سلیمان و گنجشکان

سلیمان و گنجشکان

نویسنده : sara5910

گنجشک نر به ماده خود گفت: چرا نمی‌گذاری با تو جفت شوم؟ من اگر بخواهم می‌توانم قبه سلیمان را به منقار بکَنم و به دریا افکنم!

سخن گنجشک به گوش سلیمان رسید. نبی خدا تبسم نمود و به گنجشک نر گفت: آیا این ادعایی که کردی را می‌توانی انجام دهی؟!

گفت: نه رسول خدا، اما شخص، خودش را نزد زنش، بزرگ جلوه می‌دهد و عاشق را بر آن‌چه می‌گوید نباید ملامت کرد.

سلیمان با ماده سخن گفت: چرا از او روی می‌گردانی و به او بی‌اعتنایی می‌کنی؟ در حالی‌که او ادعای محبت با تو را می‌کند!

گنجشک ماده گفت: ای رسول خدا! او دروغ می‌گوید و ادعایش باطل است. چون به جز من، دیگری را هم دوست دارد.

سخن گنجشک در دل سلیمان اثر کرد و بسیار گریست و چهل روز از عبادتگاه خود بیرون نشد و دعا می‌کرد که خداوند دل او را از محبت غیر او پاک گرداند و مخصوص محبت خود گرداند...

کتاب گناهان کبیره- شهید دستغیب


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/١٠
٠
٠
آخی!جالب و تامل یرانگیز بود.ممنون
maryam
maryam
٩١/١١/١٠
٠
٠
بعله!
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/١١
٠
٠
چه قابل تفکر.............ماها که دلمون چند بخشه
imanhkt
imanhkt
٩١/١١/١١
٠
٠
ممنانیم ...
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/١١
٠
٠
ایولا خانوم گنجشکه گول نخورده !! دمش گرم یاد بگیرد....
bye
bye
٩١/١١/١٢
٠
٠
مرسی دوست خوبم جالب بود !
A.hosseiny
A.hosseiny
٩١/١١/١٣
٠
٠
جالب و خواندنی بود نرسی از مطلب قشنگتون ای کاش در دل ما هم کسی جز خودش جای نگیرد
٩١/١١/١٣
٠
٠
مرسی
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
سلام ... متشكرم زيبا بود
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات