هوای بهتر؛ عشق بهتر

هوای بهتر؛ عشق بهتر

نویسنده : b_noori

تا به حال چند بار مزد داده‌ای تا ستاره‌ای بدرخشد یا پرنده‌ای آواز بخواند؟ ستاره می‌درخشد بی‌هیچ منتی و بی آن که تماشاگرانش را انتخاب کند، حتی هر بار که شاعر یا نویسنده‌ای بخواهد در میان نوشته‌ها ظاهر می‌شود، بی هیچ توقعی. و پرنده نغمه‌ای خوش سر می‌دهد حالا در نزدیکی تو و چند لحظه بعد پشت خانه‌ی دیگری، بی هیچ انتظار پاداشی.

و تو نفس می‌کشی هر چه که باشی چه در بهترین نقطه آب و هوایی دنیا، چه در آلوده‌ترین جای زمین. ناچاری نفس بکشی، اگر نفس نکشی می‌میری. عشق یعنی همین. یعنی مثل همین درخشیدن و آواز خواندن بی‌منت، مثل نفس کشیدن، هرکه می‌گوید من تا به حال عاشق نشده‌ام مزخرف می‌گوید و این مثل آن است که بگوید من تا به حال نفس نکشیده‌ام!

عشق مثل نفس کشیدن همیشگی است. عشق در همه جای زندگی جاریست. مثل هوا، اما ما مدام به دنبال زندانی کردنش در چارچوب معیارها هستیم و بارها کوشیده‌ایم تا در میان حصار جملات محدودش کنیم. ما همه‌ی هوا را نفس می‌کشیم بی آن که ترکیبات بدش را جدا کنیم اما در همان حال می‌توانیم به دنبال راه‌هایی باشیم که ناخالصی هوا را کمتر کنیم تا بهتر نفس بکشیم، مثل عشق، ما می‌توانیم همه‌ی آدم‌ها را دوست داشته باشیم حتی اگر مثل هوایی که نفس می‌کشیم ناخالصی داشته باشند، اما می‌توانیم به دنبال راه‌هایی باشیم که عشق بهتر مثل هوای بهتر داشته باشیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
به نظر شما یعنی تعریف از عشق می تونه اینقدر ساده باشه؟ چون سطح عشق حداقل از محسوساتی که نام بردید به نظرم بالاتر و والاتر هست
b_noori
b_noori
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
شاید تعبیر شما از عشق نوع افلاطونیش باشه! اما من شخصا اعتقاد دارم: عشق مانند هوا همه جا جاریست ، تو نفس هایت را قدری جانانه بکش...
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
کاشکی توی خونه ما هم عشق بود....
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
هوا = عشق؛ تفسیر جالبی بود ولی خب واقع گرایانه تر بخوایم نگاه کنیم، هوا و عشق اختلفات زیادی دارند به نظرم اینکه بگیم عشق همه جا هست خیلی درست نیست. حداقلش توی شرایط ما خیلی درست نیست. البته اگر بخوایم ایده آل نگاه کنیم حق با شماست
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
ینی ما ناچاریم عاشق شیم ؟!
Vania
Vania
٩٤/١٠/١٤
٠
٠
"و تو نفس می‌کشی هر چه که باشی چه در بهترین نقطه آب و هوایی دنیا، چه در آلوده‌ترین جای زمین. ناچاری نفس بکشی، اگر نفس نکشی می‌میری. عشق یعنی همین ." این جمله تون یعنی ما باید و ناچاریم عاشق بشیم حتی اگر عشق تو هوای آلوده بود.عشق آلوده بود؟ ///"عشق در همه جای زندگی جاریست. مثل هوا، اما ما مدام به دنبال زندانی کردنش در چارچوب معیارها هستیم" عشق رو درهرکجا پیدا کردن درست امام بنظر بنده دقیقا عشق هم باید چارچوب داشته باشه .زندانی کردن نه اما یله و رها بودن هم نه. ///"ما می‌توانیم همه‌ی آدم‌ها را دوست داشته باشیم حتی اگر مثل هوایی که نفس می‌کشیم ناخالصی داشته باشند، اما می‌توانیم به دنبال راه‌هایی باشیم که عشق بهتر مثل هوای بهتر داشته باشیم." اینو موافقم تا حدودی:)
b_noori
b_noori
٩٤/١٠/١٦
٠
٠
شاید دوستان درست متوجه منظور من نشدند، منظور من "عشق آلوده نبود"!! عشق به تعبیر من میتونه نگاه محبت آمیز مادر،یا دست پر مهر پدر باشه و حتی خیلی لذت های کوچیک دیگه تو زندگی که میتونه عشق رو به خونه ی دلمون بیاره.. مثلا: عادت هر روزه ی دونه دادن به پرنده ها و اینکه حس کنی اونا هر روز منتظرتن و ممنونن از محبتت!! یا دادن یه فنجون چای داغ به رفتگر محلتون وقتی شبا داره کوچتون رو تمیز میکنه و دیدن اون که داره از گرمای چای تو این شبای سرد زمستون لذت میبره می تونه حس عشق رو تو قلبتون زنده نگه داره؛ عشق به هم نوع، عشق به طبیعت،عشق به .... و در نهایت رسیدن به بهترین عشق که عشق به معبوده . منظور من از عاشق بودن حتی تو آلوده ترین نقطه زمین اینا بود، عشق که صرفا به معنای "علاقه شدید قلبی" به جنس مخالف و از خورد و خوراک افتادن به خاطر این حس نیست! البته این نظر شخصی منه و نظر تمام دوستان هم در جای خودش برای بنده بسیار محترمه.
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعری سروده خودم

عاشقی پیشه خوبیست

٩٦/٠٦/٢٦
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
در سکوت مطلق

یک روز از همین امروز و فرداها

٩٦/٠٦/٢٦
ترانه ای سروده خودم

ناقوس تنهایی

٩٦/٠٦/٢٦
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
در راستای اظهارات وزیر بهداشت

روحانی؛ ضمانت خرید شماست

٩٦/٠٦/٢٦
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
تبلیغات