شهادت گوارای وجودت!

شهادت گوارای وجودت!

نویسنده : سعید نایب

آن چه پیش رو دارید، متن آخرین پیامک یک «مدافع حرمِ» عراقی به مادرش را به ثبت رسانده که از میان حلقه ی محاصره دشمن ارسال شده است. ترجمه‌ی «پیامک» به این قرار است: «مادر! ما تو رمادی محاصره شدیم و مهماتمون هم تموم شده. اگه بعدِ یه ساعت تماس نگرفتم، منو حلال کن و مواظب سجاد و زینبم باش.» و مادر در جواب پسرش نوشته است: «خدا به همراهت مادر. اونا رو روی چشمام می ذارم. تو نگران نباش. شهادت گوارای وجودت.»

هدیه به روح بلندپروازشهدای مدافع حرم صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
عجب مادر شیرزنی، از همچین مادری همچین پسر دلیری زاده میشه....گوارای وجودش.
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
:) شهادت گوارای وجودش
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٩
٢
٠
چه دل بزرگی داشته مادره !
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
دقیقا!
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
واقعا هم ..
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
قشنگ بود. البته جای دیگه ای خونده بودمش
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
واقعا که این حجم از بزرگی از یه مادر ، با سرور و سالار شهیدان محشور شن ..
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
صرفا جهت اطلاع خودم میپرسم .اگر این تصویر از گوشی مادر شهید منتشر شده چطور نام مخاطب امی ذخیره شده؟ البته از اصل غافل نشویم...شهادت گوارایش باد
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١١
٠
٠
شاید از روی گوشی خود شهید باشه
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١١
٠
٠
چقدر آدم باید به درجه ایمان رسیده باشه که اینطور از فرزندش دل بکنه...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤