مشهورترین غریب جهان

مشهورترین غریب جهان

نویسنده : m.attari

ایام میلاد رسول گرامی اسلام فرصت تجدید یاد و نام آن پیامبر رحمت و مهربانی و رسول هدایت وسعادت است. در نقاط مختلف جهان جشن‌های میلاد آن حضرت برگزار می‌شود و جمعیت انبوهی از مسلمانان در نقاط مختلف جهان به بزرگداشت مقام آخرین پیامبر خدا می‌پردازند و از حق بزرگی که او بر همه بشر دارد یاد می‌کنند. نام مبارکش رایج‌ترین نام پسران در جهان است و یاد مبارکش برانگیزاننده دوست و دشمن تا به بهانه‌های مختلف از او بنویسند و بگویند. شاعران برای مکارمش مدیحه سرایی کنند و مورخان از حیات شریفش کتاب بسازند و فیلمسازان از زندگی مبارکش تصویرهایی جاودانه پدید آورند.

اما شگفت این است که با این همه شهرت و آوازه غریب‌ترین است و مظلوم ترین. بی‌جا نیست اگر بگوییم قبل از جان و داماد و برادرش علی، اوست که اول مظلوم عالم است! و ناروا نیست اگر بنویسیم پیش از پاره تنش رضا، اوست که غریب الغرباست. او که بیش از همه نامش را می برند اما به نام او کارهایی می‌کنند که برای محو و نابودی‌شان مبعوث شده بود. او که نامش همه جا هست اما گاه بر پرچم‌هایی که برای تباهی و ستم برافراشته می‌شود. به نام او که برای زنده کردن دختران و زنان آمده بود، دختران را زنده به گور می‌کنند و زنان را به کنیزی می‌برند. به نام او که برای نجات انسان آمده بود، مردم را به اسارت می‌کشند. او که از جان و آسایش خود گذشت و سخت‌ترین آزارها و سختی‌ها را تحمل کرد و عزیزترین کسان خود را فدا ساخت تا غل و زنجیر گمراهی و ظلم را از دست و پای بشر بگشاید، اکنون در اسارت سیاهی شعارها و پرچم‌هایی است که بیش از هر زمان دیگری او را به غربت و مظلومیت کشانده‌اند.

و آنان که درد غربت او را بر دل می‌برند و اندوه مظلومیت او را به جان می‌خورند چه چاره‌ای دارند جز آن‌که برای بازگشتن او دعا کنند؟ دردمندان آگاه در میانه اشک و آه چه می‌توانند کرد جز آن که خدا را برای ظهور دوباره او بخوانند؟ آیا راهی جز باز آمدن او هست؟ این بار در قامت آن فرزندش که همنام اوست؟ این بار در لباس امام عصر که اسلام را دوباره می‌آورد و حقیقت دین را باز عرضه می‌کند، باز هم در میان عرب جاهلی ... آنان که جز جنگ و خون ریزی نمی‌دانند، کرامت انسان را نمی‌شناسند، دختران را زنده به گور می‌کنند و حرمت‌ها را نگه نمی‌دارند! تا باز خورشید «محمد» در سیاهی جاهلیت نو بدرخشد و در قعر تاریکی مرگ از زندگی و حیات بگوید؟ راهی دیگر آیا مانده است؟   

 محمدرضا زائری | روزنامه خراسان

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
این آقای زائری همیشون هستن که توی اینستاگرامشون هی دعوا میشه؟
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
بله خود خودشون هستن
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
متن های آقای زائری و صحبتاشون رو خیلی دوست دارم:)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
در زمانی که هنوز عطر و بوی چنین شخصیت بزرگواری در جامعه وجود داشت با خانواده و عزیز ترین کسانش چه ها که نکردند! حالا که هزار و 400 سال گذشته است هنوز هم در اوج مظلومیت هستند این خاندان
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
عید همگی مبااااااااااااااااااااااااااااااارک :)))) خیلی دوسشون دارم من والا پیامداااااااااار محمد
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨