افکاری که ول کن ما نیستند

افکاری که ول کن ما نیستند

نویسنده : کودک درون

افکار چسبنده، اتفاقات منفی و ناراحت‌کننده روزمره‌اند که به شکل وسواسی و مکرر به ذهن خطور کرده و به عبارتی «ول‌کن نیستند». در واقع چسبناکی، ویژگی عمده این افکار بوده و به قدری در ذهن شخص رژه می‌روند که موجبات اذیت و رنج او را فراهم می‌کنند، به گونه‌ای که وی بعد از مدتی احساس می‌کند در انجام امور عادی زندگی ناتوان است.

در این باره با یک روان شناس به گفتگو نشستیم. وی معتقد بود: علاوه بر این، افکار وسواسی چسبنده، حالت‌هایی از اضطراب، دلواپسی، ناامیدی و فشارهای روانی ایجاد می‌کند، به گونه‌ای که اگر فرد از مهارت‌های زندگی کمتری برخوردار بوده و اعتماد به نفس کمتری داشته باشد افکار چسبنده با فراغ بال بیشتری بر روان و ذهن او غلبه می‌کند. البته افرادی که از افسردگی خفیف رنج می‌برند و یا زمینه‌ای از اختلالات روحی- روانی دارند بیشتر در معرض درگیری و چالش با افکار وسواسی قرار می‌گیرند.

شادمان تصریح کرد: افکار چسبنده می‌تواند به صورت کــم (کمتر از یک ساعت در شبانه‌روز)،  متوسـط (یک تا سه ساعت در شبانه‌روز)، شدیــد (سه تا هشت ساعت در شبانه‌روز) و خیلی شدیــد(بیش از هشت ساعت در شبانه‌روز) انسان را درگیر کند، این در حالی است که افکار مذکور در سطح کم به راحتی درمان می‌شوند ولی در سطح خیلی شدید نیاز به بستری دارند. در واقع افراد می‌توانند با افکار چسبنده در سطح کم توسط گفتن «ایست»، معطوف کردن حواس به مساله‌ای دیگر، معطوف کردن نگاه به اشیای مختلف، دعا و ذکر، شمردن اعداد و مواردی از این دست مقابله کنند که البته کار چندان ساده‌ای نیست و نیاز به استمرار دارد.

این روانشناس خاطرنشان کرد: اگر شخصی با آگاهی به افکار چسبنده خود دامن زده و به عبارتی به این مساله واقف باشد که در حال خودآزاری است، به مرور زمان، زمینه را برای تشدید افکار مزاحم فراهم کرده و به جایی می‌رسد که باید به درمان‌های سنگین تن بدهد، از این‌رو بهتر است فرد در همان مراحل اولیه و هنگامی که اثراتی از افسردگی و هجوم افکار منفی در خود مشاهده کرد به یک مشاور مجرب مراجعه کند.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
خیلی جالب بود . :)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
مطلب مفیدی بود. متشکرم :)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
چه طور باید این افکار چسبنده رو از شرش خلاص شیم ؟!
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات