کنداکتور آرایشگاه مردانه!

کنداکتور آرایشگاه مردانه!

نویسنده : یاسین ناطقی

کلا وقتی وارد پیرایشگاه مردانه می‌شوی، می‌توانی اطمینان حاصل کنی که قادری تمام اتفاقاتی که قرار است طی یک ساعت آینده رخ بدهد را پیش بینی کنی! اصولا همه‌ی پیرایشگاه‌های مردانه، یک کنداکتور منظم و تغییر ناپذیر دارند که از لحظه‌ی ورود مشتری شروع می‌شود و تا لحظات پایانی حضور وی در پیرایشگاه، ادامه دارد و به شرح زیر هستش:

1) نشاندن مشتری روی صندلی و بستن پارچه به دور گردنش و سپس برداشتن ماشین اصلاح ( و یا شانه و قیچی!)

2) باز کردن سر صحبت با مشتری، بوسیله‌ی این پرسش: «آقا شما هم این ویدیوی جدید داعش رو دیدی؟» و در ادامه هم بدون توجه به اینکه پاسخ شما مثبت باشد یا منفی، آرایشگر محترم شروع میکند به تفسیر ویدیوی مربوطه و بیان یک سری شایعات جدید پیرامون رسیدن سربازان داعش به یک کیلومتری مرز ایران و...

3) پس از به پایان رسیدن بحث داعش، آرایشگر بعد چند ثانیه تأمل یک تاپیک جدید را میندازد وسط که معمولا، یا مربوط به میزان درآمد سالانه‌ی آستان قدس رضوی و فهرست اموال جناب آقای  «و.ط »  می‌شود و یا خرابکاری های دولت سابق و اختلاس‌های دولت‌های پیشین و تعریف و تمجید از قیمت نفت و نان و خودکار بیک در دوران رضا شاه.

4) در اواسط این تحلیل‌ها، برای اینکه مشتری حس « هویج بودن » بهش دست ندهد، آرایشگر، یک نگاه نافذ، از داخل آینه‌ی مقابل مشتری، به چشمان وی می‌اندازد که در این لحظه، مشتری باید یک « آه » و یا «  هعععی » معنا دار از اعماق وجودش بکشد و با  صدایی نومی‌دانه بگوید: " بله ، درست میفرمایید!"

5) بعد از چند دقیقه سکوت ، جناب آرایشگر ، جهت آب نمودن یخ مشتری ، از  او در مورد رشته‌ی تحصیلی ، برنامه‌ی های آینده و  همچنین تعداد "دوست دختر" هایش می‌پرسد و در ادامه‌ی امر، به طرزی باور نکردنی، موضوع بحث به سمت "گلشیفته فراهانی" و یا "صدف طاهریان" کشیده میشود و از اینجاست که مشتری (و یا حتی مشتری ها!) به همراه آایشگر ، بحث را شخصا پیگیری میکنند و در مورد برخی مسایل پیرامون همان دو  نفر بالا، اظهار نظر می‌کنند!

6) بطور میانگین ، در بیش از هفتاد-هشتاد درصد موارد، کار اصلاح مشتری ، فقط تا پایان بحث شماره‌ی 5  به طول می انجامد و در موارد باقی مانده ، اگر کار اصلاح خیلی طول بکشد، معمولا موضوعاتی مثل حضور دوباره‌ی گشت ارشاد در خیابان‌ها، بازداشت شاعران، حصر خانگی سران فتنه، نظریه پردازی پیرامون دلایل گم شدن دکل نفتی و یا اخبار اختلاس‌های جدید، مشتری و آرایشگر را تا پایان کار اصلاح، سرگرم نگه می‌دارد!

و در ختام کار و خروج مشتری از پیرایشگاه، تمام ماجراها با نثار کردن چند فحش به آرایشگر و بستگان  درجه یک او ، بدلیل گران حساب کردن مبلغ دستمزد ، به پایان می رسد!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
قبل از هر چیزی میپرسه:مثل همیشه بزنم دیگه؟!(مدل مو رو میپرسه)
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
آره ؛ دقیقا :))
elnazi
elnazi
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
خیلی خوب نوشتین!! خیلی خندیدم:)))) قلمتون مستدام...
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
لطف دارید:) ... البته توی آرایشگاه های زنانه که فکر نکنم از این خبرا باشه !
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
خدارا شاکرم که گذرم به آرایشگاه نمی افته :)))) خوندنی نوشته بودید ماجرا رو که چاشنی طنز هم داشت :)
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
بععله ! از تصویر پروفایلتون هم کاملا پیداست که کلا گذرتون به اطراف آرایشگاه نمیخوره ! :)) ... ممنون از نظرتون ، پایدار باشید :)
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
جسارتأ کچل هستید؟!!یا کلا با آرایشگاه حال نمیکنید؟
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
آقا خوبه دیگه! حوصله ت سر نمیره!! :))
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
آره دیگه !! فقط مغزمون یه مقدار سنباده کشیده میشه !
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٠٩
١
٠
خب اگر آرایشگر محترم با مشتری حرف نزنه از صبح تا شب چیکار کنه ؛ دلش میگیره بنده خدا
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/٠٩
١
٠
حرف بزنن ! باور کنید ما با حرف زدن این قشر زحمت کش هییچ مشکلی نداریم! مشکل من اینه که در اکثر مواقع ، موضوع سخنان این بزرگواران میرسه به همون موارد داخل مطلبم. :) ... در هر صورت ، من از طرف صنف پیرایشگران ، بابت حماییتون از اونها ؛ از حضرت عالی تشکر و قدردانی به عمل میارم :)
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
ولی من الآن پیرایشگاه بودم.برای اولین بار رفته بودم به این پیراشگاه.یارو شجر نامه ی خانوادگی و کروکی خونه های ده سال گذشتمون و زمان بازنشستگی پدر بزرگوارمان رو در آورد.وقت نشد وگرنه در مورد مسائل منطقه و دلیل تجاوز ترکیه به عراق و خنجر از پشت ترکیه به روسیه و نامزد شدن خیابانی تو مجلس هم بحث میکردیم!
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
خخخخخ ... آره ،اتفاقا ، این قضیه ی درآوردن شجره نامه ی مشتری ها هم گویا که خییییلی شایع هستش... :))
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
سلام یاسین جان؛ شروع خوبی بود. همین که با مطلب طنز شروع کردی بسیار ما رو امیدوار کرد که با یک نویسنده طناز خوب جیمی دیگه طرف هستیم. فقط دقت داشته باشید و به ویرایش هایی که در متن و به خصوص تیتر صورت گرفته توجه کنید. چون هدف سایت اینه که قلم شما و سطح نگارش تون رو بهتر کنه// به امید متن های بعدی بهتر که حتما همین طور هست
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
سلام. خیلی خیلی ممنون بابت توضیحاتتون.توصیه هاتون هم انشاالله حتما در مورد این کار و کارهای بعدیم رعایت خواهم کرد. یا علی
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
چه جالب !!برام جالب بود تو آرایشگاهای مردونه چی می گذره ! آقای و ط خخخ
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
بله! کلا پیرایشگاه مردانه جای بامزه ایه:))
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
من نیز از کسانی که الکی صمیمی میشوند و زیادی حرف میزنند دل خوشی ندارم از یک طرف میگن بنده خدا تنهاست بزار بگه از یک طرف حوصله اش را نداری ؛ حواس اش موقع کار کردن پرت میشود و هزار جور عیب و ایرادی ک این افراد ناخوداگاه به خود و مشتری میزنند،ادم عاقل ساکت است به قول سعدی جونم کم گوی و گزیده گوی چون در
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
بله دیگه . سعدی جونتون هم کاملا درست می فرمایند :)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/١٠
١
٠
این بهترین متن امروز سایت بود؛قلمتان مستدام از خواندن اش بسی خوشحال شدیم:-)
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
خیلی خوشحالم که خوشتون اومده. پاینده باشید.
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
عه چه جالب؛ اولین مطلبت اومد روی سایت
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
عه ! مگه قرار بود که نیاد روی سایت ؟!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣