همش فیلمه؛ سخت نگیرید!
راهنمای گام به گام نوشتن یک فیلمنامه دهه پنجاهی، به روش کیمیا

همش فیلمه؛ سخت نگیرید!

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

امروز قرار است کنار هم به صورت عملی روش نوشتن یک فیلمنامه دهه پنجاهی را تمرین کنیم. اما قبل از هرچیز لازم می‌دانم توضیح کوتاهی در مورد «جهان داستانی» بدهم. 

جهان داستانی یکی از ابتدایی‌ترین نکاتی است که هر نویسنده‌ای از جمله داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس و غیره، قبل از نوشتن متن مورد نظرش باید به آن فکر کند. به عنوان مثال وقتی شما می‌خواهید داستانی درباره فضانوردها بنویسید باید به تمام جزییات جهان داستان‌تان فکر کنید. یعنی بدانید در داستان شما ساعت چند دقیقه دارد و چطور می‌گذرد، ذرات تشکیل‌دهنده سیاره شما چیست، موجوداتش چه شکلی‌اند، چه چیزی می‌خورند، چطور حرف می‌زنند و... جهان داستانی به شما کمک می‌کند داستانی واقعی‌تر، جذاب‌تر و باورپذیرتر داشته باشید. 

اما خب، همه حرف‌های بالا را بیخیال شوید. اصلا «جهان داستانی» را بیندازید دور! چون تجربه نشان داده سریال‌هایی ساخته شده‌اند که عوامل ساخت آن‌ها ظاهرا آشنایی زیادی با پدیده «جهان داستانی» نداشته‌اند، و البته موفق هم بوده‌اند. پس ما هم روش همین عزیزان را در پیش می‌گیریم و یک تمرین عملی در مورد نوشتن فیلمنامه دهه پنجاهی، البته با الگوی سریال کیمیا، را برایتان توضیح می‌دهیم:

یک ایده دهه پنجاهی در ذهن‌تان بیاورید. آوردید؟ احسنت. شما قسمت بزرگی از کار را انجام داده‌اید و بقیه‌اش اصلا سخت نیست. حالا شروع به پردازش ایده کنید. اگر صحنه اول داستان‌تان داخل کوچه اتفاق می‌افتد و شما با کوچه‌های دهه پنجاه آشنایی ندارید، اصلا نگران نباشید. حتی لازم نیست در موتورهای جستجوگر دنبال عکس بگردید. این را بدانید که اضافه کردن یکی دوتا تاکسی پیکان، یک باجه تلفن عمومی زرد رنگ و یکی دوتا گاری میوه‌فروشی مشکل‌تان را حل می‌کند. اصلا هم مهم نیست که آپارتمان‌ها همین آپارتمان‌های امروزی باشند. به پلاک‌های روی دیوار، آیفون تصویری ساختمان بغلی و این مدل چیزها هم توجه نکنید. آدم که نباید اینقدر جزئی‌نگر باشد! همان تاکسی نارنجی و باجه تلفن زرد کافی‌است.

شاید الان بپرسید که با آدم‌های داخل کوچه چه‌کار باید بکنید؟ جواب‌تان مشخص است. اگر کسی به شما گفته که ظاهر آدم‌ها در دهه پنجاه با حالا فرق داشته، دروغ محض گفته! شما کافی است یک یقه بزرگ و کت و شلوار برای مردهای پولدار، پیراهن روی شلوار برای مردهای خوب دهه پنجاهی، یک مقنعه بلند برای دختر‌های دانشجو، چادر گل‌گلی برای خانم‌های خانه و کلاه پر دار (به پر داشتن کلاه حتما دقت کنید!) برای خانم‌های پولدار در نظر بگیرید. به اپل مانتوها توجه نکنید. چون می‌روند زیر مقنعه و چادر و دیده نمی‌شوند. به شلوارها هم دقت نکنید. یک جوری از بالا فیلم را می‌سازند که اصلا شلوارهای شخصیت‌های داستان‌تان دیده نشود. یک عمر است شخصیت‌های دهه پنجاهی همین‌مدلی در فیلم‌ها نشان‌داده شده‌اند، شما هم همین راه را ادامه بدهید. 

آخرین نکته‌ای که باید در نظر داشته باشید وسایل زندگی است. البته بهتر است بگویم آخرین نکته‌ای که لازم نیست در نظر داشته باشید! چون مثلا شخصیت‌های داستانی شما می‌توانند بروند و توی همین نایلون‌های امروزی میوه بخرند، کسی حواسش نیست که آن روزها میوه را توی پاکت کاغذی می‌فروختند. یا شخصیت‌های داستان‌تان می‌توانند در هر وقت شبانه‌روز از تلفن خانه‌شان به هر نقطه جهان و به هر شهر دور افتاده‌ای تلفن کنند. مطمئن باشید کسی یادش نمی‌آید که آن روزها از هر دویست خانه فقط یکی تلفن داشت! و خیلی چیزهای دیگر که نباید در نظر داشته باشید!

دیدید؟ تمام شد. به همین سادگی توانستید ایده دهه پنجاهی‌تان را بپرورانید. تازه شما خیلی هم اضافه کاری کرده‌اید و شک نکنید که با این همه تلاش موفق خواهید بود، چون فیلمنامه دهه پنجاهی شما می‌توانست زیر برج میلاد و در حالی که دست هر شخصیت یک تلفن همراه است، اتفاق بیفتد. پس از هیچ چیز نترسید و همین امروز شروع به نوشتن کنید. فقط کافی است که سخت نگیرید!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/٠٩/٢٩
٢
٢
حالم از این فیلم بهم می خوره، خدا رو شکر که کیمیا به پیمان نرسید و پیمان بدبخت نشد،
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٩/٢٩
٠
٠
:|
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٩/٢٩
١
٠
بالاخره هر کس نظری داره :)) ممنون.
sepide.b
sepide.b
٩٤/٠٩/٢٩
٠
٠
فیلم های مثلا تاریخی ما هیچ فرقی با سریال های زمان حالمون نداره انگار. موضوع همون، پرداخت همون، لحن همون، گریم همون، دیالوگا زرد و... کیمیا هم مثل خیلی از سریال های ماه رمضون و عیده فقط زمانش فرق داره./ راستی مگه ایجاد فضا و پرداخت به جزییات و مسائلی که شما درمورد جهان داستانی مطرح کردی وظیفه کارگردان نیست؟!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٩/٢٩
١
٠
بله حق با شماست. فرق چندانی ندارن... در مورد سوالی که پرسیدین، راستش من توی مسائل هنری تخصص ندارم و بهتره که اظهار نظر نکنم ولی تا جایی که در زمینه ادبی میدونم نویسنده باید جهان داستانیش رو کامل بسازه. شاید در مورد فیلمنامه اجرای این جهان داستانی به عهده کارگردان باشه ولی نمیشه گفت نویسنده مسئولیتی نداره. خیلی از مسائل مثل دیالوگ ها هم همونطور که خودتون گفتین فرقی با فیلم های امروزی نداره. که این دیگه قطعا کار نویسنده است :) مرسی از نظرتون
z_amini
z_amini
٩٤/٠٩/٢٩
٠
٣
جدی این چیزا مهم نیست؟ اگه اینطوره من تا فردا یه فیلمنامه آماده دارم....تهیه کننده معرفی کنید لطفا، بلکه زود تر بسازیمش...
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٩/٢٩
٣
٠
برداشت از متن آزاد است. خودتون ببینید جدی بود یا نه :)
بهار
بهار
٩٤/٠٩/٢٩
٠
٠
یعنی سریال کیمیا انگشت کوچیکه سریال خاک سرخ هم نمیشه...ما که اکثریتمون واسه همون دهه هستیم موندیم آخه این چیه اینا ساختن...از طرز پوشش تااااا حرف زدن...ما را چی فرض کردن
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٩/٣٠
١
٠
ما رو هیچی، من موندم خودشون رو چی فرض کردن موقع ساخت!
f.haghighat
f.haghighat
٩٤/٠٩/٢٩
٣
٠
با تشکر از شما/ به نظر من فیلم سازای تلویزیونی فقط موضوعی که براشون مطرحه اینه که خانواده شب بشینن دور هم به رسم قدیم... میوه ای بخورن. گاهی تلویزیونی نگاه کنن. وقتی توقع در همین حد باشه فیلم در همین حد ساخته می شه... یه جورایی مردم بی تاثیر نیستن در عقب موندگی سریال ها و یه جورهایی هم سریال ها سهم بسزایی دارن در عقب موندگی مردم! البته بلانسبت همه منظورم از لحاظ هنری یا هر وظیفه ی دیگه ایه که یه رسانه می تونه داشته باشه.
نازنین
نازنین
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
خب اگر هدف اینه که خانواده دو هم باشن که سریال های ترکی دارن به نحو احسن همین کار رو میکنن در واقع سرگرم کننده تر هم هستند علاوه بر این با دروغ های شاخدار و اعصاب خورد کن هم نمیخوان طرز فکر پوسیده شون رو به زور توی کله بیننده کنن، ضمنا دست گذاشتن روی کمبود و در واقع نقطه ضعف مردم ما که رنگ و عشق و شادی و شور زندگیه، من خودم با دیدن اطرافیانم این نظر رو میدم، حتی حاضر نیستن لحظه ای شبکه های داخلی رو تماشا کنن، اما همین سریال های خارجی ترکیه ای وقتی قراره راجع به دهه 70 خودشون فیلمنامه بنویسن، چهره پردازی کنن یا طراحی صحنه بسیار بسیار موفق تر عمل میکنن. البته شکی نیست که از نظر بار محتوایی عمق زیادی ندارن اما برای عامه مردم سرگرم کننده هستن و به وضوح میبینیم که جامعه تشنه اینطور سریال هایی بوده.
f.haghighat
f.haghighat
٩٤/٠٩/٣٠
١
٠
الان هرچی کامنتتونو می خونم "نازنین" نمی فهمم منظورتون چیه، نه که متوجه نشما! متوجه رویکردش نمی شم. الان منظورتون اینه که نه بابا کیمیا اهداف بزرگ تری داره نه صرفا دور هم جمع کردن مردم، انتقاد از سریال بود؟ حمایت از تولید ترکی بود؟ :/. البته حدس می زنم منظورتون اینه که حتی در این زمینه هم موفق نیستن که در این صورت من بیشتر منظورم خانواده هاییه که هنوزم پایبند اصولی هستن و دنبال ماهواره نمی رن حتی اگه درجه ی هوشی هنری شون به مراتب بالاتر از سریالای چرت ایرانی و حتی ترکی باشه ولی متاسفانه توقعشونو آوردن پایین...
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٩/٣٠
٠
١
به نظر من یه سری سریال ها صرفا با هدف تولید یه موضوع خاص ساخته میشن. و حتی هدفشون به دور هم جمع کردن خانواده هم نمیرسه! همونطور که در مورد خیلی سریال های ترکی میگیم هدفشون ترویج فلان مبحث غیر اخلاقیه و غیره. اینجا هم خیلی وقت ها در حوزه فیلم یا کتاب کارهایی تولید میشه که مثلا هدفشون صرفا تولید یه فیلم یا انتشار یه کتاب دفاع مقدسی یا انقلابیه. درحالیکه اگه یه کار قوی و خوب در این حوزه در بیاد از صدها کار غیر اصولی موثرتره و طرفدارهای بیشتری جذب میکنه. مثل رمان هستی در حوزه ادبیات کودک نوجوان که اگرچه کتاب دفاع مقدسیه ولی به شدت بین بچه ها جاشو باز کرده و راه خودشو از کتابهای سفارشی با موضوع جنگ جدا کرده.
زهره
زهره
٩٤/٠٩/٢٩
٠
٠
دقیقا دقیقا از اول فیلم من خودمو کشتم بابا لباسای که الان اینا میپوشن هنوز تو شهرستان کوچیک ما نمیپوشن فک کنم ساپورت اون موقع مد بوده شلوار های دم پا الان:)) یه زحمت میدادن فیلمی ده سال پیشه نگاه میکردن میفهمیدم طرز لباس پوشیدنشون افتضاح افتضاحه و حرفای کیمیا کاملا مشخصه یه جون امروزی داره حرف میزنه سطح سوادش بالاست اونجا که قبول شده بودافتضاح بود عملکرد ارش من حسابی خندیدم حسابیا
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
لباساشون که واقعا جالبه:)) من هنوزم هر شب منتظرم یکی با یه لباس ورساچه بپره وسط فیلم!
maede
maede
٩٤/٠٩/٣٠
٣
٠
به نظرم سریال وضعیت سفید واقعا فضاسازیش خوب بود اما در مورد کیمیا کلا یادمون میره مثلا مربوط به زمان حال نیست،حتی رفتارای کیمیا هم به دخترای اون دوره نمیخوره!!!کلا فقط بازیگرای این سریال خوبن،همین.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/٣٠
١
٠
وضعیت سفید که عالی بود بهترین فیلم شبیه سازی شده اجتماعی در حوزه جنگ شناخته شده/کیمیا که اصلا خوب نبود
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
اوهوم. کلی بازیگر خوب اومدن ولی بدون هیچ نظم و برنامه ریزی و ذوق هنری!
سارا
سارا
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
وای چه بامزه! من چند روز پیش فقط یه قسمت از این سریال رو دیدم و فکر کردم سریال برای زمان حاله! و فقط تصادفا(!) یکی دوتا تاکسی نارنجی از خیابون رد شدن! نمی دونستم دقیقا برعکسه!!!!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٩/٣٠
٠
١
آره برای کسی که یه بار ببینه واقعا این حس به وجود میاد:))
سحر
سحر
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
نه دیگه حالا تا این حد!از ابروهای برنداشته کیمیا قبل از ازدواج معلوم بود مال الان نیست.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
برای هر سریال که در تلویزیون پخش میشود صاحب اثر/نویسنده و طراح فیلمنامه نزدیک به 30/40میلیون پول میگیرن بعضی سریالها واقعا خوش ساخت است مثل وضعیت سفید و پنجمین خورشید اما کیمیا هیچ چیز قابل توجهی نداره یک دختر تقریبا زشت که معلوم نیس واسه چ خاطر خواه داره حتی ارش با این که ادم فاسدی است لیاقتش بهتر از کیمیا است حداقل خوشگل تر هر وقت یک دقیقه از ستایش یا کیمیا را دیدم افسوس خوردم که بیت المال مسلمین در چه راه بیخودی که هیچ شباهتی به هنر نداره خرج میشود
f.haghighat
f.haghighat
٩٤/٠٩/٣٠
٢
١
معیار خاطرخواهی پسرا مگه فقط زیباییه :|.
سارا
سارا
٩٤/٠٩/٣٠
٤
١
چه نظر خطرناکی :/ این یعنی زن رو به زیبایی فرو بکاهیم. تازه اون هم زیبایی ظاهری که معیارش بنابه تعریف هر فرد متفاوته
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٩/٣٠
٢
١
من با اینکه معیار انتخاب یه زن رو زیبایی ظاهرش بدونیم مخالفم ولی خب همیشه برام سوال بوده که چرا این دخترا توی سریال ها که مثلا هیچ ویژگی خاصی ندارن، هزار تا خاطر خواه دارن:))
سارا
سارا
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
آره کاملا موافقم این سوال برای من هم همیشه وجود داشته که چه چیزی باعث داشتن این همه خاطر خواه برای شخصیت های سریال ها میشه. در حالیکه توی دنیای واقعی اصلا همچین چیزی وجود نداره. دلم برای سریالهایی از جنس زیرتیغ تنگ شده.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٠٣
١
٠
یکی از معیارهای انتخاب خانم ها برای همسری زیبایی است همان طور که زیبایی در انتخاب اقایان توسط خانمها هم عنوان میشود که زیبایی نسبی است و هرکس سلیقه خاصی در این باب دارد ولی هیچ وقت ارزش زن با زیبا انگاشتن و دیدن زیبایی های سیرت و صورت کم نخواهد شد
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٠٣
١
٠
زیر تیغ سریال ناراحت کننده ای بود :-\ به قول قدیمی ها: به اندازه کافی غم و غصه داریم که مجالی برای دیدن اشک و ناله سریالها و فیلمهای تلویزیونی نمونده
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/٣٠
١
٠
حالا مردم که نگاه میکنن از سر بیکاری یا هر چیز دگه!ولی پس فردا قیامت خدا از اینها میپرسه این هم فیلم شد که تو بازی کردی!اونجا قیافه ها دیدنی است به اسم هنر هر مضخرفی را سر هم میکنن به خورد ملت میدهن
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٩/٣٠
١
٠
تا حالا به این فکر نکرده بودم که توی قیامت از چیزهای امروزی هم سوال بشه. چه جالب! امیدوارم واقعا سوال شه ازشون....
نگار
نگار
٩٤/٠٩/٣٠
١
٠
این خخیلی خوبه که ما حساس باشیم واجازه ندیم هر چیزی رو به خورد ما بدن ولی یه جور دیگه هم میشه نگاه کرد . اینکه چون شبکه های ما اغلب چرت پخش میکنن و مردم میرن سمت ماهواره و شبکه های جم ، حداقل این سریال ابکی یکم شاید باعث بشه وقت بعضی ها در همین شبکه های خودمون بگذره نه جم
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
خب حالا که یه سریال آبکی میتونه مردم رو جمع کنه دور هم، چرا یه سریال خوب نسازیم که لااقل غیر از ندیدن ماهواره، یه فایده دیگه هم داشته باشه؟!
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٤/٠٩/٣٠
٠
٠
ممنون !جالب بود .باورتان بشود یا نه من به هیچ عنوان وقتم را برای تماشای سریالهای ایرانی تلف نمیکنم.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
باورمون میشه :)
یلدا
یلدا
٩٤/١٠/٠١
١
٠
من با یه چیز دیگه هم که مشکل دارم تابلو بودن وحشتناک خوبی و بدی شخصیتها از روی ظاهرشونه.یعنی کارگردان و نویسنده محترم نمیتونن آدم پولداری رو که خوب باشه تصور کنن.یا آدمی که کراوات بزنه و چشم رنگی و صورت اصلاح شده داشته باشه و مامور ساواک و نباشه!!!آخه انقدر نگاه سطحی به انسان؟!حالا گیریم فیلم خوب ندیدن تو عمرشون،آدم واقعی هم ندیدن؟؟؟!!!!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
بله این که واقعا دیگه کلیشه شده. حتی از کلیشه هم بدتر. این موضوع نه تنها در مورد لباس ها که در مورد اسم آدم ها هم صدق میکنه
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
دنیای کیمیایی خیلی وقته که تموم شده!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
بله. البته اگه «کیمیایی» ایهام نداشته باشه:))
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
خخخ من بعضی وقتا با خودم میگم این اتفاقا توی چ سالی افتاده؟؟؟؟؟؟
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/١٠/٠١
٠
١
یه سال تلفیقیه که گویا فقط توی ذهن عوامل فیلم وجود داره.
f_mahdavikia
f_mahdavikia
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
سلام. خوش حال می شم نظرتونو در مورد مطلبم بدونم. http://jeem.ir/pagetwo.php?print=3&type=10&id=23433
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
چشم. حتما :)
sepide.b
sepide.b
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
از حق نگذریم اگر این فیلم یک ویژگی مثبت داشته باشه، تیتراژش با صدای کم نظیر علیرضا قربانیه. من عاشقِ تیتراژشم :)))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/١٠/٠١
٠
٠
بله البته. اینم حرفیه :))
پری گل
پری گل
٩٤/١٠/٠٢
١
٠
عاقا عقد بدون اجازه ی ولی، اونم چند روز بعد گم شدن پدرو کوجای دلمون بذاریم؟
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
راس میگین:))
نازنین
نازنین
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
سوال من الان اینه: چرا ماهواره بده؟ چرا باید سعی کنیم یا سعی کنن که مردم ماهواره نبینن؟ چرا خودمون داریم سانسور و فیل/ تر رو خوب جلوه میدیم؟ تمام رسانه های دنیا برای جذب بیننده، به خاطر ثروت اندوزی بیشتر (تبلیغات) و یا القای روش زندگی خاص تفکر خودشون هر کاری که لازم باشه انجام میدن، رسانه های داخل ایران هم یکی از میلیون ها رسانه دیگر. فقط بسیار ناتوان در ارائه زیبایی های بصری و البته با ادعای بسیار زیاد.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣