سینما ما سینما بشو نیست!

سینما ما سینما بشو نیست!

نویسنده : مهدی شاهسون

خب مبحث بعد سینمای کوتاه است. سینمایی نجیب و دوست داشتنی که متاسفانه کمبودهای شدیدی دارد. سینمای کوتاه پویش یک فیلمساز تازه وارد به عرصه‌ی حرفه‌ای ست. متاسفانه فیلمسازان جوان ما سالنی برای اکران فیلم‌های‌شان ندارند، گرچه اگر هم سالن موجود باشد و فیلم‌ها اکران شوند، مخاطبی زیادی از این نوع فیلم‌ها حمایت نمی‌کند. دلیلش را نمی‌دانم اما این‌جا با خارج از کشور متفاوت است و سینمای کوتاه در بین مردم خارجی محترم است لذا فیلمسازان فیلم‌هایشان را به جشنواره‌های خارجی می‌فرستند و بعضی از آن‌ها هم در آنجا اکران و جایزه نصیب دست اندرکاران می‌شود. تازه از همه مهم‌تر نبود حامی برای سازندگان که باید از پول تو جیبی خود خرج کنند، تا فیلم‌شان ساخته شود که این یکی از مسائل مهم است که باید سازمانی در قبال حمایت از تازه واردان به عرصه‌ی سینما تاسیس شود که این را هم مدیران سال‌هاست ورد زبان خود می‌گویند اما خبری از عملی شدن این نکته تا الان نبوده است. به هر حال سینمای کوتاه فقط اسم است، یک اسمی که می‌گویند محترم یا باید محترم بشماریمش.

مسئله‌ی بعد بحث دستمزد بازیگران و ورود چهره‌های جدید به سینما، تئاتر و تلویزیون البته با پارتی بازی ست. هیچ نهاد رسمی نظارت بر عملکرد تهیه کنندگان ندارد که چقدر دستمزدها را محاسبه یا اصلاً هیچ نرخ تعیین شده‌ای نیست که بگوید که فلان بازیگر نقش اصلی دستمزدش این می‌شود و فلان بازیگر نقش اول دستمزدش این. برای همین تمام بازیگران هر چقدر دستمزد بخواهند خودشان تعیین می‌کنند، نه تهیه کننده! گرچه در بعضی مواقع تهیه کننده با دستمزد بازیگر موافقت نمی‌کند اما به هر حال تعیین کننده بازیگر است نه تهیه کننده. متاسفانه در این چند سال اخیر عده‌ی بسیاری از کسانی که وارد حرفه‌ی بازیگری شده‌اند یا از طریق آشنایان و دوستان یا از طریق این آموزشگاه‌های سینمایی بوده است، سوال این‌جاست که چرا کسانی که تحصیلات سینمایی دارند وارد سینما نمی‌شوند؟ چرا رغبتی به این افراد نشان داده نمی‌شود؟ اصلاً آن‌ها دیده می‌شوند؟ درست است که سینما نیازمند چهره‌های جدید است. اما در این بین افرادی که تحصیلات سینمایی دارند هم چهره به حساب می‌آیند.

مهمترین مسئله‌ی این است که متاسفانه سینما و تلویزیون با ادبیات غریبه‌اند و کمتر فیلمی وجود دارد که اقتباس از ادبیات ایران باشد، لذا همان‌هایی که از ادبیات در حال ساخته شدن هستند به دلیل کمبود بودجه متوقف شدند. البته این را هم باید در نظر گرفت که ما دارای نویسندگانی خوب و عالی هستیم که خودشان موتور محرک قلم هستند و سراغ ادبیات و داستان‌ها نمی‌روند که این گزینه‌ی خوبی است اما به هر حال سینما با ادبیات زنده است و باید مدیران سینمایی و نویسندگان به سراغ داستان‌ها و ادبیات ایران بروند که خوشبختانه کم نیستند. این خود آشنایی با ادبیات است، سینمای جهان که حدود 90 درصد از فیلم‌هایشان اقتباس از رمان، داستان و کمیک استریپ است که خونی در یک رگ هستند، لذا ما توانائی عالی  در این زمینه را دارا هستیم که باید از آن استفاده کرد و ادبیات و تاریخ کشور را به نسل‌های جدید معرفی کرد.

متاسفانه یکی از مسائل اصلی سینما  بحث سالن است که با کمبود سالن مواجه هستیم و در این چند سال اخیر سالنی در حد مطلوب ساخته نشده، یعنی به تعداد مطلوب سالن سازی نرسیدیم که این یکی از معضلات بزرگ و مهم سینمای ایران است، جدا از آن که تمام سالن‌ها دیجیتال شده‌اند اما با این تولید نسبتاً انبوه این تعداد سالن کم است و این را می‌رساند که نیاز شدیدی به ساخت سالن داریم که باید سریعتر به آن توجه شود.

یکی از مسائل مهم کشور مبارزه با قاچاق کالاست که سینما هم از قاچاق فیلم محروم نیست. امروزه با تکنولوژی، فیلم‌ها به راحتی از طریق قاچاق در اختیار مخاطبین قرار می‌گیرد. راه حلی برای این معضل می‌شناسم، فیلم‌ها که بصورت دایویکس در بازار با کیفیت بعضا خوب و بعضا بد موجود است، می‌توان همین فیلم‌ها را در پکی مناسب به صورت چهار فیلمی به مخاطبین عرضه کرد، با قیمتی متناسب و کیفیتی بالا. اینطوری قاچاق فیلم هم کم‌کم از دور خارج می‌شود، چون مخاطب همان فیلم‌ها را در یک دی وی دی اورجینال می‌خرد و تماشا می‌کند. به شرطی که خود فیلم‌ها با کیفیت باشد، منظورم از منظر ساختار، مثل سریال شهرزاد که الان همه این سریال را نگاه می‌کنند. حالا ما به این نتیجه می‌سیم که متاسفانه با این وضعیتی که در حال حرکت در آن هستیم باید به فکر یک عزاداری درست و حسابی برای هفت هنرمان باشیمريال چرا که هفت هنر ما مرده، مرده‌هایی بدون کفن.   

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
به نظر من کمبود سالن نیست که الان مهمه ، مهم اینه ما فیلم خوب خیلی کم داریم ، فیلمی که برای عموم مردم جذاب باشه لااقل و بتونه آخر هفته ی یک خانواده رو تامین کنه .
M_Hoseiny
M_Hoseiny
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
منم با نظر شما موافقم ... وقتی تعداد فیلم های با کیفیت سینما اینقدر کم باشه چه لزومی داره وقت و هزینه صرفش بشه ؟!! فیلم خوب خودش مانع از کپی رایت میشه ، همون طور که در مورد بعضی فیلم های اخیر مثل "محمدرسول الله " این اتفاق افتاده
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
به نظر من دوتا از دلایل مهم خلوت بودن سینما ها اول کمبود فیلم هایی که ارزش دیدن رو داشته باشه نه اینکه صرفا یک ساعت و نیم وقت ملت رو طلف کنه. مورد بعدی هم کمبود سینمای استانداردِ (استاندارد ها! نه این استانداردهای کیلویی که میدن!). مردم دوست دارند اگر میخوان سینما برن یه جایی برن که فیلم دیدن توش بهشون بچسبه نه اینکه حالشون گرفته بشه! من خودم ترجیح میدم به جای اینکه فیلمی رو تو یه سینمای غیر استاندارد ببینم. بشینم خونه با خیال راحت فیلمم رو نگاه کنم.
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
او چی نوشته سنگینی بود؛ من که از سینما خدایی چیزی نمی دونم
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٠٣
١
٠
سینما تا وقتی که عشق و عاشقی باشه نه مخاطبین راضی هستند و نه عوامل ساخت اثار؛در هالییود عشق چاشنی هیجان است یعنی اول سوژه و ایده جذابی انتخاب میشود تا در کنار عشق و مساعل عاطفی متنوع به نظر بیاید
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
نمی دونم چرا باس بریم سینما پول بدیم یه عده برامون نقش بازی کنن؟؟
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٤/١٠/٠٤
٠
٠
از هر جای سینما ایران درد میباره...
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣