برای آزادی قلم

برای آزادی قلم

نویسنده : amiralidoost

قلمم عصای موسی است

آمده‌ام تا دریای ذهنت را بشکافم

و فرعونی از جنس نادانی را در آن غرق کنم

همیشه دشمنانی از جنس بردگی 

تخیل در «جدایی اندیشه از قلم» دارند

و می‌خواهند به این رفتار اسکار رشوه دهند

پایان این تخیلات باز است 

مبادا کسی از نسل فردا قلمی را به حقیقت انتخاب کند

از این رفتار چه هدفی دارند 

وقتی که حتی نمی‌دانند اگر قلمم 

از دستم جدا شود، اژدهایی خواهد بود

که مارهای تزویرشان و دروغ‌شان و مجیز خواری اطرافیان‌شان را 

در یک کام می‌بلعد

در یک نگاه آتش می‌زند

منم آن خاموش مجبور

من از دست دادن وطنم را می‌ترسم

و می‌نویسم

برای تمام لحظاتی که در انتظارش آزادی را طلب می‌کنم

برای تمام لحظات آزادی که خواهد آمد 

برای آزادی قلم 

برای آزادی قلم

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
جالب بود.موفق باشید
amiralidoost
amiralidoost
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
ممنون .موفق باشد
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
جالب نبود...
amiralidoost
amiralidoost
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
ممنون .دلیلتم میگی
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
با قلم چه کارهایی که نمیشود کرد :) - از نویسنده محترم یه سوال دارم. این سبک نوشتار چیه اسمش؟
amiralidoost
amiralidoost
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
ممنون.من اکثرا تو همین چارچوب مینویسم شاید در فضای ادبی اسم مشخصی داشته باشه ولی من پیگیری نکردم
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
اولاش خوب بودا، آخرش بد تموم شد بنظرم .بازم من زیاد از شعر سردرنمیارم از شاعرای جیم بخواین نقدش کنن ، مچکر مچکر مچکر
amiralidoost
amiralidoost
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
ممنون.همین که میگین اولش خوب بود اخرش بد بود یعنی از شعر سر در میارین دیگه(دی)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
تبلیغات
تبلیغات