رفیق ناباب و ذغال خوب

رفیق ناباب و ذغال خوب

نویسنده : sokoot

خبر جدا شدن آقای «م» و خانم «ش» با این‌که خیلی دور از ذهن نبود، حسابی ذهنم را درگیر کرده، این‌قدر که از دیشب توی دلم آشوب است.

به نظرم طلاق یکی از سخت‌ترین شکست‌های زندگی ست. وقتی یک زندگی چند ساله به طلاق ختم می‌شود، یعنی طرفین می‌پذیرند برای یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های زندگی‌شان اشتباه کردند. در حالی که توی هیچ‌کدام از شکست‌های دیگر زندگی، نقش خودِ خودِ آدم برای یک اشتباه این‌قدر پررنگ نیست. مثلاً اگر تاجری ورشکست شود، می‌تواند ربطش بدهد به رکود اقتصادی، به داشتن یک شریک کلاهبردار، به سود بالای تسهیلات بانکی و ... یا اگر یک آدمی توی رشته تحصیلی‌اش موفق نشود ربطش می‌دهد به نظام آموزشی، به اساتید محترم، به دانشگاه، به این‌که فقط می‌خواسته آرزوی پدرش را برآورده کند و ...و هزاران مثال مشابه دیگر!

اما در مورد ازدواج، مخصوصاً اگر طرفین خودشان دست به کار پیدا کردن هم شده باشند! اگر منجر به طلاق شود، اول آدم را می‌اندازد به جان خودش که این چه حماقتی بود؟ چرا بیشتر فکر نکردم؟ چرا چشم‌هایم را بیشتر باز نکردم؟ چرا بله گفتم؟ چرا اینجوری شد؟ چرا نتوانستم کاری برای حفظ زندگی‌ام انجام دهم؟ چرا...؟!

بعدش اطرفیان می‌افتند به جانت، در بهترین حالت سکوت می‌کنند و با غم نظاره‌ات می‌کنند، یک جاهایی هم دلداریت می‌دهند که «حالا طوری نشده که؟ آسمان که نیامده به زمین! خدا را شکر زودتر فهمیدی! خدا را شکر از این بدتر نشد، خدا را شکر ...» و بعد آدم از سکوتِ اطرفیانش، از غم نهفته توی چشم‌های نزدیکانش، حتی از دلداری‌های به جا و نا به جای‌شان بیشتر بهم می‌ریزد و بیشتر فکر می‌کند که این چه انتخاب اشتباهی بود؟ یا من کجای زندگی‌ام روشم غلط بود و راهم اشتباهی بود که اینطوری شد؟

در بدترین حالت هم که بقیه می‌افتند به جانت و مدام اشتباهت را به سرت می‌کوبند: «خود کرده را تدبیر نیست! خودت انتخاب کردی! می‌خواستی چشم‌هایت را باز کنی! و ...» 

بعد از مدتی نگاه غم زده و ترحم‌آمیز و حرف و حدیث‌ها تمام می‌شود. دو تا آدم می‌مانند که احتمالاً دیگر خیلی خوشبین نیستند، دو تا آدم با یک دنیا خاطره خوب و بد از سال‌های اشتراک، دو تا آدم که می‌ترسند از فردا، دو تا آدم که وقتی حتی بعد از مدت‌ها می‌روند توی یک زندگی دیگر مدام دارند مقایسه می‌کنند زندگی امروزشان را با زندگی دیروزشان و فقط خدا کند که دوباره اشتباه نکرده باشند، فقط خدا کند زندگی قبلی مقبول‌تر نباشد! دو تا آدم که یکی‌شان مهر مطلقی دارد روی پیشانیش، آن یکی هم که مرد است و انگ بی‌تدبیری و بی‌فکری می‌چسبد به هیکلش!

حکایت طلاق، قصه رفیق ناباب و ذغال خوب نیست!

می‌بینی، خوشت می‌آید، دلت می‌لرزد، فکر می‌کنی، تصمیم می‌گیری و انتخاب می‌کنی!

و خدا کند که اشتباهی انتخاب نکنی ...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پیک
پیک
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
متنیه که آدم رو عمیق به فکر فرو میبره.آفرین
sokoot
sokoot
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
ممنونم
sokoot
sokoot
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
ممنونم و خوشحالم که تاثیرگذار بود
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
(و خدا کند که اشتباهی انتخاب نکنی ...) خیلی زیبا بود متن. فکر کنم باس خیلی خوب این قضیه رو لمس کرده باشید که اینقدر خوب بیان کردید
sokoot
sokoot
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
این روزها اینقدر طلاق زیاد شده که هر طرفت رو که نگاه می کنی می بینی، و خدا کنه هیچ کس اشتباهی انتخاب نکنه
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/١٠/٠٧
٠
١
زیبا نوشته بودین شیما خانوم ، ای کاش این نوشته از پشت پرده های سنگین احساسات ، به چشمهای کسایی که الان روی ابرهای صورتی پرواز میکنن برسه ... ممنون :)
sokoot
sokoot
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
خواهش می کنم و امیدوارم که برسه به گوششون
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
به نظر من یکی از بدترین اشتباهاتی که یک فرد تو زدگیش میتونه مرتکب بشه همین انتخاب اشتباه شریک زندگی؛ سخت ترش اینه که مجبور بشی بسوزی و بسازی!
sokoot
sokoot
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
دقیقاً همینطوره ، مخصوصاً وقتی پای بچه میاد وسط تصمیم برای جدایی خیلی سخت میشه و یه وقتایی پیش میاد که به خاطر شرایط مجبوری بمونی، بسوزی و بسازی
رفیعه
رفیعه
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
خعلی سخده خدایی!من ک نمیتونم تحمل کنم...خدا واس هیش کس نیاره:( مطلبت خعلی خوب بود!دمت آتشفشان=))
sokoot
sokoot
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
انشاالله ، منم امیدوارم
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٧
٠
١
طلاق خیلی بده ، صمیمی ترین دوستم فرزند طلاااااااقه ، خیلی عذاب می کشه همش :(
sokoot
sokoot
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
بله بچه های طلاق معمولا توی شرایط بدی بزرگ می شن متاسفانه
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١٠/٠٨
٠
٠
طلاق منفورترین حلال خداست.
sokoot
sokoot
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
و سخت ترین تصمیم زندگی و تلخ ترین شکست
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
همین ترس هاست که آدم رو مجرد نگه میداره
sokoot
sokoot
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
به نظر منم بعد از نداشتن شرایط واسه ازدواج دلیل بعدی که آدم ها ازدواج نمی کنند ترس از اشتباه کردنه
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣