دلم تنگ شده ..

برای خط کشی کنار دفتر مشق با خودکار آبی و قرمز، برای پاک‌کن‌های جوهری و تراش‌های فلزی، برای گونیا و نقاله و پرگار و جامدادی، دلم برای تخته پاک کن و گچ‌های رنگی ...

برای اولین زنگ مدرسه، برای واکسن اول دبستان، برای مبصر شدن، برای خوب‌ها، بدها تنگ شده. دلم برای شیطنت‌های کودکی، برای کارت صد آفرین، برای عمو زنجیر باف تنگ شده.

دلم برای برنامه‌های کودک، برای مدرسه موش‌ها (ک مثل کپل صحرا شد پر ز گل، گ مثل گردو بنگر به هر سو، ب مثل بهار هچی هچی) برای ای وای باز مدرسم دیر شد، بچه مرشد؟! جون مرشد؟! برای الستون و ولستون ...

برای قصه‌های مادر بزرگ، یکی بود و یکی نبود؛ تنگ شده! دلم برای هاچ زنبور عسل که هیچ وقت مادرش را پیدا نکرد، برای خاله ریزه و قاشق سحرآمیزش که همیشه آرزویش را داشتم، برای خونه مادر بزرگه هزار تا قصه داره ...

تنگ شده دلم، چقدر برای بی بی قصه‌های مجید تنگ شده، برای مجیدی که حالا مرد شده! برای زی زی گوگولو آسی پاسی درا کوتا تا به تا ...

برای توپ‌های پلاستیکی که دولایه‌اش می‌کردیم تا سوراخ نشود.

خیلی تنگ شده...

بیشتر از همه دلم برای خودم تنگ شده، برای دغدغه‌ها و آرزوهام، برای صمیمیت سیال کودکی‌ام.

دلم خیلی تنگ شده، خیلی نمی‌دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند کودکی‌ام را جا گذاشتم،  کسی آن سوی حصار نیست، کودکی‌ام را به طرفم پرتاب کند؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/١١/٢١
٠
٠
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود ...
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢١
٠
٠
مجیدی که حالا مرد شده و شورای شهر! یادتونه می خواست میگو بخوره، بی بی بدش میومد؟// به هر صورت خیلی از خاطره هارو برامون زنده کردین که با وجود تکرار مدام این برنامه ها، حال و هواش تکرار نمیشه.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
دل من هم تنگ شده ...
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
خیلی عالی گفتی.... دل منم تنگ شده واسه نماینده بهداشت شدن....واسه تقلبای دوره ابتدایی.. واسه معلمام
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
دل منم تنگ شده ولی افسوس که فایده ای هم نداره! البته واسه سر صبح بلند شدن ها و هلک هلک مدرسه رفتن ها هیچ دل تنگی ندارم :))
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
ولی من فعلا خودم مدرسه ای هسم..دلم واسه ابتداییم تنگه
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
کودکی دوران قشنگیه.یادش بخیییییییر فقط همین/ زود بزرگ شدیم:(موفق باشید
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/٢٣
٠
٠
من نمدونم چرا مثل دهه شصتیا اصلا نوشتالژی باز نیستیم ؟ !خخخ
s_shahbazi
s_shahbazi
٩٤/١١/٢٤
٠
٠
من هم شصت نیستم :)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات