متن‌های بلند نوشته می‌شوند اما خوانده نمی‌شوند. نسل من، نسل مد و زیبایی اندام و ماشین‌های عجیب و غریب خارجی ست.

چون نسل من است! نه... چون پرورش یافته نسلی است که بازی‌های کودکی‌شان هفت سنگ و آفتاب مهتاب بوده است اما بچه‌های خودشان را با تبلت وکامپیوتر و... هزار چیز مجازی دیگر سرگرم کرده‌اند.

از نسل من توقع زیادی نداشته باشید، ما پرورش یافته افکار نسل قدیمیم، نه... پرورش یافته عقده‌های نرسیده هستیم.

لازم نیست نسل من را توبیخ کنید، از نسل قدیم من بپرسید که چه کردند که ما این چنین شدیم؟ نسل من نسل بدی نیست، فقط به جای بحث‌های الکی، آرامش می‌خواهد نه چیزهای زورکی.

از نسل من به نسل قدیم: نسل من بد نیست، فقط شما بد بودن را کمی، خیلی، ترویج داده‌اید. نسل قدیم هنوز دیر نیست، درک می‌کنیم، به شرطی که، درک شویم.

(بخواهید آینده روشن خواهد شد)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_jafari
r_jafari
٩٤/١٠/٠٩
٠
١
من دهه شصتی نسل سوخته میخکوب خانه شیطونک الک دولک کاش مادرم زنده بود دلم تنگ شده
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
والا همش به ما میگن نسل اژدها ، دراکولا، هیولا . خودشون چی پس؟
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
خوش به حال نسل جدید
z_amini
z_amini
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
سلام.به نظر من قدیمی تر ها مقصر نیستن.حس کردم شما تمام مشکلات رو به اونا ربط دادین...این نسل امروز همه چی داشتن جز جنبه استفاده ازش...
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٠
٢
٠
نسل قدیم هم خودشان آرامش نداشتند... شاید
فاطمه ماه
فاطمه ماه
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
من فکمی کنم ما خودمون یکم از خونواده دور شدیم (انزوا در خونواده) و مطمیناً اونا تلاششنو کردن برای آرامش ما
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١١
٠
٠
بله متاسفانه اکثر مشکلات فعلی نسل حاضر به خاطر تربیتی که داشتند. یا پدر و مادر فرصتش رو نداشتن یا خیلی بی توجه بودن، نمیدونم ولی هرچی هست بخش زیادی از مشکلت فعلی به خاطر همینِ. البته امیدوارم نسل فعلی نشند بدتر از پدر و مادرها شون...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠