هشدار؛ یلدا از راه می‌رسد!
درباره سنت‌های خوبی که بد اجرا می‌شوند

هشدار؛ یلدا از راه می‌رسد!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

همانطور که راه می‌رفتم نیم نگاهی هم به مغازه‌ها و فروشگاه‌ها داشتم که یک دفعه چشمم به نوشته‌ای پشت شیشه یک مغازه افتاد: «تزیین سبد میوه شب یلدا» .انواع سبدهای چوبی و حصیری و سیلور کوچک و بزرگ توی مغازه گذاشته شده بود تا با چند ده کیلو انواع میوه‌های فصل و غیر فصل تزیین شوند و از طرف آقا داماد خدمت عروس خانم برسند. دیگر چیزی به شب یلدا نمانده و بازار خریدن بوت و پالتو و انواع لباس زمستانه برای عروس خانم به همراه هدیه و تزیین سبدهای میوه برای هر چه باشکوه‌تر برگزار شدن مراسم شب چلگی حسابی داغ است. از آن طرف هم خانواده عروس باید مراسمی بگیرند و هدایایی برای داماد تهیه کنند که فراخور و درشان این همه زحمت آقا داماد باشد و به اصطلاح آبروی‌شان حفظ شود!

این روزها این قدر این مراسم برای خانواده‌ها مهم شده است که از دو هفته مانده به شب یلدا درگیری‌های مربوط به «چی بخریم؟»، «چی ببریم؟»، «چطور پذیرایی کنیم؟»، «چند نوع میوه باشد؟» و «شام بدهیم یا نه؟» شروع می‌شود و تا چند روز بعد آن ادامه پیدا می‌کند. تازه یک قانون نانوشته‌ای وجود دارد که به همه افراد فامیل و غیر فامیل اجازه می‌دهد که در هر وقت و فرصتی (حتی اگر ماه‌ها از شب چله گذشته باشد) یکدیگر را ملاقات کنند بتوانند از هم بپرسد که شب چله چی آوردن و چی بردن و چطور برگزار شده!

مراسمی که قرار بوده وسیله‌ای برای ابراز محبت و ارادت بین خانواده‌ها باشد، مبدل شده به مساله‌ای استرس‌زا که خودش گاهی منشا اختلافات می‌شود. با بیان این مسئله اصلا نمی‌خواهم به این موضوع برسم که سنت یلدا بد است و باید کنار گذاشته شود، بلکه می‌خواهم بگویم خیلی از سنت‌هایی که از گذشتگان به ما ارث رسیده است به ذات می‌توانند خیلی خوب باشند ولی ما این‌قدر آن‌ها را در دایره تجملات و چشم و هم چشمی و تفاخر پر و بال داده‌ایم که خودشان حالا وبالی شده‌اند بر گردن‌مان و از عهده‌اش بر نمی‌آییم. شب چله گرفتن یکی از آن نمونه‌هاست که آن‌قدر تغییر شکل و ماهیت داده است که دیگر با آن شکل سنتی که شیرینی‌اش یک کله قند بود و هدیه‌اش چیزی در وسع داماد و با یک مراسم ساده و یک شب نشینی سر و ته‌اش هم می‌آمد قابل مقایسه نیست.

به نظرم ما ممکن است نویسنده‌های خوبی شویم ولی کارگردان‌های خوبی نخواهیم شد. ما یک سنت خوب و دوست داشتنی را به یک شکلی فجیع اجرا کردیم. بار اولمان هم نیست که چنین کاری می‌کنیم. بارها اتفاق افتاده است و خواهد افتاد. ما می‌توانیم به قیمت دیده شدن و تفاخر و با بهانه آبرو؛ حسابی خود و دیگران را به زحمت بیندازیم. مشکل از سنت نیست وقتی که ما قدرت اجرای آن را به شکل خوب نداریم.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/٠٩/٢٩
١
٣
ولی به نظر من هنوز تجملاتی نشده، هنوز همون کدو و شلغم و لبو و زردک و انار و تخمه سر جاشه الحمدالله.
ریحانه
ریحانه
٩٤/٠٩/٢٩
١
٠
اشتباهی مثبت دادم....خیلی تجملاتی شده...
maede
maede
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
واقعا یه سری حاشیه و ظواهر تو این مراسما هست که فقط باعث ناراحتی و بحث بین خانواده عروس و داماد شده.چند وقت پیش که کامنتای مردم رو زیر یک نوشته در مورد تجملات شب یلدای نوعروسا میخوندم بیشتر متوجه این موضوع شدم😳
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات