زندگی به طرز «احمقانه‌ای» زیباست

زندگی به طرز «احمقانه‌ای» زیباست

نویسنده : s_shahbazi

بین این سایه‌های بی آزار زنده بودن سخت نیست. گاهی دیدن چهره‌ای آشنا بین این شلوغی باعث دلگرمیست. هر چند دیگر این صورتک‌های تکراری حتا حال و حوصله‌ی خودشان را هم ندارند. ببین در و دیوار درب و داغان این شهر که همه بوی گند گرفته‌اند که دیگر حتی باران هم برکت خود را از دست داده و آن دخترک گلفروشی که پشت چراغ قرمز پر پر میزند؛ برای من و تویی که ممکن است شاخه گلی دل آشنایی را شاد کند؛ و همین پیرمردی که سال‌هاست آهنگ زندگی‌اش را می‌نوازد... می‌نوزاد... می‌نوزاد... و این رفتگری که بدون کوچکترین منت پس مانده‌های من و تو را از روی زمین جمع می‌کند.

به همین اذانی که ذهن گنگ من و تو را پر کرده. وقت افطار است. گویا زندگی همانطور که دیگران می‌گویند به طرز احمقانه‌ای «زیباست»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Cold
Cold
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
به طرز احمقانه ای زیبا و به طرز عاقلانه ای زشت....
s_shahbazi
s_shahbazi
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
:)
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
نوشته ی خوبی بود-خسته نباشید.......زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد........زندگی را می گویم..اگر بخواهی از آن لذت ببری همه چیزش لذت بردنی است--اگر بخواهی از آن رنج ببری همه چیزش رنج بردنی است-کلید لذت و رنج دست توست....قصد داشتم دست اتفاق را بگیرم تا نیفتد--اما امروز فهمیدم که اتفاق خواهد افتاد-این ما هستیم که نباید با او بیفتیم(سافار).....موفق باشید
s_shahbazi
s_shahbazi
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
:)
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
همه این ها دلگرمی ها کوچی هستند که این تکرار را معنی دار می کنند.
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
این دنیا محل گذر... واسه اون دنیا باید آماده شد
s_shahbazi
s_shahbazi
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
:)
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٠/١٨
٠
٠
مرسی:)
s_shahbazi
s_shahbazi
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
:)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
زندگی به طرز احمقانه ای زیباست !
s_shahbazi
s_shahbazi
٩٤/١٠/١٩
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠
اصلا مهم نیست چه زمانی برگردی

جمله ات را تمام نکن! برو...

٩٧/٠٣/٠١