در خیابان که راه می‌روم کافی است که کسی از کنارم رد شود

چشمانم را می‌بندم و خط عطرش را بو می‌کنم 

دستان هر کسی را می‌بینم که مبادا حلقه داشته باشد 

چشمانم را به چشم‌های عده‌ای می‌دوزم

راه رفتن بعضی‌ها را تماشا می‌کنم 

بافت موی هر کسی را با دقت می‌بینم 

نوع شال بستن‌ها، نوع حرف زدن‌ها و خندیدن‌ها

گاهی قند در دلم آب می‌شود و ذوق می‌کنم

گاهی با بغض رد می‌شوم

من همیشه به جزء به جزء انحنای هر دختری دقت می‌کنم!

درست است ، حق با توست

من چشم چرانم 

اما عیبی ندارد، هر کسی هر چه می‌خواهد بگوید

من فقط در جست و جوی تکه تکه‌های تو در دیگرانم

تا هر تکه را هر شب موقع خواب در پازل ذهنم مرور کنم

شاید یک بار دیگر تو را کامل داشتم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٠٣
١
٠
ای چشم چران هیض :)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
منم یک لحظه همین جمله امد تو ذهنم :))
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
بچه مثبت ها:-)
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
نظر لطفتونه!!
parisa_parsa
parisa_parsa
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
توجیه بدتر از گناه؟؟!!! خخخخ
فاطمه
فاطمه
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
قشنگ نوشتید
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
سوژه مورد نظر شما توسط دیگران بلعیده شده مگه؟! چرا دنبال تکه تکه کیس مورد نظرتون در دیگران میگردی؟
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
چشمانم را می‌بندم و خط عطرش را بو می‌کنم ...... به ما که یاد دادن این کار خوبی نیست!!!!!!!!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
متن زیبا/دل نوشته خوب/و حس مناسبی را خلق کردید تشکر
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
این قرار بود عاشقانه باشه!!؟؟ راه حل بهتری برای یافتن تکه های پازلش نیست؟
M_Hoseiny
M_Hoseiny
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
خب بعد نتیجه این همه جستجوی ... قراره چی بشه ؟!!
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/١٠/٠٤
٠
٠
حسِ عاشقانه نوشت نوشتتونو خودتون میتونین درک کنین ،طوری که شما نه ازروی هوس نه از روی چشم چرانی بلکه از روی دلتنگی نگاه میکنیدو دنبال یک نفر بیشتر نیستید
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
چیزی که دوست داشتم همه متوجهش بشن مرسی از توجهتون
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
آقای حسن زاده کم پیدا؛ بیشتر دوست داریم در خدمتتون باشیم
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
در کم پیدایی ما ، فیلترینگ جیم هم بی اثر نیست ؛)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٤
١
٠
دبیر دین و زندگی مون می گه این مرور کردن شبونه گناهه :| حالا نه این که شبونه کلا مرور کردن آدما وقتی مال تو نیستن گناهه :|
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
به نظر من خیلی مشخصه که این نوشته مخاطب خاص داره؛ ولی خوب جملاتی هم توش به کار رفته که می تونست نره تا حس چشم چرانی توش ایجاد نشه
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٤/١٠/٠٥
٠
٠
راسش من عاشق تناقضم! مثل جمع بستن هوس و عشق... (البته هوس و عشق تناقض نیست ، هوس جزئی از عشقه ، ولی خب انگار اینجوری جا افتاده که هوس در مقابله عشقه ) اینکه نظرتون رو با درک حس شخصی نویسنده میگین ، واقعا دلگرم کننده اس ممنون از توجهتون
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

بزهکار

٩٦/٠١/٠٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید پس از آیت الله فقید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساندویچ همبرگر

٩٦/٠١/٠٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

مِهر هایی که به آبان آورد

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

تکذیب های پادری‌ها راست بودند

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات