عمر بر فنا
سری جدید

عمر بر فنا

نویسنده : م-نص

از کودکی با غرور و افتخار به آن‌ها نگاه می‌کردم، در فکرم خفن بودن آن‌ها را مدام یاداور می‌شدم، گاهی متفاوت بودن آنها را، اصلا تفاوت چیست؟ برای من مثل سوپرمن و بتمن و خودمن بودند.

هی... چه شب‌هایی که به امید خفن‌ترین بودن‌شان خوابیدم. فکر می‌کردم خفن‌ترین و قوی‌ترین پلیس جهان را داریم. هفته پلیس با نخ دندان... ببخشید با طناب از ساختمان‌ها آویزان می‌شدند. با ماشین دستی و نیمه دستی و پایی و... می‌کشیدند. آخر کار هم یک دلاورمرد یک تنه به صف دشمنان جان و ناموس مردم می‌زد. عده‌ای قریب به 500 تا اراذل اوباش را کتلت می‌کرد، آن هم چه اراذل اوباشی. همه بدن ساز و رزمی کار. اراذلی که حتی انفیه هم نمی‌دانند چیست. یک تنه همه را شکست می‌داد و زندانی می‌کرد. البته باید بگویمم به صورت نمایشی. که من را یاد فیلم‌های هندی‌ها، چینی و سرامیکی و بدون لعاب و لعاب‌دار و نون خشکیه نمکیه... چی ببخشید؛ امان از فشار ذهنی.کجا بودم... آها من را یاد فیلم‌های هندی و چینی می‌انداخت.

برای من پلیس خفن بود تا این‌که...

از آنها خلاف قانون دیدم؟ نه بابا خلاف قانون چیست؛ ذهن‌تان را درست کنید. ای بابا. نه آقا کلاه ایمنی هم سرشان می‌کنند. ای بابا... رشته کلام را از دستم ول ندهید دیگر. تا این‌که عکس زیر را دیدم، یک عمر زندگی من برفنا بود. یک عمر زندگی من تباه شد. خدا را شکر از تباهی در آمدم.

====================

پ ن:یک سوال؛ اگر این بنده خدا در حین طی کردن مسیر تخته پرش موتورش خاموش شود چه اتفاقی می‌افتد؟

پ ن2: همه ما می‌دانیم پلیس ما خیلی خفن است و پاک و این متن جنبه طنز دارد.

پ ن3: جناب سروان چرا مو. بابا مو شوخی کردوم. بره چی مخین موره تو هفته ناجا اراذل معرفی کنن تو نمایش. بابا مو شوخی کردوم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
ای ول داری؛ عمر بر فنا واقعا خوبه
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
خخخخخخ. نخ دندان!! متنت خیلی بودار بودا!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
هههههههههههههههههههه :)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
واااااااااااااااای ،چه خنده داره این عکسهههه عمر برفنا خخخ
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
من الان چی باس بگم! واقعا اینایی که این کارا رو میکنن چه هدفی دارن! زاویه باز شدن پاهاشون رو میخوان نشون بدن یا اینکه اینجوری لنگ در هوا میتونن بمونن! اصلا اون جناب موتور سوار چه حرفی واسه گفتن داره! - ولی جدای از جدی بودن مطلب طنز لهجه دار خوبی بود :)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات