چیزی شبیه یک رویا

چیزی شبیه یک رویا

نویسنده : s_shahbazi

3 سال بعد ( به رسم همیشه معذور بود از گفتن چند سالی که گذشت) اتاقکی با یک میز چوبی و 2 صندلی لهستانی، فانوس کوچکی که با نورش فقط می‌شد فضا را عاشقانه‌تر کرد و پنجره‌ای بسته که تنفس را مشکل کرده بود!

جر و بحث همیشگی سر سیگار به بهانه آرامش من وقتی همیشه نا آرامم می‌کرد. شیطنت‌هایی که دیگر برایم تازگی نداشت وقتی می‌دانستم اول و آخرش چه می‌شود. گله از نبودنم وقتی خودش خواسته بود که نباشم و هنوز هم باورش نشده بود وقتی بروم دیگر بر نمی‌گردم.

چشمانش جذبه همیشگی را نداشت، صورت رنگ پریده‌اش با پیراهن سفیدی که به تن

کرده بود، سوالی که ما بین این همه حرف منتظرش بودم و نشنیدم، عجیب بود. حس تردید! از آن چشم‌ها، از خاطراتی که به یادآوردنشان غیرمنتظره بود کمی . چیزی شبیه یک رویا، یک خواب که با چند ضربه‌ی در، از آن بیرون آورد.

- وقت ملاقات تمام شده ...

و پرستاری که او را به سمت اتاقش راهنمایی کرد .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
من اگه بگم نفمیدم چی شد خیلی خنگ محسوب میشم عایا ؟
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
نه
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٢
٠
٠
به نظر منم یکم گنگ بود کلی متن. یهویی شروع و یهویی تموم شده بود
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
چقدر گنگ بود....
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات