

خدایی باش

٩٥/١١/٢٥
از عکس های پی در پی تا شاخ های اینستاگرامی

زندگی به سبک اینستاگرام

٩٥/١١/٢٥
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
تبلیغات
تبلیغات