شیر کاکائو یا نماز اول وقت؟!

شیر کاکائو یا نماز اول وقت؟!

نویسنده : r_roshnavand

آقا جون قوربونت برم... از مال دنيا موتور سيكلتي دارم كه وقت نماز ظهر با اون خودم رو به حرم مي‌رسوندم و به عشق ديدن رويت، نماز اول وقت در صحن و سرايت بجاي مي‌آوردم.

چند روزي ست كه در به رويم بسته‌اند. كلاهي كه براي حفظ جان به سر مي‌كنم مانع ديدن معبودم شده. بايد ببرم امانات بگذارم و 1500 تومان براي چند دقيقه نماز بپردازم.

اين روزها نماز اول وقت رفته آخر وقت و امروز روي شيشه‌اي از دكان‌هاي اطراف زده بود «شير كاكائو داغ 1500 تومان» گفتم به جاي سرما و دودي كه هر روز مي‌خورم بهتر است شير بخورم.

==========

دل نوشته‌اي بود به بهانه بسته ‌شده امانات حرم رضوي 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/١٥
١
٠
ای بابا ، 1500 میگیرن ؟ خو چرا این کارو کردن !
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
سلام ... نوعي خدمت است
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/١٥
١
٠
عجب تعارضی رو مطرح کردید ... تفکر پشت متن خیلی خوب بود
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
سلام ... ممنون
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/١٥
١
٠
ینی الان دیگه اگه کسی امانت داشته باشه فقط باید پول بده؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
سلام ... فقط پول
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٠/١٦
١
٠
نماز اول وقت اونم تو حرم چقدر میارزه؟؟دقیقا عمق مطلبتون و نگرفتم---یعنی برای 1500 تومنی که باید پرداخت کنه دیگه بی خیال نماز اول وقت می شه و نمازش می مونه آخر وقت؟؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/١٠/٢١
٠
٠
سلام ... وقتي ميروي داخل حرم كلاه آهني كه موتور سوارها دارند اجازه ورود ندارد . بايد اين را بسپاري به امانت داري و انجا پول ميخواهد. بدون كلاه موتورت رو پليس مي‌گيرد
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات