کمی آزاد / شعر

کمی آزاد / شعر

نویسنده : u_razavi

چند کار آزاد... امیدوارم خوشتان بیاید... لازم به ذکر است: بنده شاعر نیستم...

 

*میخواهم

دورت بگردم

مانند

موهایت

زمانی که

به دور انگشتانت

تابشان میدهی...

 

*هر شب

که به خانه برمیگردم

غم هایم را

از داخل یخچال بیرون می آورم

با مایکرویو

گرمشان میکنم

و تنهایی میخورم

برای نوشیدنی هم

کمی از اشک های دیشب مانده...

خلاصه در نبودت

میگذرد هر چند سخت...

 

*این روزها

کارم شده

"دوست داشتن تو"

مادرم میگفت:

"کار که عار نیست!!"

بعدها

دردم میشود:

"دوست داشتن تو"

بعدها

دوست داشتن تو

دوست داشتنی ترین

مازوخیسم دنیا خواهد شد.

 

*پدربزرگم

آدم مشهوری بود

همه او را میشناختند

پدرم

آدم مشهوریست

همه او را میشناسند!!

از همین دیروز

همه مرا میشناسند!

یادم باشد

به پسرم بگویم

به هیچکس دل نبندد

شهرت چیز خوبی نیست!

 

*ادامه این زندگی امکان ندارد

تا نباشی

مگر میشود

ادامه یک فیلم

بدون نقش اصلی؟؟!!

 

*بیا وظایمان را تقسیم کنیم

هرشب

تو قهر کن

من

موهایت را میبافم

بعد

با کمک هم آشتی کنیم...!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
یوسف قبلن شعرهای قشنگ تری می گفتی ها :) البته اینم بد نیست ولی قبلی ها بهتر بودن. راستی دکتری خوش میگذره؟
u_razavi
u_razavi
٩٤/١٠/١١
٠
٠
عرض ارادت ويژه خدمت رئيس:) والا همينكه اسمشو ميذاري شعر واسه من كافيه:) دكتري هم از داخل خودمونو كشته از بيرون بقيه رو...البته ما هنوز دكتر نيستيم:)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
آخری به نظر من از همه قشنگ تر بود :)
u_razavi
u_razavi
٩٤/١٠/١١
٠
٠
ممنون از نظرتون:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٩
١
٠
(از داخل یخچال بیرون می آورم با مایکرویو گرمشان میکنم و تنهایی میخورم) عالی بود آقا عالی:)) البته باس غمگین می بود ولی من رو خیلی خندوند!
u_razavi
u_razavi
٩٤/١٠/١١
٠
٠
والا همينكه يه حسي واستون ايجاد كرد خوبه حالا چه خنده چه غم؛) ممنون
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٠/٠٩
١
٠
اخی اخریش خیلی رمانتیک بود هعیییییییی:(
u_razavi
u_razavi
٩٤/١٠/١١
٠
٠
ممنون از نگاهتون؛)
M_Hoseiny
M_Hoseiny
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
کارم شده دوست داشتن تو .... اهل شعر نیستم ولی خوشم اومد ...ممنون
u_razavi
u_razavi
٩٤/١٠/١١
٠
٠
ممنون از شما بابت اينكه خوندين و نظر دادين
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
کل اعضای خانواده رو آوردین دور هم شعرشون کنین خخخ
u_razavi
u_razavi
٩٤/١٠/١١
٠
٠
يه وقتي ميرسه همين كار هم واسمون مهمترين كار دنيا ميشه اگه كسي باشه و بشه جمع كرد...ممنون
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/١٠
٠
٠
اشعار زیبایی هستتند ممنون
u_razavi
u_razavi
٩٤/١٠/١١
٠
٠
سپاس از شما كه زيبا ميبينيد:)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات