یازده سال مثل یک دختر خوب درس خواندم. رفتم مدرسه و آمدم. همیشه شاگرد اول بودم و انگشت نمای بقیه. همین سال آخری که سرنوشت‌ساز است از درس خواندن خسته شدم. دیگر نمی‌کشم. میل و اشتیاقم را از دست داده‌ام. خیلی بد است.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid
mahshid
٩١/١١/١٢
٣
٤
فکرکنم اول .مثل منی دیگه از هرچی درسه حالم بهم میخوره ..نمیدونم چرا؟
hamid_kh
hamid_kh
٩١/١١/١٢
٢
٢
الان داره از 7 جای بدنم دود در میاد ... نگید دیگه آقا نگید...
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/١٢
٠
١
ما که 14-15 ساله از درس خسته شدیم چکار کنیم ! از همون اول دوم دبستان :دی
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/١٢
٢
٣
اول اول اول اول اول اول اول اول اول خبــــــــــــــــــازی خاکستر شد! خخخخ :))))))))))) [بچه تو میدونی من جای مادرتم؟؟؟؟ آدم با مادرش اینجوری رفتار میکنه؟؟؟؟ حیا کن]
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
خدا جمیع سحران را شفای عاجل بده
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/١٢
٣
١
غصه نخور یک روزی تمام میشه!!جمیعا راحت میشیم!
مجید
مجید
٩١/١١/١٢
٠
٣
درس خوبه درس بخونین آفرین بچه های من درس بخونید....
hamid_kh
hamid_kh
٩١/١١/١٢
٠
٠
مجییییییییییید !!!
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/١٣
٠
١
تو را خدا!!!
s.a
s.a
٩١/١١/١٢
٢
٠
میگذره...... منم همین حس تو رو سال کنکورم تجربه کردم(یه بار تو تخته سیاه گفتم)..... همه کنکوریا همینجوری میشن.... حتی اگه بدت هم میاد برو سر درست....... کتابو بذار جلوت.... درست میشه...... به این فکر کن که چند ماه دیگه راااااااااااااااحت میشی...... اون موقع دوست داشتم زودتر کنکورو بدم و راااااااااحت... ولی باور کن دلم برای پیش دانشگاهیم تنگ شده........
N_Sepehri
N_Sepehri
٩١/١١/١٣
٢
٠
وااااااای من که فکر نمیکنم یه روزی دلم واسه پیش دانشگاهی تنگ شه!!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/١٢
١
٠
لیکن من نیز
hamid_kh
hamid_kh
٩١/١١/١٢
٢
٠
ای لیکن هایت در روده بزرگم... مگه تو هم درس میخونی؟؟؟
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/١٣
١
٠
لیکن در راه فوق لیسانس هستیم
sahar
sahar
٩١/١١/١٢
٤
٠
دقیقا مثل من....
maryam
maryam
٩١/١١/١٢
٣
٠
نه!تو ميتوني..
mah-tkh
mah-tkh
٩١/١١/١٢
١
١
قصد توهین ندارم! ولی با این اوضاع دانشگاها درسم نخونی قبولی! ولی دانشگاه اصلا چیزی نیس که فکرشو میکردی! باید 5 برابر مدرسه درس بخونی شابد استاد نمره داد!
N_Sepehri
N_Sepehri
٩١/١١/٢٤
١
٠
برای من رفتن به دانشگاه مهم نیست . مهم اینه که تو چه دانشگاهی و تو چه رشته ای درس بخونم. وگرنه غیر اون که همه میتونن برن دانشگاه. کاری نداره
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/١٢
٠
٠
این حس. سال اینده واسه کنکورارشد خواهم داشت احتمالا!
hamid_kh
hamid_kh
٩١/١١/١٢
٠
٠
یعنی من سال آینده می خوام فوق بخونم...(زیر نویس توسط Hamid_kh)
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/١٢
٢
٠
@ خبازی: هم هِر هِر هِر .... !!! به بچه من چیکار داری؟
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/١٢
١
٠
خب مگه اشکالی داره؟
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/١٢
٢
٠
هنوز که اول راهی جانم.....تو دانشگاه که باشی اونجاست که باید بگی کی تموم میشه.....ولی بچه ها با اینکه روزهای مدرسه خسته آوره ولی هیچ روزی و هیچ دورانی برای من شیرین تر از مدرسه نبود حتی اگه نمره نیووردم...گریه کردم..از کلاس بیرون رفتم و یا با دوستام دعوا کردم .....ولی دیگه اون روزا برنمیگرده....پس دوست خوبم استفاده کن تا میتونی که میگذره
hamid_kh
hamid_kh
٩١/١١/١٢
١
١
اینو هستم تا عمق مطلب...
raaahil.m
raaahil.m
٩١/١١/١٢
١
٠
خب کاری نداره یکم استراحت کن، بعدش بروسر درست!
hamid_kh
hamid_kh
٩١/١١/١٢
٢
٠
چه جالب پس همه خسته میشن... فکر کردم فقط من اینجوریم...
t.m
t.m
٩١/١١/١٢
١
٠
مثه من..منم اینجوری شدم...........
sahar
sahar
٩١/١١/١٢
٣
٠
من مثلا خیر سرم کنکور دارم! 24ساعته پای جیمم.....
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١١/١٢
٣
٠
آخ نگو که هر چی میخونی توقعات بقیه ازت بیشتر میشه... خسته شدم خیلی خسته...
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/١٢
١
٠
با همین روزای مدرسه حال کنین که بعدا عمرا برگرده هاااااا!از ما گفتن!یکم که بزرگتر بشین و مسئولیتها خفتتوون کنن جوری که نشه نفس کشید قدر این روزاتونو میدونین!من الان یکی از آرزوهام اینه که برگردم به سال سوم راهنمایی یا سوم دبیرستانم!!!
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١١/١٢
٠
٠
من که دیگه هیچ احساسی به درس خوندن ندارم !
D_masoud74
D_masoud74
٩١/١١/١٢
٢
٠
حرف دلمو زدی...دلم میخواد همه کتابامو 4 شنبه سوری بسوزونم........بیخیال کنکور..........والا
b-bahmani
b-bahmani
٩١/١١/١٢
١
٠
اووووووووووووو شاخ فیل نکنید کنکور رو!بابا چیزی نیستش!من مثل مرد کنکور سراسری شدم 37 کشوری،آزاد 22 کشوری!.....الانم مثل مرد تو رشته ی خودم حال می کنم!
N_Sepehri
N_Sepehri
٩١/١١/١٣
٠
٠
خوش به حالتون. موفق باشید
pegah
pegah
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
میشه بگید چجوری
اسمانه
اسمانه
٩١/١١/١٢
٠
٠
ای بابا کنکور کیلویی یا دونگی ...
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/١٣
١
٠
این نیز بگذرد ...
maryam
maryam
٩١/١١/١٧
١
٠
بعله!واقعا!
sherlok
sherlok
٩١/١١/١٣
٠
٠
ما که الان دیگه مدرسه پدرسه نمیریم. next لطفا...
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/١٣
١
٠
اگه تونستی جلو مشکلات بایستی ، کاری کردی وگرنه همه میتونن تسلیم بشن . زندگی ینی مبارزه با مشکلات ، هر وقت این مسائل رو حل شده دیدی ، بدون که راه درست زندگی کردن رو پیدا کردی و داری درست زندگی میکنی . اگه غیر از این باشه ، یه مُرده ی متحرکی ...! خدارو شکر کن تنها دغدغت کنکوره ...
بهرام
بهرام
٩١/١١/١٣
١
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگذاریم
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/١٤
١
١
دوست خوبم.... الان تو یکی از بهترین دورانت هستی.... جدی میگم.... من الان تقریبا 2ساله درسم تموم شده ولی حتی همون موقعی که دانشگاه میرفتم دلم م یخواست برگردم به مدرسه و دوران تحصیل چون خداییش یه صفای دیگه داشت.... قهر و آشتیا..... نشستن رو زمین خیس وسط حیاط...... کل کل کردن با معاونامون مخصوصا خانون سلیمانی دوست داشتنی که معروف بود به سُلی!!!!! :))))) خداییش خعلیییییییی خوب بود..... قدرشو بدون فرزندم!!!!!! :))))))))
N_Sepehri
N_Sepehri
٩١/١١/١٦
١
٠
منم این دوران رو دوست دارم اما واقعا دارم اذیت میشم. گاهی از اوقات خیلی دلم میگیره :(
N_Sepehri
N_Sepehri
٩١/١١/١٦
٠
٠
ممنون دوست عزیزم. چشم
ناشناس
ناشناس
٩٢/١٢/٠٩
٠
١
درس کیلویی چنده دیگه از هر چی درسه خسته شدم . از اول سال درس نحوندم حالا دیگه همش جمع شده رو هم آدم میخواد دوباره شروع کنه میبینه نه بابا همچینم آسون نیست. ولی نمیدونم آخرش به کجا ختم میشه... حالا کارنامه نوبت اول رو یه کاریش کردیم نوبت دوم رو چیکار کنیم!!!
narjes
narjes
٩٤/٠٨/٠١
١
٠
سلام واااای اره منم امسال کنکور دارم !واقعا درکت میکنم منم همین حسو دارم نمیدونم باید چیکار کنم دیگه واااااقعا خستم !فک کنم چون ما قبلش خیلی درس خوندیم اینجوری شدیم !
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات