سفری به فراتر از بهشت

سفری به فراتر از بهشت

نویسنده : sahar-s

خیلی وقت‌ها توی جمع و دور همی‌ها که صحبت از کربلا می‌شد خیلی‌ها چشم‌شان اشکی می‌شد. توی دلم می‌گفتم وا؟! مگه می‌شه! همه‌ش تظاهره؛ چقدر بد...

تا این‌که خیلی سریع امام حسین(ع) دعوتم کرد به حرمش. آن‌قدر سریع که خودم هم باورم نمی‌شد. به خودم آمدم دیدم توی فرودگاهم، دارم خداحافظی می‌کنم. توی هواپیما یک استرس خیلی شدید داشتم، حسی بود که تا حالا نداشتم.

رسیدیم کاظمین، غربت عجیبی داشت. اما بگویم از کربلا...

نزدیک حرم که شدیم چشمم افتاد به گنبد طلا (توی دلم گفتم خدایا این‌جا واقعا کربلاست؟)

وارد حرم شدیم. اولین کاری که انجام دادم رفتم جلوی ضریح شش گوشه. چه ابهتی داشت، چه صفایی داشت، چه حس قشنگی داشت، باورم نمی‌شد، این من بودم که صورتم از اشک خیس شده بود، دیگر چادری که روی صورتم گرفته بودم هم خیس شده بود.

دلم نمی‌خواست از جلوی ضریح کنار بروم. هر وقت می‌رفتیم حرم من جایم آن‌جا بود؛ آن‌جا دنبالم می‌گشتند. وای که چقدر عالی بود بین الحرمین، حرم حضرت عباس. زبانم بند آمده بود، نمی‌توانستم حتی دعا کنم، هر چه بگویم از صفای حرم آقا ابوالفضل کم گفتم، هوای داخل حرم به کل با بیرون فرق می‌کرد.

سه روز مثل نور گذشت. رفتیم نجف حرم حضرت علی(ع). آن‌جا می‌شد فهمید شاه عالمیان یعنی چه. احساسی ناب، عالی. کاش می‌شد گفت که چه می‌گذشت آنجا. حرم امام علی معرکه ست، ایوان طلا چشم خیره می‌کند، دلت می‌خواست ساعت‌ها بنشینی همان‌جا.

سه روز دیگر هم گذشت و ما برگشتیم ولی از آن موقع هر وقت توی تلویزیون کربلا نشان می‌دهد اشک من هم جاری می‌شود. الان که حال آن افراد را فهمیدم؛ متوجه شدم که چقدر ندانسته به‌شان تهمت زدم.

فقط می‌توانم دعا کنم قسمت همه بشود، من را هم دوباره بطلبد، چون واقعا دلم آنجاست.

این هم عکس‌های سفرم.

 

 

 

 

 

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
با این متن و توصیف٬من که هنوز قسمتم نشده٬اشکم در اومد٬البته ناخواسته.کاش زنده باشم و سال بعد اربعین برسم خدمت ارباب.
sahar-s
sahar-s
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
ان شاالله هرچی زودتر طلبیده بشین واس ما هم دعا کنیم
parisa_parsa
parisa_parsa
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
منم دلم کربلا خواست... خیلی خیلی هم خواست... کاش منم لیقاتشو داشتم... زیارت ها قبول :)
sahar-s
sahar-s
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
مرسی عزیزم قبول حق باشه ان شاالله قسمتتون بشه
i_banu69
i_banu69
٩٤/١٠/٠٣
٢
٠
زیبا بود منم هفته ی پیش کربلا بودم حرم حضرت ارباب و حرم حضرت سقا
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٣
١
٠
به به. سعادت میخواد که نصیب ما نشده. قبول باشه زیارت
sahar-s
sahar-s
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
ان شاالله نصیبتون بشه مررسی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
کی رفتید کربلا؟ بعد از اربعین؟
sahar-s
sahar-s
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
نه ما 20 شهریور پرواز داشتیم توی ان مدت نبودم این شد که با تاخیر گذاشتم
M_Hoseiny
M_Hoseiny
٩٤/١٠/٠٣
١
٠
کربلا ... اللهم الرزقنا...
M_Hoseiny
M_Hoseiny
٩٤/١٠/٠٣
١
٠
تعظیم می کنم به تو و پرچمت حسین.... این قد به پیش غیر شما تا نمی شود
علیرضا
علیرضا
٩٤/١٠/٠٤
١
٠
هیییی واسه ما هم دعا کنید نصیبمون بشه...
sahar-s
sahar-s
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
ان شاالله
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/١٠/٠٤
١
٠
واقعا قابل وصف نیست! حقیقتا منم نتونستم دعا کنم توی حرمهایی که رفتم کلا زبونم بند اومده بود وقتاییکه از حرم میومدیم بیرون دعاهام یادم میومد!!! فقط میتونم بگم بیچاره تراونی که دیده کربلاتو همین!
i_banu69
i_banu69
٩٤/١٠/٠٤
١
٠
اصلا حسین جنس غمش فرق می کند..................
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٤
٠
٠
واااااااای منم می خوام :( مچکررررر که با عکسا ما رو بردین اونجا
sahar-s
sahar-s
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
فدات عزیزم ان شاالله ک هرچی زودتر طلبیده بشی
سعید نایب
سعید نایب
٩٤/١٠/٠٥
١
٠
زیارتتون قبول.
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/١٠/٠٥
١
٠
شاید باورت نشه دارم اشک میریزم با هرکدوم از عکسات... خوش به حالت...
sahar-s
sahar-s
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤