همه آمده بودند

همه آمده بودند

نویسنده : سلما

شاید شما سن‌تان قد ندهد و یادتان نیاید! یک زمانی هر کس از مامانش اینا قهر می‌کرد، دوست داشت خواننده شود و می‌رفت پی‌ خوانندگی! با اتفاق اخیر در زمینه ثبت نام نمایندگی مجلس شورای اسلامی فکر کنم اوضاع تقریبا تغییر کرده و حالا هر کس که از مامانش قهر می‌کند دلش می‌خواهد نماینده مجلس شود. اصولا در جامعه ما همه دوست دارند جای فرد دیگری باشند، بازیگر دوست دارد خواننده شود، خواننده دوست دارد بازیگر شود و ایضا همه‌ی آن‌ها دوست دارند فوتبالیست شوند و بروند جام ِجهانی ! شاید این نقش‌های تکراری دل بعضی‌ها را زده و دوست دارند محیط‌های متفاوت و جذاب را تجربه کنند و چه محیطی جذاب‌تر از خانه‌ی ملت !

کلی با مزه است و کلی سوژه و حاشیه دارد و همگی چقدر دور هم خوشبختیم و خوشحالیم و این‌ها! تازه در این دور هم بودنی‌ها می‌شود به مردم همیشه در صحنه هم خدمت کرد و چه ثواب و اجری بالاتر از این. مثلا وقتی آقای ح جیمی با یک نقطه پایین و یک نقطه بالا در اسم و فامیل‌شان زحمت می‌کشند و می‌آیند ثبت نام می‌کنند برای نمایندگی مجلس، می‌دانید اسم این چیست؟ تلفیق سنت و مدرنیته را که شنیده‌اید؟ بقول یکی از دوستان وقتی گوشت کوبیده را وسط ِ نان باگت ساندویچ کرد، می‌شود تلفیق سنت و مدرنیته! حالا وقتی گزارشگر فوتبال آمد و آستین‌ها را بالا زد تا برود چشت تریبون مجلس و گزارش خانه ملت را خدمت شما تقدیم کند، می‌شود نامش را گذاشت تلفیق فوتبال و سیاست و گزارشگری  و چه مییییییییییییییکنه این نماینده مجلس!

فکر کنم تنها فردی که از این ثبت نام‌های متنوع و مختلف خوشحال می‌شود جناب آقای کاف نون باشد! چون در صورت انتخاب شدن ِ این عزیزان برای نمایندگی مجلس کلی سوژه ناب برای صرفا جهت اطلاع خودش و شما، پیدا می‌کند.

راستی کسی نمی‌داند زمان ثبت نام تمام شد یا نه؟ می‌خواستم بروم ثبت نام کنم... مگه چیه؟ طنز نویس‌ها نمی‌توانند نماینده شوند؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
آدم میمنه چی بگه! آخه همه چی که بازی نیست بگیم بریم یه سرکی بکشیم بینیم چه خبره! والا الان هرکی از مامانش قهر میکنه به قول شما میخواد که نماینده مجلس بشه! البته یه عده هم هستن میرن کلاه بردار و دلال میشن که از موضوع این بحث خارج! کاشکی کارها تو این مملکت به دست کاردان ها سپرده بشه نه همینجور هردمبیلی باشه!
zahra
zahra
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
بیکارا هم می تونن نماینده شن ی شغلی هم پیدا می کنن برن خواستگاری بهشون جواب بدن
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
نه بابا طنزنویس ها بهشون به دید یه آدم مخرب جامعه دیده میشه و صلاحیتشون رد می شه! خخخخخ. لذت بردیم از متن:) یه چیز بی ربط:خدایی گوشت کوبیده با سس فرانسوی لای نون باگت خیلی می چسبه.
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخ
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
اگ تموم نشده ک منم برم این روزا خیلی بیکار شدم اصا میرم افتخاری نمایندگی میکنم(!) اینجوری حتما هم رای میارم... :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
فکر کنم فقط من نرفتم ثبت نام کنم :-ll مرسی سلما جون
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
عاقا مگر نمیدونید مردم ما اساسأ غده ی احساس مسوؤلیتشون خوب ترشح میکنه٬حالا فرق نداره کامبیز خان قصاب باشه یا آقا محمد بقال.احساس تکلیفه!!تکلییییف دوستان عزیز!!درک کنید!
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
واقعنم:)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
عه منم نرفتم نماینده ی صنف دانش آموزان بدبخت و بی خانمان و استیکر گریههههه، مچکر مچکر مچکر
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
به نظر من اگر طنز نویس ها برن نماینده مجلس بشن چند تا حسن داره که مهم ترینش اینه که چون نماینده ملت رو می خندونن؛ کسی توی مجلس چرت نمی زنه؛ لذا طرح های بهتری تصویب میشه. تازه چون فضا مفرح میشه؛ راندمان کاری هم بالا میره. درست نمی گم؟
سعید نایب
سعید نایب
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
امیدوارم رد صلاحیت نشید سلما خانم.!!!
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
ای بابا سر من بی کلاه موند
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨