وصله ناجور!

وصله ناجور!

نویسنده : حوا

وصله ناجور بود! شاید تنها شباهت بین ما و او شکل آدمیزاد بود! او بر ما وارد شده بود، برای ماندن باید تمام افکار و عقایدش را  زیر و رو می‌کرد و تکه‌های ناجور این پازل هزار تکه را از نو می‌چید تا شاید جور شود! این‌که ما برای او جور نبودیم یا او برای ما را نمی‌دانم! با گذشت زمان تفاوت‌ها چون پدیدار شدن ستارگان در آسمان شب بیشتر و بیشتر خود نمایی می‌کرد! او می‌دانست برای ما وصله ناجور است، ما می‌دانستیم برای او جور نیستیم اما بی‌اندازه خوش بین بود، او می‌دید تفاوت‌ها را، ما می‌دیدیم تفاوت‌ها را اما او تصمیم خود را گرفته بود! هیچ چیز و هیچ کس جز اراده‌اش مانعش نمی‌شد.

آن زمان که ناجورها را جور می‌کرد گاهی ناخواسته هیزمی می‌شد برای شعله‌ورتر شدن آتش جانش! ما نیز از حرارت این آتش کلافه و گاهی می‌سوختیم. او فقط هدف را می‌دید بی آن که به مسیر جهنمی‌اش فکر کند! بی آن که به ندای همراهی ما گوش فرا دهد، بی آن که با خود بگوید شاید آتش جانش جان ما را هم آتش زند! و بی آن که از خود بپرسد که آن هدف ارزش طی کردن این مسیر را دارد؟ حین پیمودن راه گاهی از پا می‌افتاد و پاسی از شب را می‌نشست تا خستگی پذیر بودنش در ظلمات شب دیده نشود!

همچنان ناجورها را جور می‌کرد، با قیمتی گزاف و تدبیری از روی بی‌خردی... «او تصمیم خود را گرفته بود»، گویی تمام دنیا جز هدف در مقابل دیدگانش رنگ باخته است. او مبتلا به کورنگی نه، بلکه تکرنگی شده بود! و صدایی جز صدای ناقوس هدف را نمی‌شنید، همچنان بی مهابا و جان در کفِ دست، از بطن آتشِ راه می‌گذشت! تلاش او گاهی ستایش و بی‌تدبیری او گاهی خشم مرا برمی‌انگیخت. همچنان به سمت هدف می‌تاخت.

آن زمان که چشم بر هم گذاشته بودم او رفته بود و دیگر در این مسیر او را مصر ندیدم! از پای نشسته بود، حال دیگر همه چیز را می‌دید جز هدف! او باور کرده بود گاهی ناجورها جور نمی‌شوند. او قصور در راه هدف را از آن همه‌ی دنیا می‌دانست جز خودش! گویی او مدبری کامل بود و دنیا یک بی‌خردِ بی‌تدبیر! او مجنونِ شیرینی بود که آن سوی محال خودنمایی می‌کرد! ما همه می‌دیدیم محال‌ها را، اما «او تصمیم خود را گرفته بود»....آن زمان که نه می‌دید و نه می‌شنید، تجربه‌ی نخ نمای دیگران را دوباره تجربه کرد! و تجربه‌ای نو برای خردمندان شد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
من اگر بگم واسم شخصیت "او" مبهم هنوز یعنی وضعیت آیکیوم در چه حالِ؟!
حوا
حوا
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
جناب شخصیت بعضی آدما تو یکی دو خط که هیچ گاهی تو چند صفحه هم تعریف نمیشه و این کل شناختی بود که من تونستم از این شخصیت توصیف کنم! =/
حوا
حوا
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
اگه بخوام براتون کمی ملموستر توضیح بدم، شخصیتیه که برای رسیدن به خواسته هاش جور یا ناحور، درست یا نادرست از روی همه چی رد میشه، حتی برای هموار شدن مسیرش به حرف دوستانه کسی که از روی تجربه میگه گوش نمیده! وقتی هم شکست میخوره انگشت اتهامش به سمت همه هست جز خودش!...
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
خیلی جور و ناجور و او داشت ، قاطی کردممم!مچکر مچکر مچکر
حوا
حوا
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
این متن قبل از ارسال برای چند نفر خونده شده، هیچکدوم به این مشکلات بر نخوردن، در ضمن من اگر بعد از خوندن یک متن قاطی میکردم از نویسنده تشکر نمیکردم! اینکه کلمه ی او و هدف زیاد درش بکار رفته موافقم (در مورد جور و ناجور به جا و واقعا کلمه ی جایگزین نبود)و خوشحال میشم شما کلمه ی جایگزینی که به این متن بخوره برام بنویسید!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
به نظر من این تکرار جور و ناجور به قشنگی و تاثیر گذاری متن افزوده بود
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣