دلِ تنگ / شعر
برای آغاز امامت امام زمان

دلِ تنگ / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

دلِ تنگم نظر سویِ تو دارد 

نگه بر تارِ گیسوی تو دارد 

روم در سایه‌اش هر جا که بینم 

نشان از طاقِ ابرویِ تو دارد 

نباشد غیرِ تو کس در خیالش 

چو الفت با دل و خویِ تو دارد 

دلِ حامی بُوَد مسرور چونکه 

سکونتگاه در کویِ تو دارد 

گلِ نرگس که زیبایِ تمام است 

حسادت بر گُلِ رویِ تو دارد 

بُوَد شاد از اسارت چون به دستش 

کمندی ناز از مویِ تو دارد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج.ان شاءالله
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام ، خیلی زیبا بود /تشکر آقای حسنی
z_amini
z_amini
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام.خیلی زیبا بود.خسته نباشید. اللهم عجل لولیک الفرج
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
من شعر دوست ندارم، چه کار کنم که شعر خون بشم. همش توی مدرسه بهمون میگن باید شعر حفظ کنینن
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
استاد بازم عالی بود. انشاء الله بیشتر در خدمتتون باشیم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات